کد خبر : 96117
/ 09:10
نیم نگاهی به تأثیر نشریات زنان در جامعه

نامه بانوان

نامه بانوان

شهرآرا آنلاین - ناهید توسلی نویسنده، پژوهشگر و کنشگر حقوق زنان مدیرمسئول مجله«نافه» - تاریخ و عمر نشریات تخصصی بانوان را، که دچار فراز و فرودهایی هم‌زمان با آغاز کنشگری زنان برای دستیابی به حقوق برابر و عادلانه‌شان بود، باید در توازی با تاریخ و عمر فراز و فرودهای شرایط و قدرت سیاسی/ مدنی و نیز اصلاح جامعه قبیله‌ای به سوی جامعه مدنی و مردم سالار در ایران بر‌شمرد.

به گواه تاریخ‌نویسانِ حوزه روزنامه‌نگاری، «دانش» به مدیریت خانم دکتر معصومه کحال، نخستین روزنامه هفتگی بود که در سال ۱۳۲۸هـ.ق. برای زنان چاپ و منتشرشد با این هدف که: «[دانش] روزنامه‌ای است اخلاقی، علم خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری، مفید به حال دختران و نسوان و به کلی از پلتیک و سیاست مملکتی سخنی نمی‌راند» و در سرمقاله‌اش به حقوق و برتری مادری، اخلاق‌مند شدن مادران، امکان تحصیل علوم جدید از طریق روزنامه‌ها از سوی زنان بزرگ‌سال اشاره شده و در آخر هم آمده بود که: «خانم‌هایی که سواد خواندن ندارند، بر آقایان محترم فرض است که این جریده را برای آن‌ها هر هفته بخوانند تا آن‌ها نیز از این فیض محروم نمانند، بلکه همین معنی سبب شود که تحصیل سواد نیز بفرمایند.»

 

روزنامه «شکوفه» به مدیریت مریم عمید (مزین‌السلطنه)، دو سال پس از «دانش» با مقاله‌ای تحت عنوان «آگاهی یا حقیقت مطلب» منتشر شد که در آن، به عوارض تربیت و عدم تربیت زنان، و مسائلی چون «حب وطن، خدمت به نوع، شرف ملی، افتخار مذهبی، فداکاری در راه استقلال وطن» و... را در وجود «مادران عالِمِه...» و آن را روزنامه‌ای اخلاقی، ادبی، حفظ‌الصحه اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری و... تعریف می‌کرد و مسلک مستقیم آن را تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاقی زنان، بر می‌شمارد.

«زبان زنان» به مدیریت صدیقه دولت‌آبادی در اصفهان و در حوزه زنان، در سال‌های۱۲۹۴ تا ۱۳۰۰شمسی منتشر می‌شد که با کودتای ۱۲۹۹، انتشار آن متوقف، اما از سال ۱۳۰۰ به بعد در تهران به صورت مجله ماهانه منتشر می‌شد. شعار این روزنامه «الجنه تحت اقدام الامهات» بود و بیشتر سیاسی و ضد نفوذ بیگانگان و علیه استبداد بود. مطالبی مانند: «حق با آزادی است»، «سرنگون باد استبداد»، «زنده باد قلم»، «پَست و نابود باد جهل» و...منتشر می‌کرد. خانم دولت‌آبادی در داخل روزنامه مطالبی در مورد پیشرفت زنان نیز می‌نوشت، مانند: «ما برای نجات خواهران بینوای خود و برای یاری وطن قلم به دست گرفته‌ایم...زنده باد ایران..نیست باد استبداد.»

از دیگر نشریات زنان می‌توان به نشریات زیر اشاره کرد:-

«نسوان شرق» از سوی مرضیه ضرابی در گیلان در سال ۱۳۰۵

«پیک سعادت نسوان» از سوی روشنک نوع‌دوست در گیلان در سال ۱۳۰۶

«بیداری» از سوی «تشکیلات زنان» شاخه‌ای از حزب توده در سال ۱۳۲۲

«زن امروز»، از سوی سازمان «جمعیت زنان» بین سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۴

«زنان پیشرو» از سوی صدیقه گنجه‌ای، 

«آزادی زنان» و «زنان مبارز» در سال ۱۳۲۹هـ.ش.

«نامه بانوان» از سوی دختر میرزا حسن رشدیه در سال ۱۳۲۹هـ.ش.

«زنان ایران»، نشریه «جمعیت زنان ایران» از سوی بدرالملوک بامداد که با ویراستاری فاطمه سیاح در سال ۱۳۳۱ منتشر می‌شد و کسانی چون زهرا خانلری، فروغ حکمت و سیمین دانشور با آن همکاری می‌کردند.

«نامه بانوان»، «عالم نسوان»، «جهان زنان»، «نسوان وطن خواه ایران» «نسوان شرق» «پیک سعادت نسوان» «دختران ایران» «جامعه زنان قزوین» و «راه زندگی»، و در اواخر دهه ۳۰ «اطلاعات بانوان» وابسته به روزنامه اطلاعات و اوایل دهه ۴۰ «زن روز» وابسته به روزنامه کیهان از نشریات ویژه زنان بودند که در سال‌های پیش از انقلاب منتشر می‌شدند.

در۲۰ سال دوران پهلوی اول، ۱۳ نشریه منتشر می‌شد که علاوه بر نشریاتی که رویکرد سیاسی داشتند، نشریاتی هم وجود داشند که مشی آن‌ها دوری از سیاست و ترویج زندگی مدرن بود. در دوره پهلوی دوم نیز ۳۰ نشریه مربوط به زنان منتشر می‌شد که بیشتر حول محور مد و آداب اروپایی بودند. وجود چنین نشریات یا کتاب‌هایی از حدود 100سال پیش به بعد از سوی زنان تحصیل‌کرده آن دوران موجب آگاهی رسانی‌های اجتماعی، سیاسی، مدنی و... به زنان ایرانی می‌شد و راهگشای حضور آنان در همه عرصه‌های عمومی بود.

با توجه به اینکه تاریخ جهان در طول هزاره‌ها تنها از سوی مردان روایت می‌شده بدیهی است که روایتِ حوادث و اتفاقات با نگاه مردمحورانه بیان می‌شده است. در همین شرایط که زنان قلم به دست گرفتند و اقدام به نوشتن کردند، چه در نشریات زنانه‌ای که در دهه‌های 10،20و پس از جنبش مشروطه منتشر می‌شد و چه به صورت نوشته‌هایی خاطرات‌گونه مانند نوشته‌های تاج‌‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه و چه دیگر مطالبی در دفاع از حقوق زنان، مانند بی‌بی خانم استرآبادی که رساله «معایب‌الرجال» را با بیان و زبانی زنانه در پاسخ به «تأدیب النسوان» نوشت و زنان را به حضور و مشارکت در عرصه‌های عمومی تشویق کرد. امروزه نیز با توجه به شرایط جهانیِ اطلاعات و اخبار (میدیا) ما با روایت‌های بسیار ظریف و عمیق زنانه زنان بیشتری روبه‌رو هستیم، مانند روایت جنگ ویتنام از زبان خانم اوریانا فالاچی و یا کشتار هولوکاست و محاکمه آیشمن با روایت و تفسیر و تأویل زنانه خانم هانا آرنت فیلسوف.

تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه نیز با نگارش خاطراتش در سال ۱۳۳۲ قمری روایت‌های زنانه‌اش را می‌نویسد و می‌پرسد چرا زنان ایران حقوق خود را نمی‌دانند، چرا عقیده دارند رفتن دخترانشان به مدرسه عیب است؟

به نظر می‌رسد انتشار همین تعداد نشریاتِ پس از دوران مشروطه و نیز دوران پهلوی اول و دوم موجب شد تا در ایران و به ویژه پس از انقلاب ۵۷ ما با طیف وسیعی از زنان خبرنگار و مفسر مسائل و وقایع سیاسی/ مدنیِ جدی و همچنین زنان نویسنده در ایران روبه‌رو باشیم. با گسترش و گشایش‌های اجتناب‌ناپذیر و بی‌بازگشتی که در سال‌های نخست پس از انقلاب در حوزه‌های گوناگون برای زنان پیش آمد، آنان توانایی‌های خود در بیشتر حوزه‌ها از جمله حوزه روزنامه‌نگاری و خبرنگاری را به رخ کشیدند.

پس از انقلاب نشریات تخصصی زنان با تأخیری نسبتا دودهه‌ای رو به رشد گذاشت و زنان سنتی و غیرسنتی نشریات ویژه خود را، گرچه با چالش‌های متفاوت، منتشر می‌کردند. اما به دلایل مختلف برخی از آنان امکان ادامه انتشار نیافتند.

در دهه‌های سوم و چهارم پس از انقلاب، گرچه متأسفانه میزان کمّی نشریات زنان رو به کاهش گذاشت، اما زنان در آن مدت هم‌زمان با انتشار همان نشریات تخصصی به دیگر وسائل ارتباط جمعی مدرن و روزآمد مانند فیس‌بوک، تلگرام، واتس‌آپ، اینستاگرام و... برای رشد و آگاهی‌رسانی‌های اجتماعی، سیاسی، مدنی، شهروندی و... دست یافتند تا بتوانند به کنشگری در دیگر مسائل حقوقی زنان نیز بپردازند.

بدیهی است اصلی‌ترین مسائل حوزه زنان که باید در نشریات تخصصی مطرح شود اشاره به دستیابی به حقوق حقه انسانی برابر و عادلانه‌شان است. آنچه در طول تاریخ و هزاره‌ها از آنان دریغ شده است. این مهم، به نظرمن، هم از سوی نشریات تخصصی زنان و هم از سوی دیگر نشریاتی که برخی از زنان مدیریت آن را به عهده دارند در قالب ژانرهای قصه و گزارش و آفرینش‌های ادبی/ هنری صورت می‌گیرد و همین ژانر قصه‌نویسی از سوی زنان، گهگاهی به ژانر جدید «زنانه‌نویسی» که یکی از ژانرهای بسیار مهم ادبیات امروز جهان هست، تبدیل شده است.

زنان ایران، برای دستیابی و بالفعل کردن بالقوه‌های ادبی/ هنری و آفریدن اثرهای گونه‌گون در حوزه ادب و فرهنگ و هنر می‌باید برای اثبات هستی برابرِ انسانی/ اجتماعی/ مدنی/ شهروندی خود کوشش بسیار کنند. زیرا یکی از مشکلاتی که مانع حضور فیزیکی و اندیشواریِ برابر آنان با مردان در جامعه می‌شد قوانین فقهی متصلب سده‌های پیش بود که هنوز «روزآمد و زمان‌مند» نشده بود که البته این نیز با کوشش فراوان همین زنان، از سوی علما و فقهای مربوط در حال اجرا و به روز رساندن آن در حوزه حقوق برابر و عادلانه زنان، در حال شکل گرفتن است.

با همه این کوشش‌ها و کنشگری‌های زنانِ مسئول و متعهد در حوزه روزنامه‌نگاری زنان، اما هنوز زنان روزنامه‌نگار با چالش‌های بسیاری - منهای چالش‌های اقتصادی، که خود من برای «نافه» با آن روبه‌رو هستم - مانند چالش‌های سیاسی/ قضایی روبه‌رو هستند. خط قرمز نشریات تخصصی زنان، خط قرمزهایی است که با هیچ یک از موازینی که دیگر نشریات ملزم به رعایت آن هستند همسان نیست. زیرا برای آگاهی دادن به زنان «غیراِلیت» و «غیرکلان شهرنشین»، ناگزیر از عبور از برخی خط قرمزهایی است که از نقطه نظر جامعه‌شناسی «تابو» محسوب می‌شوند و همین امر دست و بال مدیران نشریات تخصصی زنان را برای آگاهی رسانی به زنان و رشد آنان می‌بندد.

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی