کد خبر : 96847
/ 08:55

جای خالی پارک مفاخر در پایتخت فرهنگی خراسان

ما برای معرفی مشاهیر کشورمان به عنوان یکی از ظرفیت های مهم گردشگری چه کرده ایم؟

جای خالی پارک مفاخر در پایتخت فرهنگی خراسان

شهرآرا آنلاین - طوبی اردلان| تقویم امروز، روز بزرگداشت عطار را یادآوری می کند و همین بهانه ای مغتنم است تا قلم را سمتِ نگارشِ نامش ببریم؛ اگرچه که از عطار بسیار گفته و نوشته اند و بر کسی هم پوشیده نیست که درِ آرامگاهش در نیشابور هر وقت از سال که بروید به روی مشتاقان باز است. آشنایان با گردشگری ادبی می دانند سوای بحث هویتی و فرهنگی، نام بزرگان و نامداران ادبی یک سرزمین، ظرفیت خوبی برای جذب گردشگران از سراسر دنیاست؛ به شرط آنکه ساختارهای لازم فراهم و امکانات آن کامل باشد. همین موضوع را مورد توجه قرار دادیم تا از عطار و دیگر مفاخر خراسان بگوییم و راهکارهایی را که منجر به معرفی بهتر آنان به گردشگران می شود، ارزیابی می کنیم.

 

روز بی عطر عطار

آنانی که پایشان به نیشابور رسیده، می دانند که آرامگاه عطار در فاصله شش و نیم کیلومتری از این شهر در خیابان عرفان، هم جوار با خانه ابدیِ کمال الملک قرار دارد. بنای کنونی آرامگاه دارای هشت ضلع، یک گنبد و چهار درِ ورودی است که در نمای بیرونی آن چهار غرفه کاشی کاری تعبیه شده است. در وسط بقعه نیز مزارِ عطار و یک ستون هشت ترکی به ارتفاع سه متر وجود دارد. مزارِ عطار از بناهای دوره امیرعلیشیرنوایی است و در سده نهم هجری ساخته شده و تاکنون تقریبا بدون تغییر پابرجا مانده است. نفس کشیدن در هوای عطار تنها گوشتان را آشنا به شعر نمی کند؛ وجود مزار پرویز مشکاتیان به عنوان یکی از نامداران موسیقی معاصر هم شعر را با صدای سنتور می آمیزد و جان را جلا می دهد. شایسته است حالا که سه ستاره چنین همسایه بر زمین نیشابور آرام گرفته اند، فضا سازی و جلوه های دیداری این مکان مناسب با احوال این بزرگان و با چهره دیگرگونه ای رقم بخورد؛ آن طور که به معرفی بیشتر این هنرمندان بینجامد. نصب تابلوهای راهنما از ورودی شهر تا آرامگاه و نشانه گذاری مسیر می تواند بخشی از این اقدامات باشد. همچنین نصب مجسمه این هنرمندان در مبادی ورودی و میدان های اصلی شهرها، یکی دیگر از راهکارهای مؤثر است. به عنوان مثال از عطار تنها دو مجسمه در ایران وجود دارد که یکی در نیشابور و دیگری در تهران قرار گرفته است. از کمال الملک هم تنها یک سردیس در نیشابور هست و پرویز مشکاتیان نیز تنها نامی است که بر سنگ قبری خلاصه شده است. این یعنی ما نسبت به کمترین امکانات برای جذب گردشگر بی توجه بوده ایم. با این شرایط داعیه رونق این صنعت و جایگزینی آن به جای نفت و گاز را داریم. ایجاد پارک مفاخر که نزدیک به یک دهه است تنها درباره آن حرف زده ایم، یکی دیگر از کم کاری ها و بی توجهی های ما به مسئله استفاده از ظرفیت مفاخر کشور در رونق صنعت گردشگری در کشور است.

 

پارک مفاخر در گیرودار یک دهه شور و مشورت

بی تعارف باید گفت که بسیاری از ما ایرانی ها آدم های جوگیری هستیم. کافی است همین حالا اتفاقی در جایی بیفتد. همه ما بیرق حمایت دست می گیریم و بدون داشتن آگاهی کامل از آنچه اتفاق افتاده نظر می دهیم، تحلیل می کنیم و مدام با یک کلاغ و چهل کلاغ کردن بازار خبرهای بی ربط و باربط را آن قدر داغ می کنیم تا بالأخره آتشش دامن یکی را بگیرد؛ اما پای عمل که می رسیم، همیشه کُمیتمان لنگ می زند. نمونه اش ادعای ترکیه برای تصاحب مولانا؛ خاطرتان هست چه جنجالی به پا کردیم تا بگوییم مولانا مال ماست؟ اما همه این بازارگرمی ها و یقه جردادن ها برای فرهنگِ ایرانی تنها یک هفته طول کشید. بعد انگار که چشممان را خوابی چندصدساله برده باشد، همه چیز را به فراموشی سپردیم. این سطر را بگذارید کنار این توضیح که کشورهای همسایه مان نظیر تاجیکستان، ترکمنستان و آذربایجان، بی آنکه در شبکه های مجازی کمپین راه بیندازند و قال کنند، هر روز طرحی تازه برای معرفی مفاخرشان(همان ها که ما ادعا داریم ایرانی هستند و پارسی) اجرا می کنند. این گونه می شود که سالانه میلیون ها گردشگر از سراسر جهان برای روز بزرگداشت مولانا راه را به سمت قونیه کج می کنند. البته این حلوا حلوا کردن تنها منوط به ترکیه و مولانا نمی شود؛ نظامی گنجوی هم نقش گنجی را برای رونق صنعت گردشگری آذربایجان بازی می کند؛ ولی در همین ایران خودمان خیلی ها نمی دانند آرامگاه فردوسی در توس یا عطار در نیشابور است. ما برای حفظ این مفاخر و معرفی دیگر شخصیت های ملی مان چه کرده ایم؟ همه کارهایی که تا به حال برای عطار صورت گرفته، در برگزاری یک شب شعر، آن هم بدون اطلاع رسانی درست در ٢۵فروردین هر سال، نام گذاری خیابان هایی به نام او و ساخت دو مجسمه خلاصه شده است که یکی از آن ها سال گذشته در نیشابور با عنوان بزرگ ترین مجسمه ای که تاکنون برای این شاعر ساخته شده، رونمایی شد. مجسمه دیگر عطار هم در تهران قرار دارد. البته سال گذشته هم در یک اتفاق نادر که از حق نگذریم خوب و تازه بود، عکس چند چهره معاصر ملی قاب گرفته و در خیابان های مشهد جانمایی شد؛ البته همه این ها را بدقولی های چندساله برای ساخت پارک مفاخر مشهد، مثل رودی می شود و با خود می برد. جست وجوی اینترنتی این مسئله، شما را به خبرهایی در اواخر سال١٣٩٠ می برد که در آن با قاطعیت چنین آمده است: «پارک مفاخر تا ٢۵ اسفند افتتاح می شود.» بعد از آن هم در سال های ٩١ تا به امروز، همچنان ساخت پارک مفاخر به یکی از وعده های هرسال بدل شده است. آیا ساخت یک پارک با موضوع معرفی چهره های برجسته شهری و ملی و آداب و رسوم مشهد قدیم به یک دهه بحث و گفت وگو نیاز دارد؟ برای آنانی که تاکنون درمورد این مسئله چیزی نشنیده اند،

باید بگوییم که برای ساخت پارک مفاخر پیشنهادهای زیادی داده شده است؛ اینکه قرار بوده در زمین های جلوی پیشخوان آرامگاه فردوسی ساخته شود اما با تغییر شکل این محدوده و طرحی که مبنی بر ره باغ بودن آن بدون اضافه هیچ الحاقی، تصویب شد، این مکان را نیز از فهرست مکان های ایجاد پارک مفاخر خارج کرد..

 

رئیس کمیسیون توسعه وعمران توس از ایجاد پارک مفاخر می گوید

همه چیز در حد پیشنهاد است

رئیس کمیسیون توسعه وعمران توس با تأکید بر اینکه تاکنون همه چیز درباره ساخت پارک مفاخر در حد پیشنهاد بوده، می گوید: «ابتدا قرار بود طرح باغ مفاخر در جلوخان آرامگاه فردوسی ایجاد شود و به بهره برداری برسد اما پس از گفت وگو و تبادل نظر با کارشناسان تصمیم بر این شد که جلوخان آرامگاه فردوسی تنها برای اجرای طرح هایی پیرامون شاهنامه و فردوسی استفاده شود و طرح باغ مفاخر در مکان دیگری اجرا شود.»مسعود ریاضی توضیح می دهد: «پس از ساخت جلوخان تصمیم گرفتیم باغ مفاخر را یا در پروژه پردیس توس که در حدفاصل کشف رود تا پیشخوان قرار دارد و یا در یک نقطه تاریخی دیگر در اطراف آرامگاه فردوسی جای دهیم اما هنوز هیچ کدام از این پیشنهادها تصویب نشده و کسی هم مسئولیت اجرایش را بر عهده نگرفته است. باید برای اجرای چنین طرحی نخست شهرداری و سازمان میراث فرهنگی وگردشگری خراسان پای کار بیایند و در این زمینه به توافق هایی دست پیدا کنند تا بتوانیم کار را شروع کرده و به سرانجام برسانیم.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی