کد خبر : 97091
/ 12:04
گزارشی از درس‌گفتار «اخلاقِ گفت‌وگو» که مصطفی ملکیان در مشهد ارائه کرد

درگفت‌وگو هرکس باید حرف خودش را بزند

درگفت‌وگو هرکس باید حرف خودش را بزند

شهرآرا آنلاین - گروه ادبیات و اندیشه| گفت‌وگو چیست؟ چه فرقی با مکالمه و مذاکره و از این دست واژگان مشابه دارد؟ ارتباط گفت‌وگو با رفع مشکل چه نوع ارتباطی است؟ این‌ها برخی مسائلی بود که مصطفی ملکیان، اندیشمند برجسته ایرانی و مدرس فلسفه اخلاق، در جریان کارگاه سه‌روزه خود در مشهد به آن پرداخت. درس‌گفتار «اخلاقِ گفت‌وگو» از مجموعه مباحث اخلاق کاربردی است که کانون بعثت اخلاق در مشهد برگزار می‌کند و در تازه‌ترین این برنامه‌ها ٣ روز گذشته مصطفی ملکیان از مباحثی چون آداب و اخلاق گفت‌وگو و پرسش‌هایی که در‌این‌باره مطرح می‌شود، سخن راند. آنچه در ادامه خواهد آمد، گزیده‌هایی از مباحث مطرح‌شده در این درس‌گفتار است که در مجتمع ساپکو ارائه شد.

 

﷯ مقصود دیالوگ است

یکی از شاخه‌های اخلاق کاربردی اخلاق گفت‌وگوست. اخلاق گفت‌وگو در ۴٠ سال گذشته در نظر متفکران اهمیت روز‌افزون پیدا کرده است و به‌زودی در کشور ما هم به کار خواهد آمد. قبل از اینکه به آن بپردازیم باید تعریف درستی از «گفت‌وگو» داشته باشیم. در زبان عادی گفت‌وگو را مکالمه می‌گویند. اما در مجامع علمی مکالمه را یکی از اقسام گفت‌وگو می‌دانند. ارتباط متقابل میان «من» و «تو» یا گروهی از «ما» را که از طریق گفتار انجام می‌شود مکالمه می‌گویند. درددل، شِکوه، بحث، مذاکره، تدریس و تعلیم و‌... از انواع مکالمه است. پس وقتی می‌گوییم اخلاق گفت‌وگو، مرادْ اخلاق در هر نوع مکالمه‌ای نیست، مقصود آن گفت‌وگویی است که «دیالوگ» است.

 

﷯ «گفت‌وگو» چگونه به وجود می‌آید؟

هر فعل ارادی با همه سادگی یا پیچیدگی‌اش ابتدا از یک فرایند درونی می‌گذرد و فرایندی که منجر می‌شود به یک عمل ارادی به «تأمل» یا «سنجشگری» تعبیر می‌شود. بعد از این و بعد از اینکه فرد با خودش تمام شقوق یک عمل را 

هزینه فایده می‌کند، مرحله «تصمیم‌گیری» می‌رسد. بعد از این است که فرد به فعل و عمل می‌رسد. در این فرایند فرد هم از معرفت و معلوم خودش استفاده می‌کند، هم از داده و دانش، هم از احساس و عواطف و هم پای خواسته‌هایش را به میان می‌کشد. همه افعال و اعمال ارادی که از آدم سر می‌زند مطابق همین فرایند پیش می‌رود. ممکن است یک فرایند چند ثانیه به طول انجامد و یک فرایند دیگر مدتی طولانی برای تبدیل شدن به عمل صرف کند؛ اما گذر از این مراحل ناگزیر است.

حالا گاهی اعمالی که می‌خواهیم انجام بدهیم فردی نیست و باید برای یک اجتماع تصمیم بگیریم. تصمیم‌گیری برای یک اجتماع امکان ندارد فردی انجام شود. در اجتماع تفاوت در تصمیم‌گیری، اختلاف نظر پیش می‌آورد، چرا‌که هر فردی از زاویه خودش به موضوع می‌نگرد. اینجاست که پای «گفت‌وگو» به میان می‌آید؛ هنگامی که برای رفع یک «مشکل مشترک» نیاز به رفع اختلاف‌ نظر‌ها باشد. یکی از راه‌ها برای رفع مشکل مشترک، وحدت و اجماع است که تجربه تاریخی بشری اجماع را غیر‌ممکن می‌داند. حکومت‌های استبدادی در این شکل از رفع مشکل پدید می‌آیند. یکی دیگر از راه‌های رفع مشکل مشترک مذاکره است. مذاکره غیر از دیالوگ است. در روش مذاکره به درستی و نادرستی آن توجه نمی‌شود. فقط ٢ طرف مذاکره تلاش می‌کنند به ترازی در «سود» برسند. روش دیگری هم وجود دارد که «رأی‌گیری» است. هرکس رأی اکثریت را به دست آورد تصمیم می‌گیرد که چه راه حلی را برای رفع مشکل مشترک ارائه کند. این روش حکومت‌های دموکراتیک و مدرن‌ترین روش است. اما تجربه دموکراسی‌ها در طول تاریخ نشان داده این روش هم معیوب است. احتمال اینکه اکثریت بر اقلیت ظلم کند، یکی از عیب‌هایی است که بر این روش وارد است. هیچ‌کدام از این روش‌ها اخلاقی، مصلحت‌اندیشانه و پایدار نیستند. به‌جای اجماع با خشونت، تصمیم‌گیری یکی برای همه، به جای مذاکره و یا حاکمیت اکثریت بر اقلیت، روشی پیشنهاد شد و آن «گفت‌وگو» -به‌معنای دیالوگ- بود. گفت‌وگو هم اخلاقی‌ است، هم مصلحت‌اندیشانه است و هم به دلیل مکانیزمی که درونش وجود دارد پایدار است.

 

﷯ تقویت تخیل، بالابردن درک

بعد از این ٢ مسئله پیش می‌آید. اول اینکه چگونه عمل کنیم که گفت‌وگو موفق باشد؟ دوم اینکه چگونه عمل کنیم که گفت‌وگو اخلاقی باشد؟ این حالت آرمانی گفت‌وگوست. اولی آداب و دومی اخلاق گفت‌وگوست. اخلاقی بودن گفت‌وگو بیشتر در اختیار ماست. فیلسوفان باور دارند گفت‌وگویی خوب است که باعث شود اجتماع (مردم) احساس کنند بر سرنوشت خود سوارند و مردم به طبیعی‌ترین شکل از یکدیگر چیز یاد می‌گیرند و باورمندند انسان‌ها چیزهایی از یکدیگر می‌آموزند که به درد زندگی می‌خورد و در هیچ دانشگاه و مدرسه‌ای و... آن را نمی‌آموزند. همچنین گفت‌وگو قدرت تخیلی را در وجود ما فعال می‌کند که ما به‌وسیله‌ آن می‌توانیم خودمان را جای هر کسی بگذاریم و آن‌ها را درک کنیم. این فایده‌ها گفت‌وگو را به امری ضروری تبدیل می‌کند.

 

﷯ مراقبت از گفت‌وگو

آداب گفت‌وگو چیز‌هایی است که گفت‌وگو را موفقیت‌آمیز می‌کند. اولین نکته این است که گفت‌وگو باید به مشکل بپردازد. این به این معنی است که «مشکل» باید به گفت‌وگو راه پیدا کند، نه «مسئله» (مشکل به عمل می‌پردازد و مسئله به نظریه اهمیت می‌دهد)، نه «مشکل‌نما»، و تفکیک مشکل از مشکل‌‌نما یکی از وظایف روشن‌فکر‌ان جامعه است، همچنین باید مشکلات جامعه از مشکلات مادر تا مشتقات آن رده‌بندی شوند تا به موفقیت‌آمیز بودن گفت‌وگو کمک کند. مشکلات به‌ترتیب اهمیت و ریشه‌ای بودن باید ردیف شوند. شما به عنوان یک انسان عضوی از جامعه جهانی هستید. به عنوان یک مسلمان عضوی از جامعه مسلمانان، به عنوان یک آسیایی، عضوی از این جامعه، به عنوان یک ایرانی‌... و همین‌طور عضویت‌های شما کوچک‌تر و مشکلات مشترکتان نیز کوچک‌تر و جامعه‌ای که با آن باید برای رفع مشکلاتتان گفت‌وگو کنید محدود‌تر می‌شود. رفع مشکلات از خانه آغاز می‌شود. این غیرواقع‌بینانه است که ما منتظر باشیم مشکلات جامعه جهانی رفع شود تا مشکلات فردی و خانوادگی‌مان را رفع کنیم.

همچنین گفت‌وگو برای موفقیت نیاز به فضای امن دارد. امنیت اول از وجود احساس برابری برای همه گفت‌وگو‌کنندگان ایجاد می‌شود. هیچ‌کس نباید بابت آنچه در گفت‌وگو مطرح کرده است پاداش یا کیفری در انتظارش باشد. هر‌کدام از این شرایط که ایجاد نشود، گفت‌وگو را از حالت دیالوگ خارج می‌کند و به حالات دیگری از گفت‌وگو که ابتدا گفته شد وارد می‌کند.

 

﷯ آداب گفت‌وگو

یکی از مهم‌ترین مطالب ادب گفت‌وگو این است که باید حجاب و پرده بی‌خبری بر خودم بیندازم و حواسم به منافع خودم نباشد و در این صورت در گفت‌وگو چنان شرکت کنم که سود همگان از آن گفت‌وگو بیرون بیاید و وقتی سود همه حاصل شد، سود من هم به دست می‌آید.

نکته دیگر در ادب گفت‌وگو این است که نباید فرض کنید چون خودتان چیزی را می‌دانید طرف مقابلتان هم می‌داند. گفت‌وگویی موفق است که ما در آن، آنچه می‌دانیم تا یقین نکنیم که طرف مقابلمان هم می‌داند، از حرف زدن دریغ نداشته باشیم. ما باید فرض را بر این بگیریم که هر‌چه می‌خواهیم بگوییم، او نمی‌داند.

ادب دیگر این است که موفقیت گفت‌‌وگو در گرو این است که شما بیشتر ناسازگاری‌های خودتان با دیگران را ناشی از جهل بدانید، نه ناشی از سوءنیت. در زندگی می‌شود ٢ پدیده درد واحد ولی رنج‌های متفاوتی ایجاد کند. مثلا اگر سنگی به پیشانی من بخورد و این سنگ را پسربچه‌ای سهوی زده باشد یا یکی از دشمنانم به عمد، درد واحدی دارد، اما رنجی که می‌کشم متفاوت است. فرق این‌دو این است که ما در مورد پسربچه به سوءنیت قائل نیستیم، به جهل قائلیم. اما دشمنم را می‌دانم از راه بداندیشی و بدسگالی سنگ زده است. در مورد گفت‌وگو وقتی می‌بینم رأی شما با رأی من مخالف است، اولین موضع و شریف‌ترین موضع این است که بگویم طبیعی است که رأی ما به این دلیل متفاوت است که تجربه‌ها و قدرت تفکر و فهم متفاوتی داریم. موضع کمی پایین‌تر این است که من فکر کنم بر حق هستم و رأی شما باطل است، اینجا می‌توانم بگویم رأی طرف مقابل باطل است به این دلیل که جاهل است یا به این دلیل که سوءنیت دارد. اینکه برحق نبودن طرف مقابل را ناشی از جهلش بدانم نه سوءنیتش، گفت‌وگو را بیشتر به سمت موفقیت می‌برد.

آخرین چیزی که می‌خواهم در مورد ادب گفت‌وگو بگویم این است که در گفت‌وگو هر‌کس باید حرف خودش را بزند. خوداندیشی یعنی اینکه شخص درباره موضوعی با خودش فکر کند و رأی خودش را به زبان بیاورد. فیلسوفان گفت‌وگو معتقدند برای اینکه گفت‌وگوی موفق انجام بدهید، هرگونه تلقین‌پذیری، تقلید، تبعیت از افکار عمومی، تبعیت از مدهای فکری زمانه و مانند این‌ها را باید کنار بگذارید. حکومت‌ها و رژیم‌های سیاسی اگر بخواهند سالم و عادل باشند، باید اجازه بدهند که هر شهروند رأی خودش را به زبان بیاورد یا به قلم جاری کند. حکومت‌ها از این نظر با هم فرق دارند که بعضی اجازه می‌دهند شهروندانشان آرا و عقایدشان را به زبان و قلم جاری کنند و بعضی این اجازه را نمی‌دهند. شهروندان هم باید عقیده‌شان را خودشان تولید کنند، نه دیگران. اینکه شهروندان عقایدشان را از کجا بیاورند که دست حکومت نیست، بر عهده خود من است و وظیفه اخلاقی خود من است که عقایدم را به دست بیاورم. یکی از غیراخلاقی‌ترین راه‌های کسب یک باور این است که آدم باور را با نظر به گوینده باور قبول کند. البته این به معنی آن نیست که همه از صفر شروع کنند. ما از علم و تجربه و عمق فهم دیگران استفاده می‌کنیم، از همه دستاوردهای فکری بشر از راه کتاب و درس و رسانه و‌‌... استفاده می‌کنیم، اما بعد از اینکه همه این آرا را شنیدیم و خواستیم موضعی اتخاذ کنیم، خودمان در درون همه آن‌ها را سبک و سنگین می‌کنیم و چیزی را که درونمان به آن فتوا داد می‌پذیریم. گفت‌وگو، کسانی را می‌خواهد که به عقل و وجدان اخلاقی خودشان رجوع کرده باشند، نه اینکه چون فلانی را قبول داریم رأی او را فقط «تَکرار» کنیم. 

 

﷯ اخلاق گفت‌وگو

اخلاق گفت‌وگو تضمین نمی‌کند که گفت‌وگو موفق باشد، ولی می‌گوید ضوابط اخلاقی رعایت شده است. هر‌وقت مشکل عملی در زندگی پیش می‌آید، خوشی زندگی ما کم می‌شود. وقتی با هم گفت‌وگو می‌کنیم، به این دلیل است که از ناخوشی کم کنیم یا به خوشی زندگی بیفزاییم. اولین نکته در اخلاق گفت‌وگو این است که به باورهای خودتان چسبندگی نداشته باشید. شما همیشه باورهای خودتان را از «داشته‌»های خودتان بدانید نه از «بوده‌»های خودتان. اگر شما روزی خودتان را مساوی با عقایدتان دانستید، آن وقت اگر کسی بخواهد عقایدتان را از شما بگیرد، گویی می‌خواهد خودتان را از خودتان بگیرد و خب طبعا شما مقاومت نشان می‌دهید. وظیفه اخلاقی دوم ما در گفت‌وگو این است که باورهای ما همراه با جزم و جمود نباشد. باور داشتن چیز بدی نیست، چیز بد این است که باور همراه با جزم و جمود باشد. کسی که باور همراه جزم و جمود داشته باشد آدم دُگم‌اندیشی است. برای گفت‌وگو باید ذهنی باز داشته باشیم تا بتوانیم از هم یاد بگیریم. از فضیلت‌های اخلاقی ماست که پرونده باورهایمان را کاملا باز نگاه داریم و هیچ موقع آن‌ها را مختومه حساب نکنیم. وظیفه سوم اخلاقی ما این است که هر‌چه می‌توانیم قدرت تخیل خودمان را افزایش بدهیم. همان‌طور که «سیمون وی» اول‌بار اظهار کرد، توهم بزرگ‌ترین مانع اخلاقی زیستن است و تخیل بزرگ‌ترین کمک‌کار اخلاقی زیستن است. تخیل یعنی اینکه معتقد باشی همان که هستی، هستی اما بتوانی تصور کنی که اگر دیگری بودی چگونه بودی. ما بیشتر به این دلیل اخلاقی عمل نمی‌کنیم که قدرت تخیل نداریم، نمی‌فهمیم که رفتار ما چه تأثیری بر دیگری دارد.

همچنین شخص باید به اثر سخن در دیگران اهتمام بورزد و توجه داشته باشد. خیلی‌وقت‌ها کتکی که به فرد می‌زنند تحمل‌پذیر است اما تحقیر را نمی‌تواند فراموش کند. انسان هر‌چه متعالی‌تر شود، تأثیر عوامل فیزیکی در او کمتر و تأثیر عوامل روانی در او بیشتر است. باید احتیاط‌آمیز سخن بگوییم. نکته دیگر این است که باید مفاد سخن طوری باشد که احتمال 

به سوءتفاهم افتادن طرف مقابل به حداقل برسد. وظیفه ما این است که تا جایی که می‌توانیم بدون ابهام، ایهام و غموض سخن بگوییم. استدلال داشتن برای حرفمان و خودانتقادگری از دیگر از عوامل مؤثر در گفت‌وگوست. کسی که خود انتقادگر نیست، در گفت‌وگو هم موفق نخواهد بود. خود را نقد کردن تمرین گفت‌وگو با خود است.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی