کد خبر : 96127
/ 09:27
ادبیات زنان؛ آنچه گفتیم و آنچه نگفتیم

شهری چون بهشت

«شهربانو» در شرایطی متولد شد که نفس نشریات مکتوب به شماره افتاده است. در وانفسای گرانی کاغذ و تورم افسارگسیخته، به حیات خود ادامه داد و هر شماره‌اش یک رویداد بود

شهری چون بهشت

شهرآرا آنلاین - حامد پنابادی - «شهربانو» در شرایطی متولد شد که نفس نشریات مکتوب به شماره افتاده است. در وانفسای گرانی کاغذ و تورم افسارگسیخته، به حیات خود ادامه داد و هر شماره‌اش یک رویداد بود در شهری که این روزها شعار امید و زندگی بر در و دیوارش نقش بسته است. ضمیمه بانوان روزنامه شهرآرا در آستانه یک‌سالگی قراردارد. چند روز مانده به پایان سال و به بهانه یک‌سالگی بی‌مناسبت ندیدیم که نگاهی داشته باشیم به آنچه بر ادبیات داستانی رفته است و آنچه که ما در حوزه ادبیات نوشتیم و گفتیم. طرفه اینکه این همه مصادف شده است با 40سالگی انقلاب. آنچنان که فوکو گفته بود‌: انقلابی به نام خدا در عصر سکولاریسم.

 

  یادآر؛ ز شمع مرده یادآر

سیمین دانشور بدون تردید از قله‌های ادبیات داستانی ایران است. نویسنده‌ای که تا آخرین روزهای عمرش و در بستر بیماری و بر تخت بیمارستان هم بدون وقفه کتاب می‌خواند و بزرگ‌ترین افسوس زندگی‌اش، کتاب‌های نخوانده‌اش بود. آنچنان که خودش نیز می‌گفت بیشتر می‌خوانم و کمتر می‌نویسم. اولین اثر او مجموعه داستانی بود با عنوان «آتش خاموش» که در سال 1327‌منتشر شد. پس از آن مجموعه داستان «شهری چون بهشت» در سال 1340و رمان «سووشون» در سال 1348 کافی بود تا نام دانشور به عنوان یکی از مفاخر ادبی در تاریخ ادبیات این مرزوبوم ثبت شود. پس از انقلاب نیز مجموعه داستان «به کی سلام کنم؟» منتشر شد و آثارش با اقبال دوستداران ادبیات، به وفور تجدید چاپ شد.

داستان‌های مجموعه «شهری چون بهشت» که به گفته دانشور بیشتر شخصیت‌های داستان‌هایش واقعی هستند، ضمن ارائه تصویری زنده از اختناق آن سال‌ها، آینه‌ای هم در برابر جامعه می‌گذارد و پوچی خرافه‌گرایی و ابتذال شر را به نمایش می‌گذارد. از زنانی می‌گوید که در جامعه استبدادزده درگیر چرخه آمریت، تمام آمال و آرزو و هویتشان، ناگزیر در انتظار برای شاهزاده رؤیا خلاصه شده است که سوار بر اسب سفید به خواستگاری‌شان می‌آید. در واقع دانشور در این مجموعه داستان، چرخه استبداد و جهالت و فقر را در پس روایت داستان، بیان می‌کند.

در چاپ سوم این کتاب که پس از پیروزی انقلاب و در سال‌1389 منتشر می‌شود، دانشور مقدمه‌ای اضافه می‌کند. مقدمه‌ای که در تمام چاپ‌های بعدی این کتاب تکرار شده‌است. اینک به بهانه 40سالگی انقلاب، بد نیست ما نیز فراز پایانی مقدمه دانشور را تکرار کنیم:

" اینک دوران جمهوری اسلامی است و اسلام راستین آزادی مغز و قلب و بیان واقعیت و حقیقت را بشارت داده است و این آرزو نه بر جوانان که حتی بر پیران نیز عیب نیست که منتظر خرمن خرمن گل‌های رنگارنگ و متنوعی باشند که در باغ اندیشه این سرزمین بشکفد و موجب آگاهی و هوشیاری و بیداری مردم ایران بشود. اما این شک همواره وجود دارد که هنر در دوران تسلط توده‌ها و با برنامه‌های از پیش ساخته شده و در چهارچوب آیه‌های زمینی رهبران، آن‌طور که باید و شاید رشد نکرده و نخواهد کرد.‌"

 

بیابان را سراسر مه گرفته‌ است

درست در همین سال‌هایی که حال و روز اقتصاد خوب نیست و چند موج گرانی و تحریم و تورم را پشت سر گذاشته‌ایم. پول بیش از هر وقت دیگر تبدیل به ارزش مسلط جامعه شده است. داشته‌ها و داشتن‌هایمان بسی مهم‌تر از بوده‌ها و بودن‌هایمان شده‌است. در تلاش شتابان برای پولدارشدن و غلبه بر غلیان تمنای زندگی «لاکچری»، دیگر مطالعه آثار ادبی نوعی بطالت و ضد‌ارزش است. وقت تنگ است. زندگی عرصه اسب دوانی است و همگان به سرعت می‌تازند و از ما پیشی می‌گیرند. در کورس زندگی، حس مدام عقب‌ماندان با ماست. باید به سرعت تاخت و دیگر مجالی برای درنگ و اتراق در جهان ادبیات نیست.

حال اقتصاد خوب نیست. اولین فشار تورم به حوزه محصولات و تولیدات فرهنگی، هنری و ادبی وارد می‌شود. در وانفسای گرانی و تورم، اولین چیزی که از سبد خرید مردم حذف می‌شود، کتاب است. جهش قیمت کاغذ، موجب شده کتاب بدل به کالایی لوکس شود. خیلی وقت است که قیمت کتاب از تیراژ آن پیشی گرفته است و اکنون بهای یک صفحه از آن، بسی بیش از تیراژ آن است. کاهش مخاطب، بازار نشر را به شدت تضعیف خواهد کرد و کتاب‌فروشی‌های محلی به محاق تعطیلی خواهند رفت. و ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند هایپرمارکت‌های فرهنگی و کتاب‌فروشی‌های بزرگ هستیم که ولع کتاب خریدن و کتاب خواندن را به جان زندگی مصرف‌زده ما بیندازد. در کنار آن کتابخانه‌های عمومی به روز محلی نیز می‌خواهیم تا آن‌ها که ساز دخل و خرجشان ناکوک است نیز از خان سفره ادبیات بهره‌مند شوند.

حال اقتصاد نشر خوب نیست. با این حال در همین سالی که با انفجار قیمت کتاب همراه بود بیش از 3132 اثر داستانی فارسی منتشر شد. برخی از این آثار حتی تجدید چاپ هم شدند. و خوشبختانه آثار خوب و خواندنی هم در میان آن‌ها کم نیستند.

جوایز ادبی نیز برخلاف نقدهای بجا و نابجایی که همواره به فرآیند برگزاری و بررسی، حواشی، هیئت ژوری و داوران، جوایز، منتخبان و از همه مهم‌تر، تأثیرشان بر بازار نشر، مطرح می‌شود همچنان به راه خود ادامه دادند. خبر خوب اینکه جایزه‌ای تعطیل نشد و همه بر خط بقایند.

 

گفتنی‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

پیش از این و در مطالب گذشته صفحه ادبیات «شهربانو»، دوستانم به آغاز ادبیات در غیاب زنان اشاره کردند. همچنین گفته‌ایم که پس از ورود قدرتمند زنان نویسنده در عصر ادبیات کلاسیک، به مرور شاهد ظهور و بروز نویسندگان زن بیشتری بوده‌ایم. به طوری که کمیت حضور زنان در عرصه ادبیات با شتاب درحال تغییر است و به سمت موازنه می‌رود. هم‌زمان با این تغییرات، شاهد حضور جدی‌تر محافل و جوایز ادبی به آثار نویسندگان زن هستیم. گرچه هنوز نادیده گرفته شدن زنان نویسنده و آثارشان مورد مناقشه است اما با مقایسه دهه اخیر با دهه‌های پیش از آن، می‌بینیم که محافل و جوایز ادبی بیش از گذشته به آثار زنان نویسنده اقبال نشان می‌دهند. گرچه همچنان توجه به آثار نویسندگان مرد بیشتر است اما چشم‌انداز تغییرات اخیر، نوید از آینده‌ای دارد که نگاه فراجنسیتی غلبه و هژمونی خواهد یافت.

از قله‌های ادبیات نوشته‌ایم. زنانی که اولین بوده‌اند، زنانی که مرزهای فروش را درنوردیدند و پرفروش شدند و رکورددار فروش کتاب شدند، زنانی که طرحی نو درانداختند و سبک و نگاه منحصر به خود را آفریدند و به تدریج ادبیات زنان و زنانه‌نگاری را پایه‌گذاشتند. در کنار همه این‌ها نویسندگان مردی هم بودند که خلاف جریان شنا کردند و قصه زنان کنش‌مند را روایت کرده‌اند. درحالی که در آثار ادبی روزگارشان، زنان یا غایب‌اند، یا حضور کم‌رنگ و حاشیه‌ای دارند و از حد کلیشه‌های جنسیتی رایج فراتر نمی‌روند.

 

یاد بعضی نفرات

ادبیات ایران در دهه اخیر با افزایش چشمگیر عناوین متنوع آثار ادبی مواجه بوده است. در سال‌های اخیر نام‌های جوان زیادی به جرگه نویسندگان وارد شده‌اند. برخی از آن‌ها با اولین آثارشان و در اولین قدم قدرتمند ظاهر شدند و در ادامه جایگاه خود را تثبیت کردند. امروز ما با نسلی از زنان نویسنده مواجه‌ایم که در سالیان اخیر سربرآوردند. به‌طوری که به جرئت می‌توان گفت هیچ‌گاه به این میزان نویسندگان زن توانمند در ادبیات ایران فعال نبوده‌اند.

با نگاهی به ادبیات ایران در سالی که گذشت، به عناوینی برمی‌خوریم که مورد تحسین ادب دوستان قرارگرفته‌اند. اگر می‌خواهیم از قافله ادبیات عقب نمانیم، حالا زمان مناسبی است برای کنارهم چیدن بهترین‌های ادبیات در سالی گذشت. ما نیز به فراخور مخاطب و رسالت «شهربانو» به برخی از آثار موفق زنان نویسنده در حوزه ادبیات اشاره می‌کنیم.

عطیه عطارزاده که پیش از این با رمان «کافورپوش» مورد توجه محافل ادبی قرار گرفته بود، امسال با رمان کوتاه «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» بار دیگر توانمندی خود را به نمایش گذاشت. رمان او نامزد نهایی جایزه ادبی «هفت اقلیم» شده است.

سمیه مکیان با اولین اثر خود «غروبدار» شروع قدرتمندی داشته است. رمان مکیان مورد تحسین قرار گرفته است. دکتر نجومیان معتقد است که «غروبدار» در ادبیات فارسی مثل ندارد. مکیان با اولین اثر خود، هم به لحاظ زبان و نثر و هم به لحاظ مضمون و محتوا، راه جدیدی در فضای غالب ادبیات داستانی ما، می‌گشاید و طرحی نو درمی‌اندازد. او نیز نامزد نهایی جایزه «هفت اقلیم» در بخش رمان است.

رؤیا دستغیب که با اولین رمان خود «مجمع الجزایر اوریون»، از رئالیسم غالب بر فضای داستان فارسی فاصله گرفته بود، امسال با رمان «تراتوم» شخصیت‌هایی را روایت می‌کند که بی‌نامی‌شان موجب شده تا زمان و مکان را نیز گم کنند.

نسیم وهابی با «خاطرات یک دروغگو» نامزد نهایی بخش مجموعه داستان «هفت اقلیم» و جایزه ادبی «پروین اعتصامی» شده است.

«شکارچیان در برف» اثر درخشان نسیبه فیض‌الهی است. مجموعه داستان او که در سال 1396 منتشر شده‌است. امسال در میان 5نامزد نهایی جایزه ادبی «هفت اقلیم» قرار گرفت. شیوا ارسطویی برای علاقمندان به ادبیات نام آشنایی است. در سالی که گذشت رمان «ولی دیوانه‌وار» را روانه بازار نشر کرد. رمانی ضد جنگ، ضد روایت، ضد قصه و ضد قهرمان که با استقبال منتقدان ادبی مواجه شد.

و در پایان می‌توان گفت که به همان میزان که چشم‌انداز بازار نشر تیره و تار است چشم‌انداز ادبیات داستانی روشن است. 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی