کد خبر : 96786
/ 12:36
نگاهی به انجمن الکلی‌های گمنام که در بوستان رسالت فعال است

بامداد خمار

مکانی که در آن قرار داریم نمازخانه بوستان رسالت واقع در خیابان فرامرز عباسی است که یکی از جلسات گروه درمانی انجمن الکلی‌های گمنام در آن برگزار می‌شود...

بامداد خمار

شهرآرا آنلاین - نجمه سادات موسوی‌زاده- بارش باران و ترافیک باعث می‌شود تا کمی با تأخیر به جلسه برسم، از یکی، دو نفر در پارک آدرس نمازخانه را می‌پرسم و بالاخره راهی جلسه می‌شوم. صدای زمزمه‌واری از داخل به گوش می‌رسد. آرام آرام بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم در گوشه‌ای از نمازخانه می‌نشینم. افراد حاضر در جلسه به صورت دایره‌وار در کنار هم نشسته‌اند. مردی با موهای جوگندمی در مرکز این نیم دایره قرار دارد و مطالبی را از روی کتاب می‌خواند، جمله‌اش که تمام می‌شود رو به جمعیت می‌کند و کمی منتظر می‌ماند. مرد جوانی دستش را بلند می‌کند و با صدای رسایی می‌گوید: «سعید هستم یک الکلی؛ از خدا ممنونم که دیگر وسوسه مصرف الکل را ندارم، حتی زمانی که بوی الکل بهم می‌خوره حالم بد می‌شه. وقتی تصمیم گرفتم الکل را کنار بگذارم همیشه صدایی در مغزم می‌گفت یک‌بار دیگه مصرف کن. یک‌بار که چیزی نیست! وقتی به آدم‌های عادی این موضوع را می‌گفتم جوابشان این بود که اراده داشته باش اما وقتی به یک الکلی مثل خودم می‌گفتم من را درک می‌کرد و‌...»

مکانی که در آن قرار داریم نمازخانه بوستان رسالت واقع در خیابان فرامرز عباسی است که یکی از جلسات گروه درمانی انجمن الکلی‌های گمنام در آن برگزار می‌شود. به رسم این جلسات هرکس خود را با عنوان «من یک الکلی هستم» معرفی می‌کند. سلام جمع را می‌شنود و حرف‌هایش را می‌گوید و در جواب یک ماشاءا... بلند و جمعی نصیبش می‌شود.

 

صدای خُرد شدنم را می‌شنیدم

از هر گروه سنی در جلسه می‌توان دید اما بیشتر آن‌ها جوان هستند و تجربه‌های مشترکی دارند، درباره انجمن الکلی‌های گمنام چیز زیادی نشنیده بودم بنابراین صحبت با افرادی که در این انجمن، راهی برای زندگی دوباره خود یافته بودند و هر یک موفق شده بودند سال‌ها بدون مصرف هیچ گونه الکل یا ماده مخدری زندگی کنند، برایم جالب بود.

با ورود در جمع آن‌ها و دیدن چهره‌هایشان ابتدا تصور کردم که بسیاری از آن‌ها معتاد به الکل یا هر نوع ماده مخدر دیگری نیستند یا شاید هر از چند گاهی کمی مصرف داشته‌اند؛ اما با کمی گفت‌وگو متوجه شدم که در این انجمن از دکتر و مهندس و وکیل تا جوان بیکار و ... وجود دارد، اما هیچ یک از این‌ها برای اعضای گروه مهم نبود و تنها یک چیز برایشان اهمیت داشت، اینکه چگونه می‌توانند درباره بیماری اعتیاد به الکل به یکدیگر کمک کنند.

امیر جوانی 38 ساله هست و از تجربه مصرف خود و اعتیادش به الکل و آشنایی با انجمن این‌گونه برایمان می‌گوید: تا قبل از اینکه با انجمن آشنا شوم فکر می‌کردم باید تا آخر عمرم مصرف کنم و هیچ‌گاه موفق نخواهم شد که مصرف الکل و مواد مخدر را کنار بگذارم اما در اولین جلسه‌ انجمن که شرکت کردم دیدم افرادی که مشابه من درد می‌کشند بسیارند و برخی از آن‌ها بیش از دو، سه سال زمان برده تا توانسته‌اند اعتیاد خود را ترک کنند.

اعتیاد امیر به الکل ماجرای جالبی دارد که شاید به دور از تصور هر یک از ما باشد. او که از کودکی ورزش می‌کرد استعداد خود را در ورزش کشتی می‌بیند بنابراین در یکی از باشگاه‌های محله ثبت‌نام می‌کند تا به صورت حرفه‌ای بتواند علاقه خود را دنبال کند اما یک روز که با دوستش از دبیرستان به خانه برمی‌گشت دوستش به او پیشنهاد می‌دهد تا کمی مواد مصرف کند. امیر که به خاطر ورزش جثه بدنی خوبی داشته با تصور اینکه یک‌بار مصرف مشکلی برای او ایجاد نمی‌کند ماده مخدر را از دوستش می‌گیرد: «نمی‌دانم آن لحظه چه اتفاقی در من افتاد که خواستم مصرف مواد را امتحان کنم شاید به خاطر سن کم و غرور نوجوانی بود که ماده مخدر را گرفتم و خوردم! جالب اینجا بود که خوردن آن برای من که بدن قوی‌ای داشتم مشکلی ایجاد نکرد و همین یک‌بار مصرف باعث شد تا هر بار که دوستم را می‌دیدم ترغیب شوم تا با او مواد مصرف کنم.»

امیر بیان می‌دارد: هنوز اعتیاد به مواد در من پا نگرفته بود که در یکی از محافل دوستانه با الکل آشنا شدم مصرف مواد و الکل در کنار هم از من آدمی ساخت که دیگر نه تنها باشگاه نمی‌رفت بلکه ورزش و درس را کاملا کنار گذاشت و بیشتر اوقاتش را با رفقایش می‌گذراند.

کمی مکث می‌کند و سپس ادامه می‌دهد: یک الکلی فردی همیشه ناراضی و بدخلق است و نگاه منفی او باعث می‌شود تا همواره از دیگران متوقع باشد. به خاطر دارم روزهای اولی که ازدواج کرده بودم به جای اینکه شاد باشم نگاهی طلبکارانه نسبت به همه و حتی همسرم داشتم، شاید اگر صبوری همسرم نبود او باید همان روزهای اول من را ترک می‌کرد. تمام مدتی که الکل مصرف می‌کردم شادابی کاذبی داشتم و از درون احساس خرد شدن می‌کردم.

امیر 14 سال است که لب به الکل و مواد مخدر نزده است اما هنوز هم در جلسات انجمن شرکت می‌کند: «تجربه نشان داده فردی که ارتباطش را با انجمن قطع کرده، دوباره گرفتار اعتیاد شده است و از آنجا که دیگر نمی‌خواهم به آن روزهای سخت بازگردم، با وجود گذشت 14 سال از پاکی‌ام هنوز هم در جلسات شرکت می‌کنم.»

134084.jpg

تا پای مرگ

«خیلی خجالتی بودم و ارتباط برقرار کردن با دیگران برایم بسیار سخت بود، تا اینکه دیدم چند نفر از همکلاسی‌های  دانشگاه به راحتی در جمع قرار می‌گیرند و همه را جذب خود می‌کنند، وسوسه شدم تا راز شادابی آن‌ها را بفهمم اینجا بود که به پیشنهاد یکی از آن‌ها الکل مصرف کردم. با خوردن الکل آن کمبود در من پر شد و مصرف مداوم الکل باعث شد تا به آن اعتیاد پیدا کنم به طوری که وقتی مصرف نمی‌کردم هیچ کاری از من ساخته نبود.» این‌ها را مسعود یکی از الکلی‌های گمنام انجمن می‌گوید.

9سالی از مصرف الکل می‌گذشت که دچار درد در ناحیه شکم شدم. دکتر تشخیص سرطان روده داد و گفت باید الکل را ترک و دارو مصرف کنم. اول تصمیم گرفتم توصیه دکتر را انجام دهم اما تا الکل را کنار می‌گذاشتم دنیا برایم سیاه و تاریک می‌شد. وابستگی من به حدی زیاد بود که بدون مصرف الکل نمی‌توانستم حتی از جایم تکان بخورم، بنابراین باز به توصیه رفقا برای تسکین درد و درمان به سمت مصرف مواد مخدر رفتم.

مسعود می‌گوید: بارها ترک کرده بودم اما موفق نشده بودم چون هر بار که مصرف الکل را قطع می‌کردم نمی‌توانستم لذتی را که باید از زندگی ببرم. شاید برای شما جالب باشد که همیشه این سؤال برایم وجود داشت که چطور مردم از یک زندگی عادی لذت می‌برند؟ چون برای من این‌گونه بود که صبح تا چشم باز می‌کردم اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید و اولین کاری که باید انجام می‌‌دادم این بود که الکل بخورم و مواد مصرف کنم، در غیر این صورت احساس پوچی می‌کردم.

مسعود، روزی یکی از دوستانش را که قطع مصرف کرده می‌بیند. فردی که به گفته او در ترک الکل بسیار سست بود و همیشه دنبال بهانه‌ای بود تا دوباره مصرف کند اما این دفعه از پاکی و هوشیاری خود راضی بود و با انرژی که داشت مسعود را راضی می‌کند تا در یکی از جلسات انجمن الکلی‌های گمنام شرکت کند. با حضور در اولین جلسه مصمم می‌شود تا الکل و مواد را کنار بگذارد. حال 11 سال از آن روز می‌گذرد و او کماکان پاک است و طی این سال‌ها حتی برای یک‌بار هم که شده نخواسته تا مصرف الکل و مواد را دوباره تجربه کند.

134085.jpg

جوانی‌ام فدای الکل شد

مویی سپید کرده است. هرچند دیدن او در جمع افراد انجمن برایمان کمی غیر قابل باور است اما حرف‌هایش آن‌قدر ساده و صمیمی است که به دل می‌نشیند: «از زمانی که چشم باز کردم پدرم مصرف کننده مواد مخدر بود و همیشه بساط دود و منقل در خانه ما به راه بود. به خاطر دارم از همان سن کودکی و از زمانی که هنوز من و خواهر و برادرهایم به مدرسه نمی‌رفتیم کافی بود بگوییم مریض هستیم تا پدر یک حبه مواد را در آب حل کند و به خورد ما بدهد اما داستان اعتیاد من از اینجا نبود.»

علی آقا این‌گونه پی حرفش را می‌گیرد: 15ساله بودم اما هنوز در برقراری ارتباط با هم سن و سال‌هایم مشکل داشتم و نوع رفتار پدر در خانواده باعث شده بود تا حس سرخوردگی داشته باشم و نتوانم به راحتی در جمع صحبت کنم، تا اینکه با یکی از رفقایم خوردن الکل را امتحان کردیم حس اعتماد به نفسی که مصرف الکل به من داد جذابیت کاذبی برایم داشت به طوری که کم کم نسبت به مصرف آن اعتیاد پیدا کردم. از آنجا که دسترسی به مواد هم به خاطر خانواده برایم بسیار آسان بود بنابراین مواد تکمیل کننده این اعتیاد شد تا به خودم آمدم دیدم معتاد شده‌ام.»

او که بیش از 25 سال مصرف‌کننده بوده است از روزهای سخت اعتیادش می‌گوید: «با وجودی که مصرف می‌کردم و کمتر حالت خماری داشتم اما بسیار پرخاشگر بودم. الان که به گذشته نگاه می‌کنم با خودم می‌گویم چطور همسر و فرزندانم من را تحمل می‌کردند. به خاطر دارم روزی از پارک نزدیک خانه رد می‌شدم دیدم مردی با همسرش روی یکی از نیمکت‌های پارک نشسته است و به قدری شیرین با یکدیگر در حال گپ زدن هستند که آدم لذت می‌برد. آنجا بود که خودم را در خانه به یاد آوردم که فقط در حد واجبات با همسرم صحبت می‌کردم و اگر صحبت ما دو جمله بیشتر می‌شد با دعوا و کتک‌کاری خاتمه می‌یافت.»

علی آقا آهی می‌کشد و می‌گوید: «همیشه از اینکه همراه خانواده‌ام بخواهم به گردش و یا منزل اقوام بروم ترس داشتم، حتی کمتر پیش می‌آمد تا در سفر همراه آن‌ها باشم چون با خودم این فکر را می‌کردم که چطور باید الکل و مواد را در ماشین جاسازی کنم که گیر نیفتم و یا اگر خانه اقوام بروم امکان مصرف برایم سخت خواهد بود. به این شکل بود که اگر برای مجلسی دعوت می‌شدیم جنگ و دعوا در خانه راه می‌افتاد که حال باید به مهمانی برویم یا نه؟!»

او بزرگ‌ترین واقعه زندگی خود را آشنایی با انجمن می‌داند و ادامه می‌دهد: نخستین باری که به وسیله یکی از بستگان با انجمن آشنا شدم باور بسیار ضعیفی نسبت به آن داشتم چون بارها ترک کرده بودم اما هر بار شکست بدتری را تجربه کرده بودم به گونه‌ای که اعتماد به نفسم برای ترک کاملا از بین رفته بود و حضور در اولین جلسه انجمن را به عنوان آخرین راه حل پذیرفتم. در همان اولین جلسه وقتی افرادی را دیدم که همدرد من هستند باورم نمی‌شد در دنیا جایی وجود دارد که آدم‌ها دور هم می‌نشینند و از نواقصشان می‌گویند. عادت کرده بودم همیشه ببینم آدم‌ها از توانایی‌ها و خوبی‌هایشان بگویند اما اینجا دیدم آدم‌ها از عیب‌ها، وسوسه‌ها و رنج‌هایشان می‌گویند، دیگر لازم نیست همه‌چیز را خودم تجربه کنم. اینجا می‌توانم از تجربه دیگران استفاده کنم. وقتی یک الکلی با من صحبت کرد و گفت می‌توان پاک ماند، من این را پذیرفتم. در انجمن بود که فهمیدم می‌توانم ماسکم را از روی صورتم بردارم و راحت حرف بزنم. این‌گونه بود که توانستم ترک کنم و زندگی سیاه و جهنمی شکلم را کنار بگذارم.

134086.jpg

بازگشت به زندگی

انجمن الکلی‌های گمنام، اولین انجمنی در دنیاست که با هدف قطع مصرف الکل شکل گرفت، به این صورت که اعضای این سازمان از طریق خودیاری و کمک دیگر الکلی‌ها در حال بهبودی با برگزاری جلسات منظم و در میان گذاشتن تجربیات خود با یکدیگر این هدف را دنبال می‌کنند. الکلی‌های گمنام برای رعایت گمنامی که از اصول اصلی این انجمن است خود را با نام کوچک معرفی می‌کنند. تنها شرط عضویت در الکلی‌های گمنام تمایل به قطع مصرف الکل است. حق عضویتی وجود ندارد و تمام فعالیت‌ها به‌طور داوطلبانه با مشارکت اعضا انجام می‌شود. با هیچ سازمان یا نهادی ارتباط ندارند و هدف اصلی آن‌ها همان هوشیار ماندن (مصرف نکردن الکل) و کمک به الکلی‌های دیگر برای هوشیار شدن است.

16 سالی است که این انجمن در ایران نیز شکل گرفته است. اینجا نوع مصرف یا اعتیاد افراد مهم نیست، اینکه فرد به الکل، مواد مخدر، قرص و یا هر چیز دیگری اعتیاد داشته باشد، در انجمن به روی او باز است. در حقیقت مهم‌ترین اصل در انجمن تصمیم به ترک است. مسئله مهم در اینجا این است که افرادی که اعتیاد به الکل یا هر نوع ماده مخدر دیگری دارند بارها تصمیم به ترک گرفته و قطع مصرف کرده‌اند و هزینه‌های زیادی نیز برای این موضوع پرداخته‌اند اما نتوانسته‌اند مدت زیادی در حالت ترک باقی بمانند.

الکلی‌ها معمولا به نقطه‌ای می‌رسند که دیگر تأثیر الکل فقط روی جسمشان نیست بلکه روح و روان آن‌ها نیز درگیر شده است. اینجاست که یک الکلی احساس پوچی و آرزوی مرگ می‌کند، او از درون می‌شکند و به کمک و دست قوی نیاز دارد تا انرژی او را برای ترک چند برابر کند. اینجاست که انجمن الکلی‌های گمنام دست او را می‌فشارد و صدای خسته‌اش را می‌شنود.

کمک معتادان به الکل به یکدیگر، پایه و اساس انجمن را تشکیل می‌دهد. اعضا به طور مرتب، گرد هم جمع می‌شوند و درباره تجربیاتشان در مسیر بهبودی حرف می‌زنند. اعضایی که تجربه بیشتری دارند راهنمای افراد تازه وارد می‌شوند و مبنای اصلی بهبودی در اینجا، بر اساس اصول دوازده قدم است. این قدم‌ها مجموعه‌ای از رهنمون‌ها برای دستیابی عملی به بهبودی است که با دنبال کردن آن‌ها معتادان یاد می‌گیرند که بدون مصرف الکل چگونه با مسائل زندگی روزانه روبه‌رو شوند.

این انجمن هیچ اصراری بر قطع مصرف در جلسات نخست ندارد و بیشتر مشوق حضور فرد برای حضور در جلسات است تا جایی که فرد الکلی احساس کند آمادگی لازم برای ترک دارد، آنجاست که انجمن تأکید می‌کند فرد تحت نظر پزشک مراحل درمان خود را پیگیری کند.

سؤال اصلی تمام افرادی که اعتیاد به الکل دارند این است که «آیا می‌توان بدون مصرف الکل زندگی موفق و شادی داشت؟» اینجاست که انجمن می‌گوید بله بدون الکل هم می‌توان شاد بود، در مشهد در 80 مکان جلسات AA  برگزار می‌شود که برخی از آن‌ها هر روز و برخی دیگر روز درمیان و در ساعت‌های مشخصی است.

خوشبختانه با کمک این انجمن روزانه تعدادی از مبتلایان به اعتیاد الکل و مواد مخدر که راهی جز مصرف نمی‌دیدند و گمان می‌کردند تنها مرگ است که آن‌ها را از اسارت به الکل رها می‌کند با ورود به این انجمن زندگی دوباره یافتند و اکنون به افراد سازنده اجتماع تبدیل شده‌اند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظرات شما
امید
20:57 0 0 پاســخ به ایــن نظــر

سلام من عضو.انجمن الکی های گمنامم ازشمابابت گزارش تون تشکرمیکنم

روزنامه شهرآرا

با سلام
مخاطب گرامی ، پیامتان دریافت شد.
سپاس از همراهیتون
روز خوش

نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی