کد خبر : 97844
/ 07:16
یک نیمروز در مرکز اعزام اورژانس ١١۵ مشهد

چند ساعت آن طرف خط

هر تلفنی که پاسخ می‌دهند خبر خوبی نمی‌شنوند. صداهای پشت تلفن همه شکسته‌بسته است. آن‌قدرکه می‌توان رنگ زرد و زار کسی را که پشت تلفن است، حدس زد.

چند ساعت آن طرف خط

شهرآرا آنلاین - الهام مهدیزاده - هر تلفنی که پاسخ می‌دهند خبر خوبی نمی‌شنوند. صداهای پشت تلفن همه شکسته‌بسته است. آن‌قدرکه می‌توان رنگ زرد و زار کسی را که پشت تلفن است، حدس زد. گاهی بغض‌کرده، نصفه‌ونیمه حرف می‌زنند. گاهی هم گیج از زمین و زمان و اتفاقی که برایشان افتاده، فقط قسم می‌دهند؛ «خانم، تو رو خدا آمبولانس بفرست. تو رو خدا زود بیا. چی؟ چی می‌گی؟ آروم باش! وای خدای من، خون! آمبولانس کی می‌آد؟ من؟! من با دستم جلو خون‌ریزی رو بگیریم؟! تو رو خدا زود بفرست.»

باید صبور باشی و راهنمایی کنی. پای جان یک انسان درمیان است؛ «آروم باش. بگو نفسش چطوریه؟ با یک دستمال تمیز، دستت رو بذار روی پاش تا خون‌ریزیش کم بشه. آدرس بده. ببین گفتم آدرس رو بده. کجای خیابون آزادی؟ دقیق بگو. کسی اون اطراف نیست؟ بپرس آزادی چند هستید تا پیدات کنیم؟»

 

وضعیت اورژانسی

مرکز فوریت‌های پزشکی- قرارمان این است که ساعتی پای درددل کارشناسان و تکنسین‌های اورژانس‌١١۵ بنشینیم. سرشان شلوغ است. محمدرضا زمردی، مسئول مرکز فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، قبل از ورود به مرکز توضیحاتی می‌دهد: ‌اینجا که می‌بینید، مرکز تریاژ تلفنی است.

توضیحش درباره تریاژ این‌ است: تریاژ تلفنی همان سؤالاتی است که کارشناسان می‌پرسند تا بدانند بیماری فرد چیست تا به مرکز اعزام اعلام کنند. از‌طرفی با این سؤالات می‌توانند افراد را راهنمایی‌ کنند تا اقدامات ضروری قبل‌‌از رسیدن اورژانس انجام شود.

داخل مرکز، ٧‌کارشناس خانم با هدست‌هایی که روی سرشان گذاشته‌اند پشت سر هم صحبت می‌کنند؛ «آقا، گفتی کجا؟ ورودی جلال تصادف شده؟ چندتا مصدوم داره؟»؛ «خانم، حال بچه الان چطوره؟ ضعف داره؟»؛ «اورژانس‌١١۵ بفرمایید. تصادف خیابان جلال‌آل احمد را دیده‌اید؟ شما همون‌جا هستید؟»

از بین حرف‌هایی که می‌زنند، به‌سادگی می‌توان فهمید که دو نفر هم‌زمان با اورژانس‌١١۵ تماس گرفته‌اند و از تصادفی در خیابان جلال آل‌احمد خبر می‌دهند. مسئول مرکز فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره تماس‌های مشترک و هم‌زمان شهروندان برای یک حادثه می‌گوید: الان سر صبح است و تعداد عبوری‌ها و رهگذران کمتر است و فقط دو نفر زنگ زدند. در یک نمونه برای یک تصادف ١۵‌نفر با ١١۵‌ تماس گرفتند.

 

نشانی‌دهی‌ متفاوت برای یک مسیر

زمردی به موضوع نشانی‌دادن‌ نیز اشاره می‌کند؛ «نشانی‌دادن مردم برای یک تصادف یا یک وضعیت اورژانسی متفاوت است. یک‌بار در یکی از کوچه‌های خیابان امام‌خمینی تصادف شده بود. یک نفر که از سمت خیابان امام‌رضا آمده بود، از آن طرف نشانی داد. دو نفر هم از سمت امام‌خمینی نشانی دادند. همکاران من درباره برخی نشانی‌ها متوجه می‌شوند که مسیر یکی است، اما بارها پیش آمده که برای یک نشانی که چند نفر به‌شکل متفاوت آدرس می‌دهند، دو یا چند آمبولانس اعزام کرده‌ایم.»

خانم‌ها همچنان در‌حال گرفتن شرح‌حال و نشانی هستند و وقت صحبت با ما را ندارند. با این شرایط مسئول مرکز فوریت‌های پزشکی توضیحات بیشتری می‌دهد؛ «الان زنگ‌خور ١١۵ خیلی کمتر شده است. ما در روز حدود ۴٠٠٠تماس داریم. قبلا تا ۶٠٠٠تماس داشتیم که اغلب مزاحم تلفنی بودند.» زمردی ادامه می‌دهد: بنده‌خدایی بود که در یک روز ١۵٠‌بار با اورژانس تماس گرفت، طوری‌که صدایش برای همه بچه‌ها شناخته شده بود. یک نفر دیگر هم در یک‌هفته، ١٣٠٠بار به ما زنگ ‌زد. بعد از این ماجرا دادستان وارد ماجرا شد و با تلفن‌های ایرانسل، همراه، یا ثابتی که مزاحم ١١۵ می‌شدند، برخورد شد. الان تماس‌ها واقعی شده است. البته هنوز مشکلاتی در بیان شرح‌حال بیمار، نشانی‌دادن یا زنگ‌زدن‌های غیرمرتبط داریم.»

تماس‌های غیرمرتبطی را که مردم با اورژانس می‌گیرند، زمردی با چند مصداق‌ چنین توضیح می‌دهد: مورد داریم که طرف زنگ زده و گفته که قرصش را سر ساعت نخورده؛ حالا چکار کند! دو تا را یک‌جا بخورد یا نه؟ یا مثلا زنگ می‌زنند و می‌پرسند دارویی که دکتر برای ما تجویز کرده، به چه دردی می‌خورد! بعضی از وقت‌ها هم نشانی داروخانه یا دکتر خوب از ما می‌خواهند!واقعا این کارها در حوزه کاری همکاران ما نیست و دکتر باید تشخیص دهد که بیمار دارو را چگونه مصرف کند. جدا از آن، افراد با این کار، تلفنی را که می‌تواند به جان یک مصدوم تصادفی کمک کند، مشغول می‌کنند. در حال حاضر، از کل تماس‌هایی که در یک روز گرفته می‌شود، ٢٠‌درصد منجر به اعزام آمبولانس می‌شود.

میان صحبت مسئول اورژانس‌١١۵ صدای یکی از خانم‌ها بلندتر از دیگر کارشناسان است؛ «‌آقای محترم، الان زنگ زدید و گفتید که ورودی جلال تصادف شده؛ من هم آمبولانس فرستادم. وسط حرف‌زدن و وقتی می‌خواستم شرح‌حال از مصدوم بگیرم، تلفن شما قطع شد. الان زنگ زده‌ام و می‌گویم با مریض صحبت کنید و از او بپرسید چه دردی دارد. به من می‌گویید که از آن مسیر رد شده‌اید. آقا وقتی بالای سر مصدوم نمانده‌اید، چرا تلفن‌١١۵ را مشغول می‌کنید؟ تمام مکالمه ما ضبط می‌شود. به نظر من هم شکایت کنید تا اگر اشکالی در گفته‌های من وجود داشت، بررسی کنند. لطفا تلفن را قطع کنید. ممکن است که بیمار پشت خط در‌انتظار باشد.»

بعداز قطع‌کردن تلفن از او درباره صحبت‌هایی که شنیده است و شکایتی که گفته شد می‌پرسیم؛ «نمی‌دانم متوجه شدید یا نه؛ من و همکارانم هم‌زمان گزارش یک تصادف در ورودی جلال را ثبت کرده‌ایم. چند نفر از رهگذران به ما زنگ زدند. این آقا اولین‌بار که زنگ زد، وسط صحبت تلفنش قطع شد. چندبار شماره‌اش را گرفتم تا تلفنش وصل شد. می‌خواستم جزئیات را بپرسم؛ اینکه چند نفرمصدوم آنجاست، وضعیت مصدومان چطور است و... . به من گفت که از مسیر رد شده و نمانده است. به او گفتم اگر می‌تواند برگردد تا وضعیت مصدومان را به ما بگوید. در همین زمان یک نفر دیگر زنگ زد و وضعیت مصدومان را به همکارم خبر داد. دوباره این آقا به من زنگ زده که شما من را علاف کرده‌ و بد صحبت کرده‌اید. می‌گوید بگو آمبولانس ندارم که بفرستم! بعد هم گفت به‌خاطر اینکه کارم را درست انجام نداده و قصد اذیت او را داشته‌ام، از من شکایت می‌کند.»

 

١٨ ساعت سر کار

همکار کنار او نیز دل پری از نشانی‌دادن مردم دارد؛ «‌مردم وقتی با اورژانس تماس می‌گیرند فقط یک خواسته دارند؛ اینکه آمبولانس بفرستیم. از‌طرفی فکر می‌کنند ما نشانی خانه آنان و کوچه‌پس‌کوچه‌ها یا حتی بن‌بست سر کوچه را می‌دانیم! همه این اتفاقات باعث می‌شود آمبولانس در پیدا‌کردن مسیر سردرگم شود. شرح‌حال بیمار را هم درست بیان نمی‌کنند. اگر مریض حالش بد باشد، حداقل می‌توانیم با راهنمایی‌هایی که می‌کنیم تا رسیدن اورژانس وضعیت بیمار را رصد کنیم. هریک از ما معمولا ١٨ساعت سر کار هستیم اما با وجود خستگی هیچ وقت برای نجات جان یک بیمار کم نمی‌گذاریم.»

او می‌گوید: گاهی پیش می‌آید برای تصادفی که حاشیه خیابان بوده و مصدوم آن منتقل شده، ماشین‌های عبوری با دیدن ماشینی که‌ تصادف کرده است، دوباره با ١١۵ تماس می‌گیرند و درخواست آمبولانس می‌کنند. ما برای اطمینان‌خاطر یا با درنظرگرفتن این احتمال که شاید تصادفی جدید در محل رخ داده است، مجبوریم آمبولانس بفرستیم.

 

به خاطر نجات جان آدمی، چند دقیقه بمانید

حرف‌ها که به اینجا می‌رسد، زمردی، مسئول مرکز فوریت‌های پزشکی، نیز توضیحاتی به گفته‌های کارشناسان ضمیمه می‌کند: مردم توقع دارند آمبولانس به‌موقع برسد اما انرژی ما در هر تماس و برای گرفتن یک نشانی درست و فرستادن آمبولانس از بین می‌رود. اگر از نشانی‌دادن‌های ناقص بگذریم، همین موضوع نماندن مردم در محل حادثه، یک مشکل اساسی ماست. خواهش می‌کنیم به‌خاطر جان آن انسان چند‌دقیقه منتظر بمانید تا کارشناسان اورژانس در تماس‌های بعدی و قبل‌از رسیدن آمبولانس با راهنمایی‌هایی‌شان سبب شوند بیمار در شرایط مساعدتری قرار بگیرد. دلیل دیگری که کارشناس می‌خواهد تماس‌گیرنده در محل باشد، برای همین نشانی‌هاست. اگر فرد تماس‌گیرنده سر صحنه بماند تکنسین‌های آمبولانس می‌توانند با تماس دوباه با او، مسیر را بهتر پیدا کنند و سریع‌تر به بالین بیمار برسند.او خاطره‌ای از یک مصدوم دارد؛ «دو سال قبل نزدیکی‌های غروب یک موتوری در یکی از فرعی‌های مشهد به درخت برخورد کرد. یکی از خودروهای عبوری همان لحظه که موتوری به درخت برخورد می‌کند و داخل جوی می‌افتد با اورژانس تماس می‌گیرد، اما منتظر آمدن اورژانس نمی‌ماند و با خودرو از محل عبور می‌کند. تماس‌های بعدی کارشناسان با او برای پیدا‌کردن محل دقیق موتور‌سوار بی‌نتیجه می‌ماند. آن شب تکنسین‌های اورژانس تمام محدوده‌ای را که او آدرس داده بود، گشتند تا در‌نهایت مرد موتور‌سوار را که داخل جوی آب افتاده بود، پیدا کردند.»

گویا مسئول مرکز فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، خاطرات دست‌به‌نقد بسیاری، از نشانی‌دادن و مشکلاتی که کارکنان اورژانس تا رسیدن به محل حادثه با آن روبه‌رو می‌شوند، دارد. او بیان می‌کند: یک‌بار تعدادی از رانندگان، از تصادف یک اتوبوس در صدمتری خبر دادند. همه آن‌ها فقط دیده بودند که اتوبوسی به‌دلیل تصادف منحرف شده اما هیچ‌یک به‌دلیل سرعت زیادی که داشتند، نمانده بودند تا جزئیات بیشتری از تعداد افراد مصدوم بدهند. با این شرایط فقط می‌دانستیم که اتوبوسی در صدمتری تصادف کرده و منحرف شده است. حدس زدیم چون محل تصادف، صدمتری بوده، حتما اتوبوس سرعت داشته و احتمالا مسافر هم زیاد داشته است. با درنظرگرفتن این دو احتمال، ۵‌آمبولانس به محل حادثه فرستادیم. وقتی آمبولانس‌ها رسیدند متوجه شدند که تصادف آن‌قدر شدید نبوده و آسیب چندانی به مسافران وارد نشده است. ما این تعداد آمبولانس را برای تصادفی جزئی فرستادیم؛ حال‌آنکه اگر در آن زمان، مشکلی دیگر به وجود می‌آمد، با کمبود آمبولانس در آن محدوده روبه‌رو می‌شدیم.

 

دردسر نام های مشابه خیابان ها

پایگاه اورژانس ارشاد- مقصد بعدی ما یکی از پایگاه‌های اورژانس بولوار فکوری است. این پایگاه اورژانس در یکی از خیابان‌های فرعی این بولوار به اسم ارشاد قرار دارد. نام این خیابان، ما را به یاد خیابان ارشاد بولوار سازمان آب می‌اندازد. تا رسیدن به پایگاه از علیشاهی، مدیر روابط عمومی اورژانس مشهد، درباره اسامی مشترک خیابان‌های مشهد می‌پرسیم؛ «خود این موضوع هم داستانی است. همین خیابان ارشاد سال قبل برای ما دردسر درست کرد. پارسال یک نفر به ما زنگ زد و گفت که فردی در یکی از منازل خیابان ارشاد بیمار است. علائمی که داده بودند، مشابه سکته بود. به ما نشانی خیابان ارشاد را داد، اما از شدت نگرانی فراموش کرد بگوید کدام ارشاد. چند بار هم که زنگ زدیم، جواب نداد. بعد معلوم شد که بالای سر مریض بوده است. با این شرایط ما دو آمبولانس، یکی به خیابان ارشاد در بولوار سازمان آب و دیگری به همین جا که بولوار فکوری و پیروزی است، فرستادیم. آمبولانس‌ها رسیدند، اما گفتند خانه و نشانی را پیدا نکرده‌اند. آن روز کارشناسان آن‌قدر زنگ زدند تا طرف بالاخره جواب داد و گفت که آنان در کوچه ارشاد کنار بیمارستان فارابی زندگی می‌کنند! الان در مشهد چهار خیابان قائم (‌سیدی، احمدآباد، رسالت، فرامرزعباسی) داریم. تا بخواهید هم کوچه به نام «نیلوفر» داریم.

 

تماس‌ با اورژانس برای جلب محبت!

داخل مرکز چند تکنسین نشسته‌اند و هنوز مأموریتی به آنان اعلام نشده است. مشکلات آنان همان مشکلات قبلی است. یکی از آن‌ها انتظار دارد که به ‌سختی کار آنان توجه شود. می‌گوید: با اینکه ما نیز مانند پرسنل بخش‌های مختلف با بیماران سوختگی، بیمار روان و بیماران تصادفی مواجه و درگیر هستیم، سختی کار یک فرد شاغل در بخش روان و سوختگی را برای ما درنظر نمی‌گیرند. حداقل سختی کار هم شامل ما شود. این تکنسین فوریت‌های پزشکی یک خواهش دیگر هم دارد؛ «برای جلب محبت به اورژانس زنگ نزنید. بارها پیش آمده که در دعوای زن و شوهری، یکی برای جلب محبت دیگری، تمارض می‌کند و دیگری به اورژانس زنگ می‌زند و با این کار وقت اورژانس را برای نجات جان یک بیمار می‌گیرند.» 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی