کد خبر : 98100
/ 08:22

سیمای واقعی زن

یادداشتی بر فیلم «یه وا» که در سینمای هنروتجربه اکران می شود

سیمای واقعی زن

شهرآرا آنلاین - بهار احمدی| «یه وا» داستان زنی سی وچهارساله به همین نام است که به اتهام قتل شوهرش، تحت پیگرد قانونی است. او برای حفاظت از دخترش، فرار را پیشه می کند و به محل دوردستی پناه می برد و در محل جدید، مجبور به مقابله با مسائل و دشواری‎ها شده، رودرروی آیینه ای به نام زندگی می شود.

آناهید آباد، کارگردان فیلم، از فارغ التحصیلان دوره فیلم سازی مرکز اسلامی آموزش فیلم‎سازی است و فعالیت در سینما را از سال١٣٧٣ با دستیاری کارگردان و برنامه ریزی فیلم «خلع سلاح» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد شروع کرد. او بعد از آن با کارگردان های شاخصی چون بهرام بیضایی، واروژکریم مسیحی، احمدرضا درویش، ابوالفضل جلیلی و... همکاری کرد. آباد سال۱۳۹۴ اولین فیلم بلند داستانی خود را با نام اولیه «کارواجار» که بعدها به «یه وا» تغییر نام داد، در ارمنستان مقابل دوربین برد. این فیلم، محصول مشترک ایران و ارمنستان است و در جشنواره های مختلفی به نمایش درآمده و به عنوان نماینده کشور ارمنستان به مراسم اسکار نیز معرفی شده است.

فیلم سینمایی «یه وا» به عنوان نخستین تجربه کارگردانی آناهید آباد، فیلم خوب و تاثیرگذاری است که به خوبی توانسته است روایتگر داستان زنی باشد که با تمام ناملایمتی ها همواره روی پای خود ایستاده و مادری دلسوز برای فرزندان و سرزمین خود بوده است. درواقع «یه وا» داستان زندگی زنان بی شماری است که در هر برهه از تاریخ، حضور داشته اند و این حس زنانه و مادرانه آن ها بوده که امید را در دل اطرافیانشان زنده نگه داشته است.

از این رو «یه وا» از آن دست کاراکترهای سینمایی است که به عنوان یک زن مقتدر، در ذهن و حافظه مخاطب تثبیت می شود. اگرچه یه وا یک فیلم شخصیت محور زنانه است، قصه در بستر یک موقعیت اجتماعی روایت می شود و تأثیر جنگ و پیامدهای تلخ آن را در ردپای زندگی به تصویر می کشد.

فیلم با موضوعات سنت، جنگ، شهادت، میراث تاریخی و غم از دست دادن سروکار دارد و برای هرکدام داستان کوتاهی نیز تعریف می کند. از دختر جوانی که عاشق یک سرباز هلندی می شود و در غیاب او نمی تواند در یک جامعه سنتی روزگار بگذراند، گرفته تا خانواده ای که سه نسل از مردان و پسرانش را در جنگ و عواقب آن از دست داده است و مردی که از ویرانه های تاریخی مراقبت می کند تا به تاراج نروند و خود یه وا که در زمان جنگ، پرستار بوده است و عاشق سربازی می شود که قبل از به دنیا آمدن فرزند شان، شهید می شود.

فیلم به خوبی توانسته است از پس این داستان های کوچک بربیاید و هرکدام را به سرانجامی پذیرفتنی برساند؛ داستانک هایی که به راحتی می توانست به علت تعدد شخصیت ها و روایت های پراکنده، گیج کننده و نامرتبط به نظر برسد اما کارگردان با مهارت و توانایی زیاد به درستی قطعات این پازل را درکنار هم چیده است. یکی دیگر از قوت های مهم فیلم، خارج نشدن قصه از مسیر اصلی اش است. فیلم بدون اینکه شعارهای ضدجنگ بدهد و با پرهیز از نگاه سیاسی و راهبردی در بستر قصه خود و در یک روایت دراماتیک، پیامدهای تلخ جنگ را بازگو می کند. گره افکنی و گره گشایی های فیلم درمورد شخصیت یه وا به خوبی در سراسر فیلم تعمیم پیدا می کند و مخاطب را تا آخرین دقایق با کاراکتر جذاب و مرموز یه وا همراه می کند. هرچند فیلم نامه دارای نواقص آشکاری است که نمی تواند پاسخ گوی برخی سوالات باشد، تا انتها از ریتم نمی افتد و کاراکترهای خود را به درستی پرورش می دهد و در این میان با چیره دستی تمام، یه وا را تبدیل به ستاره و قهرمان قصه خود می کند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی