کد خبر : 96125
/ 09:24

زنان همیاران جامعه

اعتلای زنانگی به مثابه افزایش سلامت اجتماعی است

زنان همیاران جامعه

شهرآرا آنلاین - مهتاب علی‌نژاد - زندگی امروزی که در ابعاد جهانی مرزهای مدرنیته را در هم نوردیده است و جهان اجتماعی با تبعات مدرنیته تشدید‌شده و بازاندیشانه روبه‌روست و ارتباطات انسانی در ابعادی فرامکانی و فرازمانی در جریان است، جوامع محلی و ملی برای پایدار ماندن و حفظ هویت خود نیازمند آن هستند که در آموزش و پرورش اعضای خود، چنان برنامه‌ریزی نمایند که افراد در فرایند اجتماعی شدن، توان شکل‌دهی به هویت خود، بر اساس محیط اجتماعی زیستی را داشته باشند و در نوسان تغییرات روز‌افزون و شتابنده اجتماعی و فرهنگی در سیالیت جهان اجتماعی امروز، دچار سردرگمی‌ و اضطراب‌های خارج از مدیریت و کنترل، نشوند و سلامت روانی‌شان دچار نوسان و افول نگردد. جوامع امروز با پیچیدگی‌های بسیاری در مقایسه با جوامع پیشین در مسیر پرورش افراد مواجه هستند که به گونه‌ای آنان را بپرورانند و اجتماعی نمایند که هم از شخصیت‌های سالم و هویت‌های نسبتا پایدار برخوردار باشند و هم توانمندی و مهارت زیستن در مخاطرات پیاپی را داشته باشند. به ویژه در جوامع جهان سوم که ورود مدرنیته در حالی صورت گرفته است که بستر بومی‌زیرساخت‌های لازم را برای پذیرش و نهادینه کردن ملزومات جامعه صنعتی نداشته است و سبب ایجاد تعارض میان فرهنگ سنتی و فرهنگ مدرن در فرایند یادگیری اجتماعی افراد شده است.

 

خانواده نیاز به الگوهای مدرن دارد

در اینجاست که نقش حائز اهمیت نهاد خانواده به عنوان اولین نهاد پرورش انسان مطرح می‌شود. انسان‌ها به عنوان اعضای اجتماعی در ارتباطی متقابل با جامعه به آن شکل می‌دهند و از آن تأثیر می‌پذیرند و در صورتی که به شکل صحیح و کاربردی و متناسب با زمان زیست خود، اجتماعی شده باشند جامعه‌ای سالم را رقم خواهند زد چرا که خانواده‌ فرد را قادر می‌سازد تا ارزش‎ها‌، هنجارها‌، مهارت‏‌ها‌، الگوهای فکر و عمل را فرا گیرد و به عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی همانند آینه‌ای عناصر اصلی جامعه را در خود جای می‌دهد. در واقع بازتابی از وضعیت موجود مطلوب و یا نامطلوب اجتماعی است. براساس نظریه سیستمی‌خانواده‌، هر فرد در زندگی نقشی را در مجموعه نظام خانواده بر عهده دارد و همانند دیگر سیستم‌ها، نظام خانواده از طریق فرایند بازخورد با یکدیگر ارتباط دارند‌. حلقه‌های بازخورد ادامه کارکرد سیستم را فراهم می‌سازد. نیک اشتاینت از جمله صاحب‌نظران برجسته در حوزه خانواده به این نکته دست یافته است که خانواده‌های قدرتمند از الگوهای ارتباطی مطلوب با یکدیگر برخوردار هستند‌. به علاوه آنان زمان زیادی را برای بحث و ارتباط رودررو با یکدیگر اختصاص می‌دهند‌. این خانواده‌ها در احساسات‌، ترس‌ها‌، شادی‌ها‌، غصه‌ها و نیازهای خود با یکدیگر شریک می‌باشند‌. این شیوه ارتباطی به خانواده کمک می‌کند تا در مقابل وقایع استرس‌زا به خوبی مقابله کنند. خانواده به عنوان رکن اساسی جامعه به ویژه در فرایند اجتماعی شدن‌، نهادی است که مدیریت آن در کنار الگوهای سنتی و فرهنگی احتیاج به الگوهای مدیریتی نوین دارد چنانکه کارکرد آن متناسب با نیاز امروزین افراد باشد. این الگوی مدیریتی نوین باید با توجه به تمام ابعاد تغییرات اجتماعی طراحی گردد و اینجاست که بزرگ‌ترین حلقه خانواده یعنی زن نقش خود را ایفا می‌کند.

 

زن همیار جامعه در فرایند پویایی است

اولریش بک می‌گوید: جامعه صنعتی بر جدایی قاطع بین جنبه‌های عمومی‌ و خصوصی و حذف زنان از دنیای عمومی‌ و شکل‌گیری هویتشان صرفا بر اساس نظام خشک جنسیتی استوار بود اما پس از جنگ جهانی دوم که زنان وارد محیط کاری شدند، شاهد در‌هم شکسته شدن نظام جنسیتی بوده‌ایم. این وضعیت مردان را از اینکه تنها حامی‌ و سرپرست خانواده باشند، آزاد کرده و به این ترتیب پیوندهای قبلی بین کار، خانواده و جنسیت از هم گسیخته است. این تعریف مؤید این امر است که زنان به عنوان نیروهای فعال اجتماعی که زنانگی خود را با معیارهایی فراتر از نظام جنسیتی شکل می‌بخشند، نیازمند دیده شدن در ابعاد امروزین هستند. بازخوانی زنانگی در دنیای مدرنیته بازاندیشانه یک پیش نیاز اساسی برای تعریف نقش زن در خانواده و اجتماع است. تکالیف نقشی زن در جامعه سنتی، زن در جامعه مدرن، زن در جامعه مدرنیته بازاندیشانه، اگر چه در مواردی نظیر حوزه عاطفی و تولید مثل مشترک است اما در معنای وسیع زنانگی دارای تغییراتی نه کاملا منطبق اما هم‌راستا با تغییرات سایر حوزه‌های اجتماعی در فرایند جهانی شدن است. زن امروز با اینکه در جامعه مصرفی به عنوان یک کالا تعریف شده است اما در جامعه علمی‌ به عنوان یک انسان اندیشه‌ورز تعریف می‌شود و از یک همراه مرد در تولید مثل، همراه خانواده در اجتماعی کردن افراد، به یک همیار جامعه در فرایند پویایی تبدیل شده است. در واقع زن از نقش‌پذیری اندرونی و پشت صحنه پرورش فرزندان به انسان اجتماعی حاضر در بیرون خانه و دوشادوش مردان گسترش تکالیف نقشی یافته است. از مدیریت امور خانه و خانواده به مدیریت کارخانه و صنعت نیز راه پیدا کرده است. با به رسمیت شناخته شدن زن به عنوان یک نیروی اجتماعی فعال، جایگاه نقشی او تا فراسوی مرزهای خانواده پیش رفته است. امروزه زنان با حضور در عرصه‌های اجتماعی اعم از جایگاه‌های شغلی یا همیاران حاشیه‌ای جامعه، از نقش مادرانه خود بسیار فراتر رفته‌اند و علاوه بر انجام وظایف و نظارت بر اجتماعی شدن فرزندان به عنوان اعضای جامعه‌، با حضور در جایگاه‌های شغلی بر اجرایی شدن آنچه به افراد جامعه در خانواده آموخته‌اند نیز ناظر هستند.

 

زنان جهانی می‌اندیشند بومی‌عمل می‌کنند

اگر میان حقوق زنان و تکالیف نقشی تعریف شده برای آنان در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تفاوت‌های آشکار و پنهانی وجود دارد اما تأثیر رسانه‌ها و قرار گرفتن تمامی‌ جوامع در قالب بخشی از نظام جهانی سبب شده است تا زنان در فرایند جامعه‌پذیری و شکل‌گیری انتظارات اجتماعی‌شان از جامعه، بیشتر به شکل جهانی بیاموزند و بیندیشند و به شکل بومی‌ و منطقه‌ای عمل کنند. افزایش اندیشه‌ورزی و اهتمام به خردورزی در میان قشر زنان تحصیل‌کرده سبب شده است تا انتظارات اجتماعی آنان از جامعه افزایش یابد و متعاقبا سطح انتظارات جامعه نیز از زنان افزایش یابد. جامعه امروز جهانی دیگر زن را صرفا به مثابه مدیر اندرونی نمی‌پندارد و تلاش‌های بی‌وقفه زنان برای حضور و پذیرفته شدن در عرصه‌های اجتماعی جهانی سبب شده است تا گام به گام توانمندی خود را افزایش دهند و به عنوان صاحب‌نظران عرصه آموزش و اندیشه وارد میدان مدیریت و تألیف شوند. در واقع انسان‌ها در دوره مدرنتیه بازاندیشانه به مؤلف زندگی خود تبدیل می‌شوند، زنان نیز به مؤلفان زنانگی امروز تبدیل شده‌اند و این مؤلف شدن طبقه نخبه زنان به توده زنان نیز تسری نسبی یافته است.

 

اعتماد به نفس زنان به عزت نفس تبدیل شده است

نقش زنان امروز نقشی همه جانبه‌تر و گسترده‌تر در جامعه است. آنان طی تلاش‌های چندین دهه اخیر خود سعی نموده‌اند تا توانمندی ماندن در مسیر پویایی و اندیشه‌ورزی را کسب نمایند و زنانگی را برای تمامی‌ زنان اعم از نخبه و توده، به زنانگی تعالی یافته و فرارونده از سنجش صرفا جنسی و ارزیابی‌های جنسیت مدار تبدیل کنند. این مسیر تعالی برای زنان یک مسیر پیش رونده است که در آن با افزایش روزافزون توانمندی‌های خود سعی دارند تا با بهره‌مندی از خردورزی علاوه بر بهبود بخشیدن به زندگی فردی خود و فرزندانشان به عنوان مادر، رندگی سایر افراد جامعه را نیز به عنوان همکار بهبود بخشند. کسب اطلاعات نوین و هم‌راستا شدن با تغییرات اجتماعی به زنان این امکان را داده است که اگر چه اندک و با دشواری اما سبب افزایش مهارت‌هایشان در زندگی اجتماعی و تعاملات شود و بر کیفیت زیست اجتماعی خانواده‌شان و جامعه تأثیر مثبت بگذارد. حضور زن به عنوان یک انسان اجتماعی نه یک ابزار جنسی، علاوه بر آنکه اعتماد به نفس را در زنان می‌پروراند سبب افزایش عزت نفس آنان نیز می‌شود و عزت نفس همان اندوخته ارزشی ارزشمندی است که هر انسان اجتماعی برای موفقیت در بروز خود‌اجتماعی خود به آن نیازمند است. بروز خود‌اجتماعی به گونه‌ای که سبب بازخورد مثبت از سوی جامعه شود به اعتلای اندیشه‌ورزی در زنان کمک می‌کند و پذیرش‌گیری اجتماعی سبب می‌شود آنان رضایتمندی خوشایندی را تجربه کنند که درنهایت افزایش شادی و سلامت و نشاط را برای آنان در پی خواهد داشت.

 

نشاط اجتماعی زنان به منزله نشاط اجتماعی نسل‌های دیگر است

نشاط اجتماعی برای زنان که پرورندگان کودکان و نسل‌های متمادی جوامع هستند، به منزله نشاط اجتماعی برای نسل‌های دیگر است. مدیر داخلی خانه که اکنون با پذیرش اجتماعی در نقش‌های بیرون از محیط خانه، به حداکثر شکوفایی استعدادهای ذهنی و بالفعل کردن ظرفیت‌های بالقوه‌اش در امر دانش‌پژوهی و مهارت‌اندوزی دست یافته است قادر است تا الگوی سازنده‌ای از خویش برای کودکانی که تحت پرورش او قرار می‌گیرند، نوجوانانی که در هویت‌یابی خود به او استناد می‌کنند و جوانانی که در امور اجتماعی، خود را زیر چتر حمایت فکری او می‌بینند، ارائه دهد. زن به عنوان بنیان خانواده با قرار گرفتن در معرض کسب اطلاعات و آگاهی و دانش جهانی و ملی و منطقه‌ای امروز، قادر خواهد بود شناخت گسترده‌تری از جهان امروز و نیازهای افراد برای زیست اجتماعی سالم در بحبوحه مخاطرات متغیر امروزین، کسب نماید و با به‌کارگیری دانش به‌روز‌شده خود در فرایند پرورش و آموزش کودکان در جایگاه مادر و در نهاد خانواده، علاوه بر منبع آرامش و حامی‌عاطفی یک نسل، مشاور اندیشه‌ورز و انتقال‌دهنده ارزش‌های مناسب با فرهنگ منطقه‌ای و جامعه زیستی-اجتماعی نیز باشد.

 

زنان آرامش‌دهندگان اصلی محیط خانواده و جامعه در دنیای ماشینی هستند

جامعه مصرفی امروز که زندگی ماشینی و رفاه نسبی را به ارمغان آورده است، زمان بیشتری از مرد و زن را برای کسب درآمد می‌ستاند، در واقع رفاه علاوه بر آسایشی که به ارمغان آورده است، آرامش را نیز دچار چالش نموده است، زنان با تعریف سنتی از تکالیف نقشی و ویژگی‌های شخصیتی که در طی اعصار با خود حمل کرده‌اند، به آرامش‌دهندگان اصلی محیط خانواده و افراد جامعه بازشناخته می‌شوند. دنیای کار و شتاب و تغییر بیرونی که انواع اضطراب‌های روانی ناشی از انتظارات اجتماعی متغیر شتابنده را بر اذهان و جسم افراد خانواده وارد می‌کند آنان را نوید می‌بخشد که پس از پایان کار در محیط امن خانواده آرامش لازم را دریافت خواهند کرد، خانواده علاوه بر نهاد اجتماعی نمودن افراد، کانونی برای دریافت و بازپرداخت محبت و آرامش و ارتباطات صمیمانه نیز محسوب می‌شود. با وجود تمامی‌ بازتعریف‌های تکالیف نقشی زنان، تمامی‌ افراد اجتماع بنابر ویژگی مهرورزی زنان، آنان را منبع پایان‌ناپذیر آرامش و مهر می‌دانند که در ازدحام زندگی مصرفی و ماشینی امروز، قادرند نشاط و آرامش و ایثار را در ارتباط متقابل با سایر اعضا خانواده و جامعه به آنان ارزانی دارند. با وجود کاربردی بودن این تعریف از زن از دوره سنتی تاکنون و با توجه به نتایج تحقیقات صورت گرفته در حوزه خانواده که مؤید این امر است که افراد در خانواده سالم، از شخصیت سالم و پویایی برخوردارند اما آیا می‌توان صرفا با قائل شدن یک جایگاه فطری برای مهربان بودن زن، او را دارای نقشی تأثیر‌گذار در سلامت خانواده و پس از آن سلامت جامعه دانست؟ آیا در زندگی اجتماعی مهربانی زن، خردورزی زن، خشونت زن، پویایی یا ایستایی زنان محصول یادگیری اجتماعی است یا امری ازلی و ابدی؟ آیا ما می‌توانیم زنان را از حقوق اجتماعی محروم نماییم و آنان را به طور همه جانبه به عنوان انسان‌هایی اندیشه‌ورز و نیروهای فعال اجتماعی نپذیریم و انتظار داشته باشیم آنان بنابر آموزه‌های اجتماعی‌شان در فرایند رشد خود، حقوق اجتماعی و انسانی تمامی‌ افراد و نسل‌ها را به رسمیت بشناسند؟ در حالی که زنان برای ارتقای جایگاه اجتماعی خود همت می‌کنند و از آموزه‌های تحصیلی و علمی‌ و مهارت‌آموزی‌های اجتماعی‌شان در امر آموزش و پرورش نسل‌های جامعه بهره بر می‌دارند تا با افزایش تطابق سنخیت و تجارب فرزندانشان به عنوان افراد جامعه با نیازهای جامعه امروز به افزایش رضایتمندی آنان کمک کنند، رضایتمندی‌ای که سبب ارتقای ارزش‌ها و پایبندی به هنجارهای اجتماعی می‌شود و متعاقب آن نرخ جرم و بزهکاری کاهش می‌یابد. جامعه از سلامت بیشتری برخوردار می‌شود و کانون خانواده استوار باقی می‌ماند، جامعه برای پذیرش اجتماعی زنان به عنوان نیروهای فعال و مفید اجتماعی چه اقداماتی انجام می‌دهد؟

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی