کد خبر : 98289
/ 06:27
مصداق‌هایی از چند رفتار مخرب در زندگی اجتماعی و جایگزین‌های مناسب برای آن‌‌ها

در بنـد عـادت

روان‌شناسان معتقدند ٧‌ویژگی رفتاری وجود دارد که اگر فرد به آن‌ها عادت کند، در طولانی‌مدت زندگی شخصی‌اش رو به نابودی خواهد رفت.

در بنـد عـادت

شهرآرا آنلاین - محبوبه عظیم‌زاده- روان‌شناسان معتقدند ٧‌ویژگی رفتاری وجود دارد که اگر فرد به آن‌ها عادت کند، در طولانی‌مدت زندگی شخصی‌اش رو به نابودی خواهد رفت. در‌مقابل، رفتارشناسان و آسیب‌شناسان اجتماعی نیز می‌گویند از‌طریق جایگزین‌کردن رفتارهای دیگر، می‌توان اوضاع را کنترل و از وخامت آن جلوگیری کرد. البته این رفتارها را نمی‌توان فقط به زندگی شخصی و زندگی مشترک افراد نسبت داد؛ نمودهای زیادی از این عادت‌ها در زندگی اجتماعی ما و در تعاملات روزمره‌ای که در محیط کار، محیط‌های آموزشی و به‌طور کلی محیط‌های عمومی با یکدیگر داریم، به چشم می‌خورد. این بار و در این صفحه، این ٧‌عادت و جایگزین‌های پیشنهادی برای آن‌ها را با‌هم مرور می‌کنیم. 

١ 

- عیب‌جویی

افراد زیادی هستند که عادت کرده‌اند همیشه عیب‌ها، ایرادها و نواقص را ببینند و آن‌ها را بزرگ‌تر از آنچه هست جلوه دهند. همین هفته گذشته بود که به‌دلیل تصادف دو خودرو در حد‌فاصل صیاد‌شیرازی و اقبال‌لاهوری و ورود یکی از آن‌ها به حریم ریلی قطار شهری، عبور‌و‌مرور با این وسیله، حدود ٢٠‌دقیقه با تأخیر روبه‌رو شد. در چنین شرایطی تعدادی از افراد که قصد استفاده از قطار شهری را داشتند بنا را گذاشتند بر عیب‌جویی؛ درست مثل شهروندی که در ایستگاه قطار شهری، صدایش را بلند کرده بود و خطاب به مأمور ایستگاه اما طوری که بقیه افراد حاضر در آنجا نیز مستفیض شوند، از بی‌نظمی و بی‌برنامگی شکایت می‌کرد و اینکه چرا مردم باید این همه معطل بشوند؛ در‌صورتی‌که اصلا نمی‌دانست علت این قضیه یک تصادف ناگهانی و یک عامل خارجی بوده است!

+ گوش‌سپردن

بهتر نبود این شهروند عزیز به‌جای اینکه بدون اطلاع از اصل قضیه، داد و فریاد راه بیندازد و روی یک سیستم، یک فرد یا حتی یک شیء عیب بگذارد، به افراد آگاه به ماجرا گوش می‌سپرد تا نه خودش دچار یک رفتار اشتباه بشود و نه دیگران را متهم کند؟ فراموش نکنید شاید طرف مقابل شما حرف‌هایی داشته باشد که نیاز باشد آن‌ها را بشنوید. 

٢ 

- سرزنش‌کردن

فرض کنید خانمی که به‌تازگی موفق شده است گواهی‌نامه رانندگی‌اش را بگیرد، نشسته است پشت فرمان. حالا تصور کنید که موقع رانندگی به مشکلی بربخورد؛ نتواند خوب پارک کند، نتواند خوب دنده‌عقب بگیرد یا حتی ماشین را بیندازد توی جوی. اولین واکنش شما چیست؟ به نظرتان دیگران چه واکنشی نشان می‌دهند؟ بیایید قبول کنیم که در چنین شرایطی، اکثر افراد اولین اقدامی که انجام می‌دهند، سرزنش‌کردن آن خانم است. حالا این سرزنش یا ذهنی است یا زبانی که می‌تواند خودش را در‌قالب یک متلک نشان بدهد. اما به نظر شما نمی‌توان یک حرکت بهتر انجام داد؟

+ حمایت‌کردن

تبحر یافتن در هر عرصه جدید، زمان می‌برد و تلاش می‌خواهد؛ چه یک عرصه هنری مثل موسیقی یا نقاشی باشد یا مهارتی مثل رانندگی. ترجیح شما این است که فرد تازه‌وارد در وادی مدنظر را بکوبید و سرزنش و دلسرد کنید، یا به او انگیزه بدهید، پشتیبانش باشید و حمایتش کنید؟

٣

- نق‌زدن

غرغر کردن و نق زدن به جان عالم و آدم، یکی دیگر از رفتارهای ناپسندی است که متأسفانه خیلی‌ها به آن دچارند. شاید اگر شما هم نگاهی به اطرافیان خود بیندازید، بتوانید این برچسب را به خیلی‌ها بزنید. بعضی‌ها انگار توی ذاتشان است. شبیه همان آدم‌هایی که در کوچه و خیابان راه می‌روند و به محض اینکه با ساخت‌و‌سازها و طرح‌های عمرانی و ترافیکی در سطح شهر روبه‌رو می‌شوند که فقط شاید کمی مسیرشان را طولانی‌تر کند یا کمی گذشت و صبوری بطلبد، مدام نق می‌زنند، به زمین و زمان ناسزا می‌گویند و طلبکارند که چرا اینجا چنین است و آنجا چنان!

+تشویق‌کردن

اینجا، همان جایی است که می‌گویند باید نیمه پر لیوان را دید. درست است که شاید کمی مسیرتان صعب‌العبورتر شده باشد یا برای چند روزی مجبور شده باشید از مسیر جدیدی تردد کنید، اما لطفا نگاهتان مثبت باشد. به‌هر‌حال، هدف از طرح‌ها و پروژه‌هایی که در شهر اجرا می‌شود، آسایشی است که قرار است به‌زودی برای شهروندان رقم بخورد. صبوری‌کردن و خویشتن‌داری هم البته جایگزین خوبی برای نق‌زدن است. فراموش نکنید که شهروندان می‌توانند مشوق‌های خوبی برای شهر و سیستم تصمیم‌گیری و مدیریت شهری خود باشند و این حس را به دیگر شهروندان نیز انتقال بدهند. 

۴

- شکوه و گلایه

برای این رفتار احتمالا می‌توان آن دسته از افرادی را مثال زد که در محیط کار معمولا سر ناسازگاری دارند و اگر شرایط به هر طریقی تغییر کند، سر گله و شکایت را باز می‌کنند. شاید خیلی از شما ساده از کنار این قضیه رد شوید اما در یک مورد عینی و حقیقی، بنده‌خدایی دقیقا به‌دلیل همین ویژگی دائم‌الشاکی‌‌بودن، کارش را از دست داد؛ چون نتوانسته بود با مافوق جدیدش و خط‌مشی مورد‌نظر او کنار بیاید و دائم از شیوه کاری او و چهارچوب‌های مد‌نظرش تخطی می‌کرد. شاید اگر انعطاف بیشتری از خود نشان می‌داد و کمی منطقی‌تر به اوضاع نگاه می‌کرد، مجبور نبود قید شغلش را بزند.

+ احترام‌گذاشتن

بیایید از همین لحظه به بعد تمرین کنیم وقتی در محیط کار و به‌طور‌کلی‌تر در محیط‌های عمومی که متشکل از چندین نفر و چندین نظر است، قرار می‌گیریم، به‌جای گله‌گزاری و شکایت‌کردن، به آرای دیگران نیز احترام بگذاریم و خواسته‌های آن‌ها را هم محترم بشماریم.

۵

-تهدید

باور کنید این کارها در عالم همسایگی درست نیست. هر روز یکدیگر را توی راه‌پله‌ها می‌بینید؛ چشم توی چشم می‌شوید و شاید هزار مرتبه دیگر کارتان و گذرتان به هم بیفتد. آخر چرا تهدید؟ واقعا موضوع جای پارک یا گذاشتن زباله‌ها در زمان مقرر این‌قدر حاد و بدون راه‌حل شده که به خاطرش داغ می‌کنید و زبان به تهدید باز می‌کنید که «اگر یک‌مرتبه دیگر این رفتار از شما سر بزند فلان می‌کنیم و بهمان می‌کنیم؟» یا واقعا چه لزومی دارد در و دیوار شهر را با عبارات نازیبایی مثل «لعنت بر...» آلوده کنیم؟

+ اعتماد

پر‌بیراه نیست اگر بگوییم داشتن اعتماد عمیق به یکدیگر می‌تواند راهگشای تعداد زیادی از مشکلاتی باشد که در طول روز در زندگی شخصی و زندگی اجتماعی خود با آن روبه‌رو می‌شویم. اگر از درِ احترام و اعتماد و زبان خوش وارد میدان شوید، غیرممکن است که نتیجه خوبی نگیرید. بله، ما نیز فراموش نکرده‌ایم که این اعتماد به یکدیگر، فرهنگ‌سازی خاص خودش را می‌طلبد که صد‌البته خود ما نیز در شکل‌گیری این فرهنگ و روحیه جمعی در جامعه نقش داریم. 

۶

-تنبیه‌کردن

این یکی را حتما خیلی‌هایتان به یاد دارید. تنبیه‌های دوران دانش‌آموزی و مشقت‌های راه و بیراهی که به طرق مختلف از معلم‌های مختلفمان می‌کشیدیم. کافی بود یکی از بچه‌های کلاس کمی در یادگیری درس ریاضی مشکل داشته باشد یا مثلا دیگری، کمی بیشتر از سایر بچه‌ها زمان ببرد تا تلفظ صحیح حروف و کلمات را یاد بگیرد. موج سرزنش‌ها و دعواها و تنبیه‌های فیزیکی و بدنی بود که نثارش می‌شد. اتفاق غلطی که در دوره و زمانه امروز هم خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتد و بعدها از‌طریق شبکه‌های ارتباطی سروصدایش به گوش می‌رسد. 

+ پذیرش

یک موضوع ثابت شده است که کودکان توانایی‌ها و استعدادهای مختلفی دارند و با‌توجه‌به همین توانایی‌ها و استعدادهاست که باید تحت آموزش قرار بگیرند. چقدر خوب است دانش‌آموزان و کودکان را همان‌طورکه هستند با همان شرایط و ویژگی‌های منحصر‌به ‌خودشان، بپذیریم و محترم بشماریم. 

٧

- باج‌دادن برای تحت‌کنترل درآوردن دیگران

حکایت این آدم‌ها حکایت آن‌هایی است که تا در یک شرایط بحرانی و حساس گیر می‌افتند، به‌جای تن‌دادن به گفت‌وگو و مذاکره، برای آنکه منافعشان به خطر نیفتد، وعده‌های سر خرمن می‌دهند و با امیدهای واهی و حتی دروغ، سعی می‌کنند دیگران را مجذوب خود کنند؛ درست مثل آن فردی که در دادگاه در جایگاه مقروض می‌ایستد و برای رهایی از زندان، در باغ سبز نشان می‌دهد. 

+ گفت‌وگو

گفت‌وگو همیشه راه حل خوبی است. حرف‌زدن همیشه جواب می‌دهد؛ چه آن زمانی‌که مقصود رسیدن به یک نظر جمعی برای رسیدن به مقصد مشترک سفر باشد و چه آن زمانی‌که زمزمه انتخابات است و عده‌ای می‌خواهند بر کرسی نمایندگی مردم تکیه زنند.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظرات شما
ک
13:45 14 0 پاســخ به ایــن نظــر

محاله که دانش آموزهای دهه شصت خاطرات تنبیه بدنی مدارس دهه شصت وهفتادازیادشون رفته باشه حتی پدرمادرهاهم باتنبیه بدنی معلم مؤافق بودندوتنبیه آنزمان امری کاملاپذیرفته شده وعادی بودکه به وسیله خطکش چوبی تنبیه بدنی انجام می شد حتی مدرسه مابه تقلیدازمدرسه پسرونه ها ،بخاطرکسب نمره زیر10 یارعایت نکردن قوانین مدرسه،جهت درنظر گرفتن تنبیه سخت تر،روی نیمکت،فلک می کردندکه بنظرم بعضی وقتهاتنبیه درمدرسه برای بعضی خطاهاویاموفقیت آینده مالازم بود،امابهتربودکه درجمع تنبیه بدنی انجام نمیگرفت تاموجب تحقیر نشه وغروروشخصیت دانش آموزان خاطی در جلو چشم همه وجمع وهمکلاسی هاشکسته نمی شد

روزنامه شهرآرا

سلام.
مخاطب گرامی پیامتون دریافت شد.
ممنون که مثل همیشه همراهمونید.
روز خوش

نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی