کد خبر : 96181
/ 08:32

سرخی تو از من، زردی من از تو

سرخی تو از من، زردی من از تو

شهرآرا آنلاین - منشادی|ایرانی های باستان جشن های بسیاری داشتند که با گذشت زمان بیشتر آن ها به فراموشی سپرده شدند و تنها برخی از آن ها مانند جشن چهارشنبه سوری باقی مانده است. اینکه فلسفه چهارشنبه سوری چه بوده و چرا ایرانی ها از روی آتش می پریدند و چه آیین هایی داشتند،؟ موضوعی است که بسیاری از ما آن را نمی دانیم. برای همین گمانه زنی های زیادی هم دراین باره وجود دارد. مانند اینکه سوری در زبان کُردی و پشتو و چند زبان دیگر ایرانی به معنی «سرخ» است که اشاره مستقیمی به سرخی آتش دارد. آتشی که در ایران باستان برای گرم کردن هوا و زود رسیدن بهار روشن می کردند. روز چهارشنبه هم به احتمال زیاد بعد از اسلام آوردن ایرانیان به این جشن اضافه شده است، چون پیش از اسلام ایرانی ها برای روزهای هفته شان از نام یزدان استفاده می کردند. به هرحال در نکوداشت این آیین زیبا رسم های قشنگ تری هم وجود داشته که تا همین دوسه دهه پیش هم انجام آن ها در بین ما ایرانی ها رواج داشته است و می توان برخی از آن ها را از همین امسال دوباره احیا کرد.

133321.jpg

پریدن از روی آتش: در گذشته رسم بود که در هر کوچه پس کوچه ای آتش می افروختند و همه از روی آتش می پریدند و می خواندند؛ «سرخی تو از من، زردی من از تو» و با این کار برای خود آرزوی سلامتی و تندرستی در سال آینده می کردند.

133322.jpg

سال نو، کوزه نو: ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده و به پایین می انداختند و می شکستند بعد هم کوزه نویی را جایگزین آن می کردند تا بلاها و قضاهای بد از آن خانه دور شود.

133323.jpg

فال گوشی: یکی دیگر از رسم های چهارشنبه سوری، فال گوشی است؛ چیزی شبیه تفأل زدن که در آن یکی نیت می کند و کودکی را به پشت دیواری می فرستد تا به سخن رهگذران گوش فرا دهد. طرف باید با تفسیر سخن اولین کسی که جمله ای می گوید، پاسخ نیت خود را بیابد.

133324.jpg

قاشق زنی: در این رسم بچه ها چادری بر سر و روی خود می کشند تا شناخته نشوند و به در خانه دوستان و همسایگان می روند. صاحبخانه از صدای قاشق هایی که به کاسه ها می خورد به در خانه آمده و درون کاسه ها چیزی مانند آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می ریزد.

133325.jpg

گره گشایی: کسانی که بختشان گره خورده یا عقده ای در کارشان روی داده بود، شب چهارشنبه سوری گوشه دستمال یا چارقد یا گوشه دیگری از جامه خود یا پارچه ای را گره زده و بر سر راهی می ایستادند و از اولین کسی که از آنجا می گذشت، می خواستند آن گره را بگشاید. 

آش بیمار: . عضوی از خانواده بیمار با بادیه ای مسین به در خانه ها می رفت و طلب چیزی برای پخت آش می کرد. صاحبخانه هم هرچه می خواست درون بادیه می ریخت و دعایی می کرد یا پولی می داد که با آن مایحتاج آش را تهیه کنند. با آنچه جمع آوری می شد، آشی پخته و علاوه بر بیمار، نیازمندان را هم به نوایی می رساندند.

133326.jpg

آجیل مشکل گشا: پس از برافروخته شدن آتش، اقوام و نزدیکان گرد هم می آمدند و با تبرک کردن دانه های نباتی به نمک، آجیل مشکل گشا را درست و نوش جان می کردند، چون بر این باور بودند که هرکس از آن آجیل بخورد، نمک گیر شده و نسبت به افراد دیگر مهربان تر می شود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی