کد خبر : 96739
/ 06:32

بازگشت تیوان به تندوره

ماده پلنگی که دی ماه ٩٧ نابینا و ناشنوا شده بود، پس از بازگشت سلامتی در زیستگاه خود رها شد

بازگشت تیوان به تندوره

شهرآرا آنلاین - شیما سیدی- داستان «تیوان»، ماده پلنگ سه ساله تندوره، از یک کلیپ اینستاگرامی آغاز شد؛ فیلم پلنگی عاجز و ناتوان را کنار جاده نشان می داد که انگار دست نیاز به سوی انسان ها دراز کرده است. با انتشار این فیلم، دوستداران محیط زیست، متخصصان و رفتارشناسان حیوانات از احتمال وجود بیماری در پلنگ سخن گفتند. فردای آن روز وقتی محیط بانان به محل ضبط فیلم بازگشتند و پلنگ را همان جا با همان حال نزار دیدند، آستین ها را برای نجاتش بالا زدند.آن ها ماده پلنگی را که به هیچ صدا و تصویری واکنش نشان نمی داد و حتی قدرت جویدن و بلعیدن نداشت، برای درمان به مشهد فرستادند. تیم درمانگر مشهد بعد از معاینه پلنگ دریافت که این حیوان دچار نوعی انگل خونی شده است. انگلی که از طریق خوردن طعمه آلوده به «کَنه» وارد بدن او شده و از راه دستگاه گوارش، سیستم عصبی اش را نشانه گرفته است؛ چنان که پلنگ تندوره نه می تواند ببیند، نه می تواند بشنود و نه اینکه بویی را حس کند.

نوع بیماری و فیلم پلنگ که برای متخصصان تهرانی و خارجی ارسال شد، بیشتر آنان معتقد بودند این پلنگ نهایتا سه روز دیگر عمر می کند و شانس چندانی برای نجاتش وجود ندارد. اما تیم مشهدی به این زودی تسلیم نشد و تلاشش را برای نجات پلنگ ادامه داد.

با درخواست اداره محیط زیست، پای مهدی رستمی، مالک و مدیرعامل باغ وحش وکیل آباد مشهد، که تجربه خوبی در نگهداری و ارتباط با حیوانات دارد، به ماجرای نجات پلنگ تندوره باز شد. او بخشی از باغ وحش وکیل آباد مشهد را که عموم در آن رفت و آمد ندارند، برای نگهداری از این حیوان درنده و آدمیزاد ندیده در اختیار تیم درمان دانشگاه فردوسی و اداره محیط زیست گذاشت. رستمی می گوید: این حیوان تا کنون آدمیزاد زیادی ندیده بود؛ به همین دلیل این جای دنج را برایش آماده کردیم. این کار به چند دلیل انجام شد؛ هم می خواستیم کار درمان حیوان در آرامش انجام گیرد و استرسی به او وارد نشود، هم اینکه نمی خواستیم این حیوان درنده زیاد با آدم ها خو بگیرد و ترسش از آن ها بریزد تا اگر بعدها به خانه خود بازگشت، به روستاها و مردم آن نزدیک شود.

در روزهای حساس نجات حیوان، رستمی نه تنها خود حیوان را تنها نمی گذارد که به همراه «حبیب»، یکی از کارگران باغ وحش، تیم نگهداری ویژه از پلنگ تندوره را تشکیل می دهند. آن ها در ٢۴ ساعت اول انتقال پلنگ به باغ وحش لحظه ای او را تنها نمی گذارند و مدام به تیمارش می پردازند.

همراهی و تلاش های شبانه روزی فعالان محیط زیست به ویژه علی کشمیری و گروه «سَجام»، اداره محیط زیست خراسان رضوی، تیم درمانگر دانشگاه فردوسی و باغ وحش مشهد سرانجام نتیجه می دهد و ماده پلنگ تندوره پس از حدود سه هفته درمان، بینایی، شنوایی و قدرت جویدن خود را باز می یابد و برخلاف تصور متخصصان تهرانی و خارجی روی پای خود می ایستد.

اسفند ٩٧ تیوان، پلنگ توانگر تندوره، برای بازگشت به خانه خود آماده است، اما این بار حرف و حدیث های دیگری پیش می آید. عده ای که علی کشمیری، فعال محیط زیست از آنان با نام «کاسبان پلنگ» نام می برد، تلاش می کنند پلنگ تندوره را ناتوان از بازگشت به طبیعت نشان دهند و خواستار ارسال او به تهران برای تکمیل دوره درمان شوند. کشمیری می گوید: درحالی که پلنگ تندوره سلامتی خود را کامل به دست آورده بود، برخی افراد تلاش می کردند او را ناتوان جلوه دهند تا از این طریق او را به باغ وحش تهران ببرند و به نوعی پلنگ را موش آزمایشگاهی کنند.هرچند ما مقابل این درخواست ایستادیم و با حمایت دادستانی و رسانه ها مانع از انجام این کار شدیم.

دادستان درگز نیز بر تلاش های گروه سجام برای بازگرداندن پلنگ تندوره به زیستگاه خود صحه می گذارد و می گوید: گروه سجام، اطلاعات دقیقی برای ما آورد که نشان می داد موضوع انتقال پلنگی که زنده گیری و درمان شده، به تهران مطرح است. با توجه به تجربه تلخی که ما از انتقال پلنگ شیروان به تهران داشتیم که نتیجه اش برای محیط زیست این بود که این پلنگ دیگر به زیستگاه خود بازنگشت، این بار وارد ماجرا شدیم و با انتقال اطلاعات گروه سجام به سیستم قضایی، آنان را نیز حساس کردیم. از طریق دادستان مرکز استان و واحد پیشگیری وقوع جرم قصه پیگیری شد. اداره محیط زیست خراسان رضوی نیز پای کار آمد و با تلاش ارگان های دولتی و گروه های مردم نهاد توانستیم پلنگ را در مشهد درمان کنیم و پس از بازگشت سلامتی در ٢٢ فروردین ٩٨ به زیستگاه خود بازگردانیم.

 

باغ وحش وکیل آباد مشهد؛ ساعت ٣٠:٧

٢٢ فروردین روز بازگشت ماده پلنگ تندوره از باغ وحش به خانه است. ساعت ٣٠:٧ صبح است که وارد باغ وحش وکیل آباد می شویم. از راه شیب دار ابتدای ورودی بالا می رویم و بلافاصله دست راست، وارد محوطه ای می شویم که تابلو ورود ممنوع بزرگی روی درش نصب شده است. امروز اما، ورود به این محوطه برای خبرنگاران آزاد است. حدود ۴٠٠ متری از کنار ببرهایی می گذریم که این بار تنها یک قفس میانمان فاصله است و بهتر می توان ابهتشان را حس کرد. کمی جلوتر یک ماشین پارک شده. این وانت شاسی بلند قرار است پلنگ را به خانه برساند. قبل از دیدار با پلنگ تندوره قانعمان می کنند که خیلی به قفس نزدیک نشویم؛ زیرا این کار استرس حیوان را زیاد می کند و حتی ممکن است داروی بیهوشی را روی او بی اثر کند. قرار است حیوان را بیهوش کنند، داخل قفس چوبی ای که برایش آماده کرده اند بگذارند و پس از گذاشتن پشت ماشین به پارک ملی تندوره، خانه چند هزارساله پلنگ ها ببرند. از دور پلنگ ظریفی را می بینیم که انگار بوی آدم ها را حس کرده. آرام و قرار ندارد و مدام دورتا دور قفس کوچکش می چرخد. بی شک این پلنگ هم می تواند ما را ببیند و هم می تواند نجواهایمان را بشنود.

برای برگرداندن آرامش به حیوان، خبرنگاران، عکاسان و دیگر افراد اندکی فاصله می گیرند تا تیم پزشکی بتواند در آرامش پلنگ را بیهوش کند. چند دقیقه ای طول می کشد تا بتوانیم دوباره به پلنگ نزدیک شویم. منتها این بار پلنگ ناآرام چند دقیقه پیش، در آرامش کامل وسط قفس دراز کشیده و تیم پزشکی هنوز دورش را احاطه کرده است. یکی روی پایش اسپری بنفش رنگی می پاشد تا بعد از رها سازی به چشم قابل شناسایی باشد. این اسپری تنها کار تیم پزشکی برای شناسایی مجدد پلنگ نیست؛ «میکروچیپی» هم زیر پوستش گذاشتند. این میکروچیپ نوعی کارت ملی هوشمند پلنگ است که در بازدیدهای بعدی اطلاعات کاملی از این پلنگ در اختیار محیط بانان قرار می دهد.

بعد از اینکه امیر مقدم جعفری، سرپرست تیم پزشکی دانشگاه فردوسی مشهد، اعلام می کند عملیات بیهوشی با موفقیت کامل انجام شده، سه نفر پلنگ را می گیرند و به داخل قفس چوبی انتقال می دهند. سوراخ هایی روی این قفس برای نفس گیری حیوان و همچنین سرکشی از حال او در طول مسیر تعبیه شده است. قفس را تا پای وانت می آورند اما درگرفتن بحثی پزشکی میان تیم تهرانی و مشهدی، چند دقیقه ای پلنگ را پای ماشین معطل می کند.دو نظریه وجود دارد؛ یکی تزریق آرام بخش به حیوان و بیهوش نگاه داشتن او در طول مسیر برای ایجاد آرامش در حیوان و جلوگیری از انتقال اضطراب به اوست که تیم مشهدی معتقد به این کار است. اما تیم تهرانی معتقد است انتقال حیوان وقتی به هوش است، برای او بهتر است. نگاهی به تجربه و استاندارد جهانی در اینترنت، نظر تیم مشهدی را تأیید می کند، اما تیم تهران با اشاره به روش روس ها در انتقال ببرها به روسیه موافق به هوش آوردن پلنگ هستند. درنهایت تصمیم جمع بر این شد که پلنگ به هوش بیاید. پس آمپولی به او تزریق می شود که خرناس حیوان را به هوا می برد و آمادگی او را برای به هوش آمدن تأیید می کند. بلافاصله در قفس را می بندند و او را بر پشت ماشین سوار می کنند.

دکتر امیر جعفری در گفت وگو با خبرنگار ما می گوید: حرکت در ماشین به حیوان استرس وارد می کند. استاندارد جهانی این است که حیوان در حالت آرام بخش منتقل شود؛ زیرا این استرس بعدها می تواند موجب بیماری اسهال و دیگر بیماری ها در حیوان شود؛ با این حال تصمیم بر این شد که در حالت هوشیار به طبیعت منتقل شود. مهم این است که حیوان سالم به خانه برگردد و ما هم به تصمیم پزشکان اداره محیط زیست احترام می گذاریم.

 

پیش به سوی خانه؛ ساعت ٣٠:١١ 

ساعت ٣٠:١١ بود که ماشین ها به سمت پارک ملی تندوره سرازیر شدند. دو راه برای رسیدن به مقصد پیش رویمان بود؛ یکی از راه کلات و دیگری از راه قوچان که برای آسایش پلنگ ایرانی در پیچ و خم های راه، مسیر قوچان- درگز انتخاب شد. راه رسیدن به درگز قبل از قوچان از جاده اصلی جدا می شود. از اینجا مسیری سبز و پر پیچ و خم پیش رویمان است. از کنار درخت هفتصد ساله اُرس، سد درونگر و دیگر زیبایی های راه می گذریم و ۵ کیلومتر قبل از درگز، وارد جاده سعدآباد و چلمیر می شویم. از اینجا ٢٠کیلومتر راه پیش رویمان است. سرعت گیرهای فراوان مسیر را با آرزوی سلامتی پلنگ پشت سر می گذاریم تا به در ورودی پارک چلمیر برسیم. از اینجا هم ۶ کیلومتر مسیر بهشتی را که از کنار رودخانه و آبشار می گذرد، پشت سر می گذاریم تا به در دوم برسیم. تا اینجای پارک، ورود برای عموم آزاد است؛ این را از بوی جوجه کبابی هم که در پارک پیچیده می توان فهمید. اما با عبور از در دوم که منطقه حفاظت شده است، دیگر تنها ماییم و اسب های وحشی که در دامنه کوه مشغول چرایند و صدای چهچه پرندگان و تماشای کل های کوه نوردی که بر نوک کوه ایستاده اند.

 

آغاز عملیات رهاسازی پلنگ تندوره؛ ساعت ١۶ 

در مقابل محیط بانی پارک چلمیر ایستاده ایم. مدیرکل اداره محیط زیست خراسان رضوی، نماینده مردم درگز در مجلس شورای اسلامی، فرماندار، دادستان و جمعی دیگر از مقامات درگز و همچنین جمعی از خبرنگاران و عکاسان و تیم مستندساز آماده اند تا شاهد عملیات رهاسازی پلنگ تندوره به زیستگاه اصلی خود باشند.

برای کم شدن تعداد ماشین ها و کنترل بهتر جمعیت، یک مینی بوس برای رفتن تا محل رهاسازی که حدود ۴ کیلومتری از محیط بانی فاصله دارد، در نظر گرفته شده است. چند ماشین شاسی بلند هم مینی بوس را همراهی می کنند. در کمرکش کوهی سبز و بلند، میله ای آهنین را روی زمین می گذارند و قفس را روی آن سوار می کنند. سپس یک سر طناب را به در قفس می بندند و سر دیگر آن را پس از عبور از قرقره بالای میله آهنین، پشت ماشین. محیط بانان از جمعیت می خواهند درون ماشین ها بنشینند و سکوت را حکمفرما کنند، تا حیوان دچار اضطراب نشود و با آرامش از قفس بیرون بیاید و به خانه بازگردد. کم و بیش خواسته محیط بانان اجرا و با حرکت ماشین در قفس باز می شود. دوربین ها که از پیش مقابل قفس کاشته شده، آماده اند تا این لحظه تاریخی را ثبت کنند. نفس ها در سینه حبس است، اما حرکتی مشاهده نمی شود. تنها صدای پره های «هلی شات هاست» که سکوت را می شکند. احتمالا همین صدا هم حیوان را می ترساند و به او اجازه نمی دهد ریسک کند و از قفس امن خود خارج شود. با دستور محیط بانان پهپادها خاموش می شوند اما باز هم پلنگ حرکتی نمی کند. حدود ۴٠ دقیقه ای به همین حالت سپری می شود تا اینکه تیم محیط بانی تصمیم می گیرد جای قفس را تغییر دهد. ماشین عقب می آید و در قفس بسته می شود. آن را به پهلو غلت می دهند تا پلنگ را وادارند جای گرم و نرمش را رها کند و به طبیعت بازگردد. دوباره دوربین ها کاشته می شود. در قفس باز می گردد و نگاه ها منتظر. سه کَل، نوک کوه ایستاده اند و از آن بالا نظاره گر صحنه آزادی سلطان تندوره اند. اسبی وحشی نیز که با وجود تلاش های مأموران محیط بانی برای دورکردنش از این صحنه، با اصرار به محل بازمی گردد، همان جا بی خبر از محموله داخل جعبه چوبی مشغول چراست. عقربه های ساعت ٢٠ دقیقه دیگر هم پا روی پا می اندازند و خبری از خروج پلنگ نمی شود. کم کم خورشید غروب می کند و نوری برای ثبت این صحنه باقی نمی گذارد. ماشین محیط بانی وارد صحنه می شود و تلاش می کند با زدن ضرباتی به قفس، پلنگ را تحریک کند که از کنج خلوتش بیرون بیاید. باز هم فایده ای ندارد. مأموران درِ دیگر قفس را هم باز می کنند و این حرکت سرانجام غرش پلنگ را به همراه دارد. در آنی با چنگال هایش، ماشین را می درد و از گوشه قفس بیرون می جهد. اندکی جلو می رود و بازمی گردد و نگاهی به جمعیتی می اندازد که برای بدرقه اش در این وقت روز آنجا جمع شده اند. انگار می خواهد با این نگاه توانایی اش در دیدن را به رخ بکشد؛ شاید هم این نگاه تشکری است از انسان هایی که سلامت را به او برگردانده اند.

پلنگ که رها می شود، کل ها که انگار بوی سلطان را حس کرده و خطر را پیش چشمشان دیده اند، از نظرها دور می شوند. اسب هم دیگر دیده نمی شود. حالا فقط پلنگ است که گرچه تلاش می کند لای سنگ ها مخفی شود، یک تنه از کوه بالا می رود. با دور شدن پلنگ صدای دست و صلوات توأمان در فضا می پیچد. همه از ماشین پیاده می شوند و یکدیگر را به آغوش می کشند. حلقه های اشک از چشم فعالانی که ماه ها برای بازگرداندن این پلنگ به خانه تلاش کرده اند، بی اختیار پایین می غلتد.

 

برای زنده ماندن پلنگ، ماه فروردین را برای رهاسازی انتخاب کردیم

تورج همتی، مدیر کل محیط زیست خراسان رضوی، پس از آزادسازی این پلنگ در جمع خبرنگاران می گوید: امروز پلنگ را از باغ وحش وکیل آباد مشهد به وسیله cage (قفس) به زیستگاه خودش منتقل کردیم و در حضور جمع زیادی از علاقه مندان به طبیعت و محیط زیست استان و شهرستان درگز و اصحاب رسانه، شاهد به ثمر نشستن این تلاش ها هستیم. جای شکر گزاری است که یک اقدام موفق و یک کار بی نظیر توسط استان خراسان صورت گرفت؛ کاری که بنده می توانم ادعا کنم می تواند الگویی ملی و فراملی باشد.

مدیرکل محیط زیست خراسان رضوی با اشاره به اینکه خوشبختانه متخصصان حیات وحش و دام پزشکان در استان موفق شدند با مراقبتی ویژه به طور مستمر روند بهبودی پلنگ را مشاهده کنند، اظهار می کند: در چند سری خون گیری و انجام مراقبت های بالینی و حیاتی، شرایط پلنگ رو به بهبود گزارش شد. نهایتا با تشخیص تیم پزشکی تخصصی پلنگ، تصمیم بر این شد که پلنگ به طبیعت بازگردانده شود.

همتی خاطرنشان کرد: قرار بود این پلنگ قبل از سال ٩٨ رهاسازی شود، اما از آنجا که در زمستان طعمه چندانی وجود ندارد و ممکن بود شانس زنده ماندن پلنگ کم باشد، تصمیم بر این شد که پلنگ را در نیمه دوم فروردین رها کنیم تا شانسش برای ادامه حیات بیشتر باشد. در فروردین پلنگ می تواند از جانداران کوچک جثه و حتی پرندگان تغذیه کند.

او با بیان اینکه موضوع انتقال این پلنگ به تهران را نپذیرفته اند، ادامه می دهد: این حرف ها محصول تفکرات خاص کسانی بود که این موضوعات را دنبال می کردند. هدف اصلی ما این بوده که پلنگ باید به زیستگاه خودش برگردد و مراقبت ها صورت گیرد. حقیقتا همکاران ما در حوزه حیات وحش و اداره کل بسیار زحمت کشیدند.

همتی می گوید: برای حفاظت از این پلنگ، دوربین های تله ای را کار گذاشته و علائمی را برای رصد این جانور تعیین کرده ایم تا بدانیم در چه شرایطی قرار دارد. امیدواریم این پلنگ بتواند خودش را با شرایط گذشته اش تطبیق دهد و ادامه حیات دهد.

 

حال پلنگ هنگام رهاسازی طبیعی بود

با تمام این ها شانس زنده ماندن پلنگ در طبیعت ۵٠ درصد است. این نکته را دکتر امیر مقدم جعفری به خبرنگار ما می گوید و تأکید می کند پلنگ ها به طور میانگین در باغ وحش ٢٠ سال عمر می کنند اما در طبیعت به دلیل خطرات فراوانی که آنان را تهدید می کند، میانگین عمرشان به زحمت به هشت سال می رسد. شانس زنده ماندن این پلنگ هم در طبیعت ۵٠ درصد است. او حال پلنگ را هنگام رهاسازی کاملا طبیعی می داند و می گوید: به دلیل تکان ها و همچنین تأثیر آمپول بیهوشی، تعداد تنفس های او در طول مسیر بالا بود و به همین دلیل چند توقف داشتیم و وضعیت او را بررسی کردیم، اما شکر خدا هنگام رهاسازی حال او کاملا طبیعی بود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی