کد خبر : 98209
/ 08:12
پیشنهادهای ٣ تن از بزرگان ادبیات ایران برای مرمت خانه منسوب به فردوسی در پاژ

خانه‌ای در مسیر تاریخ

در روزهایی که به نام فردوسی در تقویم مُهر خورده است، هر روز شاهد خبرهای خوب فراوانی از دیار توس هستیم.

خانه‌ای در مسیر تاریخ

شهرآرا آنلاین -  از رسیدن بازپیرایی جلوخان آرامگاه فردوسی به خان آخر گرفته تا آغاز خان طراحی بولوار پردیس شاهنامه. اما در این میان هنوز جای خالی آبادی در پاژ، زادگاه فردوسی، جزو خبرهای بدی است که باعث شده است، این خطه تاریخی پرارزش از فهرست مکان های گردشگری خط بخورد. البته چندی پیش، احسان زهره وندی، مدیر پایگاه میراث فرهنگی توس، در خبری اعلام کرده بود که قصد مرمت خانه منسوب به فردوسی در پاژ را دارند که همین خبر نیز اعتراض هایی را در پی داشت. مهدی سیدی، تاریخ شناس، و رجبعلی لباف خانیکی، باستان شناس خراسانی، از جمله افرادی بودند که انتساب خانه صد ساله به فردوسی را جور بزرگی در حق پاژ دانسته و خواستار معرفی و مرمت پاژ کهن شده بودند. آنان در گزارشی که روز شنبه ١١ اسفند ٩٧ در روزنامه شهرآرا چاپ شد، گفته بودند بهتر است به جای هزینه کرد برای مرمت خانه ای که نهایتا ١٠٠ سال قدمت دارد، تا حد امکان برای معرفی تپه تاریخی پاژ کهن -که بر اساس یافته های باستان شناسی در قرن سوم و چهارم، یعنی همزمان با عصر فردوسی، محل سکونت بوده است- گام برداشت. همچنین بهتر است روستای کنونی پاژ و تپه میانی آن را نیز به عنوان مکانی با امکانات گردشگری مختلف چون اقامتگاه بوم گردی، رستوران، قهوه خانه و... برای گردشگران مهیا کرد. در همان گزارش مسعود ریاضی، رئیس کمیسیون توسعه و عمران توس، و همچنین احسان زهره وندی در سمت موافقان قرار گرفته و مرمت خانه فردوسی را گام اول برای یک حرکت بزرگ و معرفی پاژ دانسته بودند. زهره وندی همچنین کاوش پاژ کهن را در شرایطی که ظرفیت نگهداری از آن وجود ندارد کاری ناعاقلانه خوانده بود. تضریب نظرات ما را بر آن داشت در این روزهایی که به نام فردوسی مزین است، به سراغ ٣ تن از بزرگ ترین چهره های ادبیات و فردوسی شناسی برویم و از آنان بخواهیم نظرشان را درباره بهسازی روستای پاژ و مرمت خانه منسوب به فردوسی بگویند. آنچه که در ادامه می خوانید پاسخ این ٣ بزرگوار به پرسش ماست.

 

دکتر قدمعلی سرامی

بزرگ ترین کتابخانه فردوسی را می توان در پاژ ایجاد کرد

اگر این کار -یعنی انجام دادن تعمیرات و رونق بخشیدن به روستای پاژ و خانه منسوب به فردوسی- کاری باشد با برنامه ریزی و نقشه درست و مهندسی شده، بسیار نیکوست. من موافق بازسازی و بهسازی پاژ هستم، به شرط اینکه تولید بدنامی نکند و تنها نقش شاهنامه پژوهی و شاهنامه شناسی را برعهده داشته باشد. حتی می توانند روی تپه یک بنای نمادین بسازند، سپس در کنارش کتابخانه فردوسی را راه اندازی کنند. نه کتابخانه ای که تنها نام فردوسی را به همراه داشته باشد، بلکه در کتابخانه فردوسی باید تمام آثار مربوط به شاهنامه، ترجمه های شاهنامه به زبان های مختلف، گزیده هایش و قصه هایی که از روی شاهنامه در ایران و جهان برای کودکان نوشته شده است وجود داشته باشد و حتی اگر توان بود، نسخ خطی شاهنامه نیز از همه جای جهان گردآوری و خریداری شود.

من در آینده کتابخانه ای می بینم با سطح میلیونی، زیرا درباره شاهنامه تألیف های متعددی انجام شده است. فقط در زبان فارسی بالغ بر ١٠٠ هزار اثر داریم که درباره شاهنامه است. برگردان های شاهنامه و مقاله هایی که در مورد فردوسی نوشته شده نیز فراوان است. حالا اگر از زبان های دیگر هم اثری پیدا شود که مثلا به کره ای دانشمندی تألیفی راجع به شاهنامه داشته است، می شود به بخش های این کتابخانه افزوده شود.

مثلا در آلبانی، کشور کوچک مسلمان اروپایی، شاعر بزرگ آلبانیایی نمایشنامه ای را به زبان آلبانیایی براساس داستان کاوه آهنگر نوشته است که حتی می شود این نمایشنامه را در روستای پاژ اجرا کرد.

باید اینجا یک نهاد بزرگ دایر کرد که هم سالن سینما داشته باشد، هم سالن تئاتر و هم موسیقی.

اگر بشود نهادهای مردمی، بنیاد فردوسی و خیران فردوسی دوست پشتیبان این کار شوند، من موافقم که یک نهاد زیبای مردمی تولید شود. پاژ هرچه آباد شود به نفع روستا، به نفع مشهد، به نفع استان خراسان رضوی، به نفع ایران و در نهایت به نفع مشرق زمین است. هر چیزی که این مرد را بزرگ تر کند و به جهانیان بشناساند کاری شایسته است.

فردوسی کسی است که خطاب به انسان می گوید: «تو را از دو گیتی برآورده اند/ به چندین میانجی بپرورده اند/نخستین فکرت پسین شماست/ تویی خویشتن را به بازی مدار» می توان این بیت را تابلویی بزرگ کرد و بر سردر فردوسی سرای نصب کرد. فردوسی سرای (خانه)، شاهنامه سرای سراینده پارسی، می تواند تأسیس شود

135776.jpg

دکتر جلال خالقی مطلق

نقش و نگار شاهنامه بر دیوارهای پاژ

من موافق بهسازی خانه منسوب به فردوسی هستم، حتی می توانند دیوارهای این خانه را سفید کنند و بعضی صحنه های شاهنامه را روی آن نقاشی بکشند و از این فرصت برای جذب توریست استفاده کنند.

هر گامی که برای بزرگداشت فردوسی برداشته شود، ارزشمند است و جایی برای چون و چرای آن نیست. فردوسی بزرگ آن قدر بر ما حق دارد که برای زنده نگهداشتن نام و یاد او باید از هیچ کوششی دریغ نکرد؛ چه این اقدام در شهر توس و آرامگاه او باشد چه در زادگاه، او روستای «پاژ».

بازسازی روستای پاژ و بهسازی خانه منسوب به فردوسی هم با همین نیت و برای افزایش گردشگر و توجه مردم به میراث فرهنگی و ادبی و تاریخی ارزشمند است و نباید در آن تردیدی روا داشت. در اینکه این خانه منسوب به فردوسی است، شکی نیست اما بهسازی آن با توجه به همین که در ذهن مردم به نام فردوسی مانده است، مهم است و می تواند فرصتی برای گردشگری باشد. می شود با ترمیم آن خانه و تأکید بر اینکه منسوب به فردوسی است، اما با نقش و نگارهایی از شاهنامه، احیایش کرد و دوستداران فرهنگ و ادبیات را به آنجا کشاند.

به ویژه که فردوسی، قله و پایه بنای باشکوه شعر فارسی است و همه ادبیات ما مدیون تلاش و کوشش این مرد بزرگ است. فردوسی نه تنها به حماسه جان بخشید، کاخ بلند ادبیاتی را پی افکند که شعر و نثرش بر آن استوار شد و جاودانگی ادبیات فارسی را سلسله جنبان بود. این خود گواه روشنی است که باید برای این شاعر بزرگ والاترین همت ها و کوشش ها به کار گرفته شود. 

 

دکتر میرجلال الدین کزازی

آبادی پاژ، خواسته و دارایی زیادی را به این بوم خواهد آورد

پاسخ پرسش بهسازی روستای پاژ و خانه منسوب به فردوسی به استواری بی هیچ چند و چون روشن است، هم از آن روی که این روستا بازخوانده به فردوسی و در پیوند با اوست ارزش بسیار فرهنگی-تاریخی دارد، برای هر ایرانی راستین و سرشتین حاصلخیز است، هم از دیدی دیگر همچنان می تواند بسیار ارزنده باشد.

ما می بینیم در این روزگار، در کشورهای پیشرفته یکی از سرچشمه های مایه آفرینی خواسته و دارایی، به دست آوردن شهرهایی است که بزرگان در آن ها زاده شده اند، برای نمونه جشنواره هایی هرسال در این شهرها برگزار می شود و «ایمار» که زادگاه «گوته» است، جشن بزرگ را هرسال گواه است که از سراسر جهان دوستداران دانش و ادب به این شهر می روند تا یاد این سخنور بزرگ آلمانی را گرامی بدارند یا شهری که بازخوانده به «شکسپیر» است و همان سان جشنواره ای بزرگ را در خود جای می دهد. هر سال که دوستداران فرهنگ و ادب از هر سو بدان روی می آورند و جشنی است که با مهرورزی هم پیوند گرفته است. هیچ کدام از این سخنوران -به راستی و به داد اگر بنگریم و بیندیشیم- هم تراز و هم پایه فردوسی نیستند که بزرگ ترین رزم نامه سرای جهان است .

اگر پاژ رنگ و رویی بیابد، بتوان در آن پذیرای مهمانان و شاهنامه دوستان و شیفتگان فردوسی شد، بی گمان خواسته و دارایی بسیار را به این شهر، به این روستا، به آن بوم از ایران خواهد آورد. ده ها برابر آن هزینه ای که برای آراستن این روستا از کیسه آرایندگان رفته است.

امیدوارم که ما هم روزگاری به این آگاهی بسیار سودور و ارزشمند برسیم که بتوانیم از سرمایه ها و داشته های خود بهره بهینه ببریم.

ایدون باد!

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی