کد خبر : 96011
/ 08:17

دنیای جهان

بازخوانی زندگی مردی که 365 روز از کوچ ابدی‌اش می‌گذرد، زنده‌دلی که بسیاری از اهالی فوتبال مشهد با او خاطره‌ها دارند

دنیای جهان

شهرآرا آنلاین - مرتضی اخوان - انگار همین دیروز بود که جهان به پایان رسید! 365 روز پیش در یک روز زمستانی که آرام‌آرام آماده نوروز می‌شدیم، خبری تلخ جامعه ورزش و به‌ویژه فوتبال مشهد را شوکه کرد، خبری که حکایت از خاموشی خورشید جهان در 23 اسفندماه 1396 داشت. جهانگیر زنده‌دل که از پیش‌کسوتان فوتبال مشهد و باشگاه ابومسلم بود بعد از تحمل ‌چند‌ سال بیماری، در سن هفتادوپنج‌سالگی چشم از جهان فروبست‌. مرد دوست‌داشتنی ابومسلم که اگر نه بیش‌ از محمود خوردبین در پرسپولیس، دست‌کم به همان اندازه، سرپرست ابدی مشکی‌پوشان شهر بوده است. او اکنون در قطعه نام‌آوران بهشت رضای مشهد آرمیده و عصر امروز قرار است مراسم یادبود نخستین سالروز آسمانی شدنش را خانواده، دوستان و جامعه ورزش مشهد، در کنار ورزش‌دوستان برگزار کنند. مرور جهانِ مرحوم جهان زنده‌دل در سالروز فوتش پیشکش دیدگانتان.

 

پسر بجنوردی، مشهدی بالفطره!

جهانگیر زنده‌دل متولد بجنورد بود، یک بجنوردی‌زاده اما مشهدی بالفطره. وقتی برای گذراندن دوران تحصیل در دبیرستان به مشهد آمد، فوتبالیست تیم منتخب آموزشگاه‌های بجنورد بود. بعد در مشهد هم برای تیم منتخب آموزشگاه‌ها توپ زد. زنده‌دل در سال‌هایی که فوتبال و توپ گرد آن چندان برای فوتبال باشگاهی به شکل حرفه‌ای نمی‌چرخید، در سکوت کامل فوتبال کرد و تمام شهرت و توانش را برای زنده کردن تیم مشکی شهر بعد از انقلاب گذاشت. خداداد عزیزی می‌گوید اگر مرحوم جهان زنده‌دل را پدر ابومسلم بنامیم، به‌گزاف نگفته‌ایم، مردی که با پدری کردن برای ابومسلم در قلب هواداران فوتبال مشهد جاودان شد و مشکی‌دوستان او را مشهدی بالفطره می‌دانند.

 

جهان از نگاه دوستان

فرقی ندارد مهدی قیاسی باشد یا قاسم زردکانلو. هر‌دو از پیش‌کسوتان فوتبال این شهر هستند که رفاقتی دیرین با مرحوم جهان داشتند. روایت‌های آن‌ها شبیه هم است. فرقی نمی‌کند یکی از عبارت «جهان شوخ‌طبع بود‌» استفاده کند یا دیگری بگوید «به او می‌گفتیم خوش‌باطن‌». مهدی قیاسی و قاسم زردکانلو سال‌‎های سال در ابومسلم کنار جهان بودند و دم‌‌به‌دم هم برای موفقیت و اعتلای فوتبال مشکی‌پوشان تلاش کردند. قیاسی درباره رفیق پنجاه‌ساله‌اش می‌گوید: وقتی به مشهد آمد، استخدام بانک صادرات شد. انسان فوق‌العاده خوش‌باطنی بود و همه‌چیز را از دریچه مثبت می‌دید. پیش‌کسوت فوتبال مشهد به جاذبه‌های زنده‌دل اشاره می‌کند و می‌افزاید: شوخ‌طبع بود و در برخوردش با آدم‌ها جاذبه‌های زیادی داشت که مورد توجه قرار بگیرد. قاسم زردکانلو هم درباره آقاجهان می‌گوید: تقویمش معروف بود. یک تقویم داشت که همیشه تمام نکات بازی را در آن یاداشت می‌کرد. همیشه به ظاهرش اهمیت می‌داد و خوش‌پوش بود. اگرچه شاید وضع مالی خیلی خوبی ‌نداشت، به آراستگی اهمیت می‌داد.

 

مجوز جهان پای نام ابومسلم

ابومسلم که تشکیل شد، جهان و برخی از دوستانش فوتبالشان تمام شده بود. قاسم زردکانلو با بیان این مسئله می‌گوید: جهانگیر بعد از انقلاب ابومسلم را احیا کرد. جمع کردن ابومسلم و پیگیری کارهای تیم تلاش او بود که با گرفتن مجوز برای باشگاه به سرانجام رسید. وی می‌افزاید: بچه‌های ابومسلم خیلی دوستش داشتند؛ یعنی همه دوستش داشتند. نکته عجیب در مورد او این بود که روابطش با همه خوب بود و این شگفت‌انگیز بود. زندگی‌اش را بعد از انقلاب برای ابومسلم هزینه کرد. حاج مهدی قیاسی، پیش‌کسوت و رفیق دیرین زنده‌دل، هم می‌گوید: واقعا خدمات زیادی برای ابومسلم انجام داد. سال‌های سال من سرمربی بودم و او سرپرست تیم بود.

 

قصه اشک‌هایی که تمام نمی‌شود

صدایش از پشت تلفن می‌لرزد. می‌لرزد که نه! همان اول بغضش می‌ترکد. همین‌ که می‌گوییم «آقا جهان»، بغض یک‌ساله‌اش دوباره توی گلو می‌ترکد و می‌گوید: چه بگویم؟ انگار تمام گفته‌هایش توی سینه‌اش بود. شهین وقاری، همسر مرحوم جهانگیر زنده‌دل، یک سال بعد از فوت او، از دردهای دلش می‌گوید: 50 سال با او زندگی کردم. 70 درصد زندگی‌اش فوتبال بود و 30 درصد ما. غصه می‌خورد. این اواخر غصه می‌خورد. می‌گفت من نتوانستم برای شما کاری کنم. می‌گفت: تو می‌خواهی بعد از من چه‌کار کنی؟ می‌دانید که ما اجاره‌نشین هستیم. همیشه خودش را سرزنش می‌کرد. می‌گفتم: جهان، بیا حرف‌های خوب بزنیم. می‌گفتم: جهان، همیشه پای قولم هستم. قول داده بودم تا آخر عمر کنارش باشم. بودم. شهین‌خانم سکوت می‌کند. انگار صدای هق‌هقش را پنهان می‌کند. دوباره شروع می‌کند: کاش می‌توانستم نگهش دارم. دوست داشتم فقط بنشینم و نگاهش کنم. هیچ‌وقت از هیچ‌کس گله نمی‌کرد.

 

داستان 2 ماهی که شیرین شد

داستان 2 ماه آخر زندگی مرحوم جهانگیر زنده‌دل متفاوت بود، وقتی شهرداری مشهد برای این پیش‌کسوت فوتبال شهرمراسم تجلیل و قدردانی گرفت، مراسمی که جهان در آن خندید، برایش دست زدند و جهان به لبخند آمد، داستان دلگرمی‌ای که پیش‌کسوتان و اهالی ورزش در روزهای آخر به او دادند، آن‌هایی که آمدند و رفتند تا جهانگیر‌خان روزهای آخر را تنها نباشد. شهین، همسرش، می‌گوید: همه برایش سنگ تمام گذاشتند. انگار قرار بود همه دست به دست هم بدهند تا با خاطره‌ای خوش از دنیا برود. فکر نمی‌کنم از هیچ پیش‌کسوتی این‌قدر تجلیل شده باشد. او اضافه می‌کند: وقتی در بیمارستان بود، استاندار وقت به ملاقاتش آمد. جهانم می‌خندید. انگار راضی باشد. جهان واقعا یک جهان بود. بانو شهین هنوز هم باورش نمی‌شود. باورش نیست که جهان برایش تمام شده باشد. جهان هنوز برای او و تمام آن‌ها که می‌شناختندش زنده است. پایان جهان 23 اسفندماه 1396 نیست. پایان جهان روزی است که دیگر کسی او را به یاد نداشته باشد. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی