کد خبر : 97092
/ 12:05

«حرف‌های همسایه» در اهمیت فرم

آنچه در نقاشی و ادبیات و سینما و مجسمه‌سازی و موسیقی و تمام رشته‌های هنری، میزانِ سنجش و ارزیابی اثر هنری است، بی هیچ شکی فُرمِ آن اثر هنری است. «چگونگی» است که اهمیت دارد.

«حرف‌های همسایه» در اهمیت فرم

شهرآرا آنلاین -  سینا خزیمه|  در وهله نخست و بعدِ آن است که «چه گفتن» به نقد در می‌آید. فرم آموختنی نیست، زیستنی است. تجارب هنرمند علاوه خوانده‌ها و دیده‌هایش، اثری را می‌زاید که در آن ناخالصی جای ندارد، از ناخودآگاه الهام می‌گیرد و درست اگر باشد، حاصلی جز اثری که با چرخ‌دنده‌های ذهن مخاطب درگیر می‌شود نیست. شناخت فرم ازآن‌رو اهمیت دارد که مخاطبِ یک اثر هنری، یاد می‌گیرد با هر اثر هنری، منطبق با دنیا و مؤلفه‌های خاص آن اثر مواجه شود، چرا‌که در صورت مواجهه اشتباه با یک اثر هنری، دچار دلزدگی و گنگ‌بینی می‌شود و یا قضاوت درست درباره آن اثر نمی‌تواند داشته باشد. در حوزه سینما می‌توان به این مثال اشاره کرد که کسی سینمای روشنفکری دهه ۶٠ اروپا را بخواهد با متر و معیار سینمای کلاسیک آمریکا بسنجد. طبیعی است که مخاطب عامی که با آن جنس سینمای تجاری‌ هالیوودی تربیت شده است، سینمای روشنفکری اروپا -مانند سینمای برگمان یا آنتونیونی یا بونوئل- برایش حکم قرص خواب را پیدا می‌کند و ازطرفی مخاطب خاصی که مترش برای قضاوت سینمای مدرن اروپایی، سینمای تجاری آمریکا باشد، به بیراهه می‌زند و آنچه نباید بنویسد و بگوید، می‌نویسد و می‌گوید. یا چطور ممکن است با دید سنتی کمال‌الملکی که نقاش را بدل به دوربین عکاسی می‌کند به قضاوت و درکِ جهانِ نقاشی‌های مدرنی نشست که از بنیان در حرکتِ قلم مو به‌روی بوم از جایی دیگر نشئت می‌گیرند؟

نیما یوشیج، کتابی دارد به نامِ «حرف‌های همسایه». کتابی غریب است در قالب نامه‌ها و آموزه‌هایی به کسی ناشناس. شبیه کتاب «چند‌نامه به شاعری جوان» که ریلکه نوشته است. هر‌دو کتاب نقاط مشترک بسیار دارند و آنچه در آن‌ها عیان است، زیست شاعرانه است، جدا از زبان و فرهنگ و دوره و زمانه. نیما و ریلکه در این ٢ کتاب استثنایی بسیار شبیه به نظر می‌آیند، بسیار مشترک‌اند در گفته‌ها و نوشته‌ها. نیما در این کتاب درباره فرم توضیحاتی می‌دهد که وقتی امروز کتاب‌های آکادمیک توضیح آثار هنری و فلسفه هنر را تورق می‌کنیم به نبوغِ پیرمرد روستایی پی می‌بریم. توضیحات نیما یوشیج درباره فرم، خواندن این کتاب را نه فقط برای اهالی قبیله واژه و شاعران و نویسندگان که برای تمامی آن‌ها که دستی در هر هنری دارند، واجب می‌نماید. نیما در نامه‌ای به تاریخ خرداد ١٣٢٣ می‌نویسد: «عزیزم! در خصوص فرم، لازم بود به شما توصیه کنم اگر فرم نباشد، هیچ‌چیز نیست. عادت کنید به دقت، تا طبیعت شما شود. من راجع به فرم شعر صحبت نمی‌کنم... آن آسان‌تر است. راجع به فرم مطلب. مطلب شعری شما با طراحی شما فرم پیدا می‌کند و هیچ‌وقت بلاواسطه نیست. به زمینه کار و رنگ‌های محلی که می‌دهید مربوط هست و نیست، زیرا فرم نتیجه بهترین یافتن است که شاعر بداند موضوع را با چه چیز برآورد کند. بیخودترین موضوع‌ها را با فرم می‌توانید زیبا کنید، امتحان کرده‌اید و دیده‌اید، برعکس عالی‌ترین موضوع‌ها بی فرم، هیچ می‌شود. هر موضوع، فرم خاص خود را دارد. آن را با ذوق خود پیدا کنید: مفصل باشد بهتر است یا مختصر، برگردان داشته باشد یا نداشته باشد... فرم که دلچسب نباشد، همه چیزها، همه زبردستی‌ها، همه رنگ‌ها و نازک‌کاری‌ها به هدر رفته است.» یا در جایی ظریف‌تر می‌گوید: «شاعر بودن، یعنی غرق در موضوع بودن. به طوری که مغز به واسطه دَوَران آدم را به وحشت بیندازد و چشم‌هایش را ببندد که نبیند. هرچند که راه فرار نیست، دنیا بر دل او جا می‌گیرد. این موضوع را مشاهده او و طرز فکر او پسندیده و ذخیره کرده است. کسانی که زیاد در حادثه نیستند زیاد می‌خوانند و از این راه به آن چیزهایی می‌رسند که دیگران رسیده‌اند. اهمیتی ندارد. این ردیف ابتدایی است. بعد تخیلات و متصوره شما آن را چطور بسازد و طرح و شکل بدهد. این ردیف دوم است. ردیف سوم که عالی و خیلی حد عالی است این است که چطور بیان کنید.»

اینکه نیما می‌گوید «چطور بیان کنید» یعنی همان فرم که تنها مؤلفه سنجش و قضاوت یک اثر هنری است. کتاب «حرف‌های همسایه» را نباید خواند، باید زیست. کتابی است قابل مزه‌مزه و بهره‌مندی، برای هر آن کس که اهل زایش است و گاه به جای حاصلی زیبا و درست، جنینی ناقص‌الخلقه می‌زاید. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی