• خانه
  • یادداشت
  • به عادت قدیم، آتشی عظیم افروختند... ؛ پیشینه چهارشنبه سوری، آیینی که به بیراهه رفت
کد خبر : 96307
/ 07:34
امیر الهامی

به عادت قدیم، آتشی عظیم افروختند... ؛ پیشینه چهارشنبه سوری، آیینی که به بیراهه رفت

به عادت قدیم، آتشی عظیم افروختند... ؛ پیشینه چهارشنبه سوری، آیینی که به بیراهه رفت

شهرآرا آنلاین - آیین چهارشنبه‌سوری یکی از ۵ جشنی است که در ۵ روز آخر سال در ایران‌زمین برگزار می‌شده است. در ایران باستان تقسیم‌بندی روز‌ها فارغ از این نام‌گذاریِ هفتگیِ رایج بوده است؛ چنان‌که کسی روزها را به شنبه و یکشنبه و ... نمی‌شناخت و نام‌گذاری‌ها به این ترتیب بود که برای هر روز از سی روز برج، یک اسم وجود داشت. روز اول: اورمزد، روز دوم: بهمن، روز سوم: اردیبهشت، روز چهارم: شهریور، روز پنجم: سپندارمذ، روز ششم: خرداد، روز هفتم: امرداد و ... . از این رو اگر می‌خواستند تاریخی ارائه کنند، مثلا می‌گفتند بهمن‌روز از دی (دوم دی‌ماه)، رام‌روز از مهر (بیست‌ویکم مهرماه)، مهر‌روز از فروردین (شانزدهم فروردین‌ماه) و ... . گاه‌شماری ایران باستان از دقت بسیاری برخوردار بود اما در‌عین‌حال با این محاسبه، تقویم ایرانی ٣۶٠ روز داشت. برای اینکه ۵ روز آخر سال که در گاه‌شمار‌ها نبود فــراموش نشود، جـشـن‌های دسته‌جمعی و سراسری برگزار می‌کردند. باوری کلی و خرافی وجود داشته است که این ۵ روز خارج از تقویم است و آن را به نوعی بی‌نظمی در طبیعت و جهان مــی‌دانستند. علاوه بر این جشن‌های پنج‌گانه، رسوم دیگری هم ایجاد شده بود که از آن‌ها تبعیت می‌کردند. یکی از آن رسوم این بود که پادشاهان در آن ۵ روز که به پنجه (در عربی «خمسه مسترقه» و در پهلوی «بهیزک» یا «وَهیچک») شناخته می‌شده است، از حکومت کنار می‌رفتند و فردی که احتمالا دانا و بخرد هم نبوده‌ به‌جای پادشاه‌ بر تخت می‌نشست که بلاهایی که در این ۵ روز از آسمان نازل می‌شده است، متوجه پادشاه نشود.

چنان‌که اشاره شد، در این ۵ روز جشن‌های متعددی برگزار می‌شده است که یکی از آن‌ها آیین سوری به معنای سور و جشن بود. در تاریخ بخارا برای نخستین‌بار از این جشن یاد شده است. در آنجا آمده است: «... سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان‌که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند...» می‌بینیم که اسمی از چهارشنبه در‌میان نیست. این مراسم و مناسبت تا پیش از حضور اعراب مسلمان در ایران ادامه دارد. «ایام سبعه» (یا همان هفته) بعد از ورود و حکومت اعراب بر ایران رواج پیدا کرده است. ایرانی‌ها با همه اقوامی که به فلات ایران می‌آمدند، سازگاری داشتند؛ چنان‌که بومیان فلات ایران از آریایی‌هایی که پیش از اعراب از سیبری به این سرزمین آمدند، تأثیر گرفته بودند. مثلا عدد ٧ که برای آریایی‌ها مقدس بود، پس از آمدن آن‌ها به ایران در این سرزمین نیز مورد توجه قرار گرفت و در مواردی چون سفره هفت‌سین به کار رفت.

ایرانیان پس از ورود اعراب متأثر از فرهنگ آن‌ها که طبق باوری خرافی روز چهارشنبه را روز نحس یا «یوم الارباع» می‌خواندند، این روز را نحس و نا‌مبارک می‌دانستند. از همین رو در چهارشنبه آخر سال گرد هم جمع می‌شدند و با برافروختن آتش و برپایی جشن بر اتحاد خود می‌افزودند. چرا‌که ایران‌زمین از اقوام و مذاهب مختلف میزبانی می‌کرده و برپایی این جشن‌ها موجب فزونی اتحاد آن‌ها می‌شده است. در این آیین هیچ نشانی از «تــوتم‌پـرستـی» یـا «شـمن‌‌بـاوری» وجـود ندارد. ایرانیان آتش را موهبتی از خداوند و نماد پاکی و نشانه ایزدی دانسته‌اند که به زندگی گرما و روشنایی داده است. همانند ادیان ابراهیمی که نور را مترادف هدایت می‌دانستند، در باورهای ایرانی نیز آتش موهبتی از سوی خداوند برای هدایت و روشنایی زندگی افراد دیده می‌شده است. جشن سوری جشنی چون دیگر جشن‌های ایران باستان بوده است و در آن آتش مظهر نعمت الهی و محترم بوده است. پریدن از روی آتش پدیده‌ای است که در دهه‌های اخیر رواج یافته است و درواقع با نگاه ایرانیان باستان نوعی بی‌احترامی به این موهبت و نعمت الهی است.

نکته دیگری که می‌توان گفت، این است که پیش از اسلام افروختن آتش در جشن سوری برای استقبال از ارواحی بود که از هر خانه‌ای به آسمان رفته بودند. در گذشته معتقد بودند ارواح اموات در آن شب به خانه‌شان باز می‌گردند. از این رو به یاد این «فره‌وشی‌ها» بر بلندای بام منازلشان آتش می‌افروختند و از آن‌ها استقبال 

می‌کردند. به این کار مجازا «چراغانی» می‌گفتند. در نقاطی از خراسان مانند بیرجند، فردوس، کاشمر و ... که جشنی برگزار می‌شود، از همین لفظ چراغانی استفاده می‌شود. می‌گویند که: «امشو چراغو درم.» مراد این است که امشب جشنی در منزلشان برپاست. آیین چراغ‌برات که طی آن در آخر سال به زیارت اهل قبور می‌روند هم انشعابی از همین آیین است. «قاشق‌زنی»، «فال‌کوزی»، «فال‌گوش» و ... از بازی‌هایی بود که عامه مردم در شب‌های ۵ روز آخر سال انجام می‌دادند و خودشان را برای سال نو که آغاز فصل کار و کشاورزی بود، آماده می‌کردند. همین خرده‌جشن‌ها در کنار جشن سوری و حضور آتش به عنوان نعمت الهی در این جشن و نیز اجتماع مردم و برگزاری مراسم در آخرین روز‌های سال باعث شده است که این آیین با وجود همه تغییر‌ها همچنان پابرجا باشد.

در اینکه ریشه این شب در جشن و شادمانی است، شکی نیست؛ چراکه سور به معنای جشن است. یکی دیگر از معانی سور، سرخی است. هنوز در مناطقی از ایران مانند نجف‌آباد اصفهان این شب را «چهارشنبه‌سرخی»می‌نامند. ‌ همچنین سور و «سهر» از یک ریشه است؛ چنان‌که در شاهنامه آمده است: چو خندان شد و چهره شاداب کرد / ورا نام تهمینه سهراب کرد. این‌ها نشان می‌دهد ریشه این کلمه هم در جشن و شادی است.

 

پژوهشگر ادبیات و مدرس دانشگاه

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی