کد خبر : 98135
/ 06:26

مشهدی‌های قدیم در میهمانی خدا

خاطره‌نگاری با پیرهای پایین‌خیابان و فلکه حضرتی که هنوز رمضان سال‌های دور را در ذهن دارند

مشهدی‌های قدیم در میهمانی خدا

شهرآرا آنلاین - فریبا شجاع- ماه رمضان غیر از حال و هوای معنوی، همیشه درون خودش چیزهای کوچک و ریزی دارد که مزه این ایام را بیشتر از قبل به کاممان شیرین می‌کند. چیزهایی که رفته رفته با گذشت سالیان متوالی برای همه حکم نوستالوژی را دارد. همان چیزهایی که انگار ماه رمضان بدون داشتن آن‌ها یک چیزی کم دارد. در این شماره شهرآرامحله با فرارسیدن ماه رمضان سعی کرده‌ایم بخشی از همین خاطرات را با نشستن پای صحبت پیرهای پایین‌خیابان و فلکه حضرتی قدیم زنده کنیم. آنچه می‌خوانید، دیده‌های نعیم‌آبادی (ساکن کوچه حاجی رقیه؛ فلکه حضرتی) و فخری خانم (ساکن کوچه حاج تقی) از رمضان دوران جوانی‌شان در دهه30 و 40 است.

 

بازاری شدن پشمک و زولبیا و بامیه در رمضان 

135688.jpgاز تحولات بزرگ رمضان، آمدن زولبیا و بامیه، پشمک و گوش‌فیل به بازار بود. چون این خوردنی‌ها فقط در ماه رمضان در بازار پیدا می‌شد. آن زمان خیلی از مردم به نقل از پدرانشان می‌گفتند که مظفرالدین شاه هم عاشق این‌ها بوده و همیشه می‌گفته: «ماه رمضان هم نمی‌آید تا زولبیا و بامیه سیری نوش جان کنیم».

البته جز این در ماه رمضان گاری‌های زیادی راه می‌افتادند که کارشان فروش نان‌های کماج بود. این نان‌ها را زنان با گذاشتن روی طبق که روی سر حمل 

می شد، می‌فروختند. نان‌های بزرگ و قطور که مخصوص رمضان و روزه‌دارها پخت می‌شد.

ساخت معجون هم با رمضان بیشتر قوت می‌گرفت. مثلا قنادی طباطبایی که درست رو‌به‌روی مسجد گوهرشاد در بازار بود، علاوه بر اینکه رمضانش را با پخت زولبیا و بامیه‌های مخصوص شروع می‌کرد، ساخت معجون‌هایش را هم تغییر می‌داد تا قوت بیشتری داشته باشد.

 

تعطیلی چلویی و دیزی‌پزها

تعطیلی کسب و تجارت، به‌خصوص در نصف روز هم در رمضان رخ می‌داد. تعطیلی که صبح کل شهر را در سکوت فرو می‌برد. بسیاری از مردم شب‌ها تا دیروقت و گاهی تا سحر در برنامه‌های مختلف رمضان حضور داشتند. برای همین کاسب‌ها فقط در ماه رمضان در مغازه را دیر باز می‌کردند و در سایر روزهای سال، هنوز آفتاب نزده مغازه‌ها باز می‌شد.

همچنین در این ماه کسب تعدادی از کاسب‌ها که «پزنده» بودند، به‌خصوص مسئول ناهار بازاری‌ها هم به خواب می‌رفت و مغازه‌هایشان به کل تعطیل می‌شد. چلویی، دیزی‌پز، یخنی‌پز، شیربرنج‌پز و قهوه‌چی از جمله این کاسب‌ها بودند. 

البته در بین این پزنده‌ها افرادی که افطاری‌پز بودند، هم‌زمان با افطار درِ مغازه‌هایشان را باز می‌کردند. مثلا حاج آقای کرامت که کباب‌پز بود، در ماه رمضان مغازه‌اش را هم‌زمان با اذان مغرب باز می‌کرد و مردم در آنجا افطار می‌کردند.

جز این موارد، کاسب‌های دیگری که دوره‌گرد محسوب می‌شدند، همچون مطرب و لوطی‌ها هم بساطشان را در این ماه جمع می‌کردند.

مطرب‌ها همان‌هایی بودند که دف یا تنبک به دست می‌گرفتند و در خیابان‌ها می‌زدند و از مردم پول جمع می‌کردند. در کنار این‌ها بازار حکیم و دوافروش، زالویی، حجامت‌چی، زفت‌انداز، رگ‌زن، دندان‌ساز و سلمانی هم کساد می‌شد.

 

کاسب‌هایی که با رمضان پول‌دار می‌شدند

خلاف کاسب‌هایی که در رمضان مگس می‌پراندند و ماه استراحتشان بود، کسبه‌ای بودند که این ماه، ماه کسب و کار و بره‌کشانشان بود؛ مانند معرکه‌گیرها، حمامی‌ها، مسئله‌گوها، ساعت‌سازها، علما، وعاظ، فروشندگان کتاب‌های مذهبی مانند قرآن و دعا و عکس و شمایل پیغمبر(ص) و امام(ع). 

در بین این‌ها درآمد ساعت‌سازها از همه بالاتر بود و از یک ماه به رمضان مانده، سرشان شلوغ می‌شد؛ به‌خصوص اگر ساعت‌ساز قدیمی و خیلی کار بلد بود. به عنوان نمونه در مشهد آقایان چمنی و رجایی ساعت‌ساز از همه معروف‌تر بودند و نزدیک ماه رمضان شبانه‌روز ساعت تعمیر می‌کردند.

وضعیت فروشنده‌های سجاده، جانماز، مقنعه، کفن نوشته و ننوشته، زمین گور و مقبره و نویسندگان وصیت‌نامه و نیز تعیین وصی و قیم و ناظر و اقدام به امور خیریه و تهیه موقوفات و تسویه‌حساب با این و آن و حلال کردن دارایی و اموال شبهه‌ناک هم خیلی خوب می‌شد.

 

بیدارکن‌های سحر

از دیگر آداب و رسوم ماه رمضان، بیدار کردن یکدیگر در سحرها بود. البته افرادی در شهر مشهد بودند که نزدیک سحر در کوچه‌ها راه می‌رفتند و با صدای بلند مردم را بیدار می‌کردند. همچنین اگر یک نفر در کوچه برای سحر بیدار می‌شد، سایر همسایه‌ها به‌خصوص همسایه دیواربه‌دیوار را بیدار می‌کرد. به این طریق همه بیدار می‌شدند. این روش صمیمیت و یگانگی و صفا و همبستگی مردم را افزایش می‌داد. مثلا در همین دالان حاجی‌رقیه، چون خانه‌ها به هم راه داشت، از طریق همین دریچه‌ها بچه‌ها را می‌فرستادند تا همسایه را بیدار کنند. حتی در مواردی که دیواربه‌دیوار بودند، به دیوار هم مشت می‌کوبیدند که این مشت‌کوبی اتاق به اتاق یکدیگر تا آخر حیاط ادامه می‌داشت و اگر فرد بیدار نشده بود و جواب مشت نمی‌آمد، همسایه به حیاط می‌رفت و با در زدن بیدارشان می‌کرد. علاوه بر این نخی که سرش زنگوله بسته شده بود، از سوراخ دیوار خود و همسایه می‌گذراندند که با کشیدن آن صدا می‌شدند. البته بیشتر این کارها برعهده کسانی بود که ساعت شماته‌ای داشتند.

135689.jpg

مسجدها شلوغ‌تر از همیشه

در این ماه مسجدها شلوغ‌تر از هر زمان دیگری بود. دوره قرآن دسته‌جمعی در آن‌ها برگزار می‌شد که مرد و زن جدا از هم می‌نشستند و قرآن می‌خواندند. 

علاوه بر این مثل امروز نماز جماعت واحد در حرم مطهر برگزار نمی‌شد. هر عالم در یکی از شبستان‌ها جلسه داشت که هم قرآن‌خوانی برگزار می‌شد، هم سخنرانی و هم تفسیر. مثلا آیت‌ا... میلانی یکی از شلوغ‌ترین جلسه‌ها را در این ماه در حرم اداره می‌کرد. 

 

دوره قرآن خانگی خانم ها 

دوره قرآن های در رمضان برپا می‌شد که این جلسات مخصوص خانم‌ها بود ؛ تعدادی در محل جمع می‌شدند و هر روز در یک خانه دور هم جمع می‌شدند. 

قرآن را دوره می‌کردند و هرکدام از این جمع‌ها یک ملا هم داشت.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی