کد خبر : 98339
/ 06:47
گزارشی از عملکرد دو ساله بانوان نویسنده‌ای که با قلم قدم بر می‌دارند

پندار نیک

پندار نیک

شهرآرا آنلاین - جواد ترشیزی - حتی فکر به اینکه یک عده نویسنده مکان امنی داشته باشند از آن خودشان که هر هفته دور هم بنشینند و از پیشرفت رمانشان بگویند و فصل‌های نوشته شده طی هفته گذشته را با هم مرور کنند و از نظرات کارشناسانه و نقدهای یکدیگر استفاده کنند هم جذاب است. حال فکر کنید تمام اعضای این تیم رمان‌نویسی زن باشند و درک متقابلی از احساسات یکدیگر نیز داشته باشند. شاید این آرزوی هر رمان‌نویسی باشد که در چنین جمعی حضور مستمر داشته باشد. از پاییز 1396 چنین فضایی در آرامش یک مؤسسه پژوهشی ایجاد شده و اکنون دست‌کم 10نفر از بانوان نویسنده مشهدی عضو این کارگاه رمان هستند.

 
تولد یک جریان

پاییز 1396 بود که به همت یکی از رمان‌نویسان زن مشهدی، عده‌ای داستان‏‌نویس دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند رمان بنویسند. در این جمع، هم کسانی حضور داشتند که تا آن روز رمان‌هایی را چاپ کرده بودند، هم کسانی که تجربه نوشتن رمان داشتند اما نتوانسته بودند کارهایشان را به چاپ برسانند، هم نویسنده‌‏هایی که تجربه رمان‌نویسی نداشتند. آنچنان که ممکن بود سال‌ها داستان کوتاه نوشته باشند.

هدف اصلی کارگاه رمان مؤسسه پژوهش‌گستران‌ پندار ایجاد یک جمع صمیمی برای به اشتراک‌گذاری ایده‌ها، تشویق به نوشتن، شناسایی استعدادها و در‌نهایت کمک به دیده شدن آثار و چاپ کتاب نویسندگان است. به حق می‌توان گفت در این یک سال‌و‌نیم به بسیاری از اهداف از پیش تعیین شده رسیده‌‏اند و در مسیر پیشرفت روز افزون نیز گام برمی‌دارند. کارگاه رمان اسم خاصی ندارد، به هیچ نهادی وابسته نیست و از جایی بودجه نمی‏‌گیرد. استادی ندارد و از قوانین مکتوبی پیروی نمی‌کند. نه اینکه اصولی نداشته باشد بلکه چیزی است از جنس نوشتن. در رمان‌نویسی هیچ قانون مکتوبی وجود ندارد اما قوانین نانوشته‌ای هست که همچون اصول بنیادین و پایه‌های یک ساختمان از فروریزش آن جلوگیری می‌کنند. خلاقیت و پویایی دو اصل برای تداوم فعل نوشتن و حضور مؤثر در کارگاه رمان است و نوشتن تنها مرام و مسلک این جمع مصمم و کوشا.

بسیار دیده و شنیده‌ایم که نویسنده‌‏ای می‏‌گوید می‌خواهم رمانی بنویسم درباره فلان موضوع یا ماجرایی در ذهن دارم که کشش تبدیل شدن به یک رمان ارزشمند را دارد. اما رمان نوشتن و کار طاقت‌فرسای چند صد یا چند هزار ساعته روی یک سوژه، آن هم در این وانفسای بی‌مهری به ادبیات، همت بلند و پشتکار ویژه‌‏ای می‌طلبد. اما حضور در جمعی با هدف مشترک، انگیزه‌‏ای مضاعف برای خلق یک اثر داستانی بلند به نویسنده می‏‌بخشد. کارگاه رمان پندار تا امروز موفق شده این انگیزه را در میان اعضای خود بیافریند و بهبود ببخشد.

 

تضارب آرا

جلسات خوانش و نقد داستان به نویسنده‏ کمک‌های فراوانی می‏‌کند. صرف حضور در حلقه‌های ادبی برای یک نویسنده می‌تواند الهام‌بخش و ایده‌آفرین باشد. اما زمانی که نوشته خود نویسنده به بوته نقد یا نظر گذاشته می‌شود، سبد نویسنده از مجموعه آرای کارشناسانه هم‌نوعانش پر می‏‌شود. نقدهای این‌چنینی قبل از چاپ راه را بر بروز خطاهای احتمالی در نوشتار می‏‌بندد و چه بسا برای رهایی از بن‏‌بست‏‌های نوشتن، که در نگارش رمان به کرات پیش می‌‏آید، کمک حال باشد.

در تاریخ ادبیات، رمان‏‌نویس‏‌های زیادی داشته‏‌ایم که فرد مورد اعتمادی در کنار خود داشته‏‌اند که قبل از چاپ یک بار کار را برای نمونه‌خوانی و تأیید نهایی به او می‌سپردند. خواه این فرد مورد اعتماد ویراستارشان باشد یا یک دوست نویسنده دیگر. اما این شکل جمع‌خوانی و تضارب آرا، به بهینه‌سازی بازتولید اندیشه‌های نویسنده کمک بیشتری می‏‌کند. شاید یک نمونه‏‌خوان یا ویراستار نتواند درک درستی از پیرنگ یا یک حادثه داشته باشد، یا اصلا بنا به سلیقه با یک فرم خاص نوشتاری ارتباط برقرار نکند، یا همچون منتقدان کلاسیک رمان فارسی، داستان را صرفا یک اتفاق زبانی بداند، آنگاه تکلیف چیست؟ همان یک فرد رأی خود را صادر می‏‌کند و کل رمان را به عرش یا به فرش می‌رساند. این نحوه مواجهه، خصوصا برای نویسندگان کم‌تجربه، می‌تواند بسیار مضر باشد. آنچنان که با بحث‌‏های گروهی زمینه برای نگاه چند بعدی به رمان فراهم می‏‌شود.

 

توصیف در حرکت

یکی از شیوه‌های نوشتن، که از آن با عنوان توصیف در حرکت یاد می‌کنیم، به اکت‌ها و توصیف افعال شخصیت‌ها یا تصویرپردازی از یک موقعیت در حین حرکت شخصیت‌ها اشاره می‌‏کند. به این ترتیب که می‏‌گوییم نویسنده نباید حرکت داستان را متوقف کند تا یک تصویر زیبا به مخاطب ارائه دهد حتی یک توصیف بجا و الزامی را بهتر است در حین انجام کنش و واکنش‌های شخصیت‌ها به خورد مخاطب بدهد. زیرا حرکت در داستان باعث دنبال شدن مسیر خط روایی از سوی مخاطب خواهد شد و سکون ممکن است مخاطب را به رخوت بکشاند.

حرکت، نقطه عطف کارگاه رمان پندار است. زمانی که کار نوشتن رمان، که به قول محمود دولت‌آبادی به کار گِل می‌ماند تمام می‌شود، تنها کاری که از دست نویسنده برمی‌آید صرفا بازنویسی است و ویرایش. خواه این بازنویسی از جنس بازنویسی‌های ساختاری باشد که نوشته اولیه را متحول کند و به بازآفرینی اثر منجر شود خواه از جنس ویراستاری باشد و صرفا به بهبود ساخت اثر منجر شود. اما استفاده از نظرات مخاطب – منتقد می‌تواند نقشه راهی برای نویسنده بیافریند که در حین نوشتن به بهبود مستمر فرایند نوشتن دست پیدا کند. حضور پیاپی در جلسات کارگاه رمان و خوانش بخش‌های کوتاه در جلسات هفتگی شاید بهترین اتفاق برای اعضای کارگاه رمان باشد. کیفیت آثار خلق شده از سوی اعضای این گروه خود گواهی است بر این مدعا.

 

کارنامه

اگر بنا باشد آثار خلق شده از سوی اعضا کارگاه رمان پندار را به لحاظ کیفی بررسی کنیم باید ابتدا تک تک این آثار را به صورت مجزا نقد و بررسی کنیم و در ثانی در مقام مقایسه با آثار طراز اول ادبیات داستانی فارسی به نقد تطبیقی بپردازیم. هر چند در باب کیفیت آثار ادبی سنگ محکی متقن نیز وجود ندارد و نظرات نیز متفاوت‌‏اند. اما کارنامه کارگاه رمان به لحاظ کمی درخور اندازه‌گیری است. تمامی اعضای این کارگاه حداقل یک رمان تا به امروز خلق کرده‏‌اند و در مسیر نوشتن آثار جدید نیز پا گذاشته‏‌اند.

منیره خدابخش حصار که تا کنون 6رمان منتشر کرده و از پرتلاش‌ترین نویسنده‌های مشهد است، مدیریت این کارگاه را برعهده دارد. رمان تحسین شده «اتوبوس شبانه شمال» که از سوی نظر روزگار منتشر شد یکی از بهترین و تأثیرگذارترین رمان‌های اوست. "مهتاب‏ رو"، "عزیزترین"،" لیلا در مه"، "در خیابان خبری نیست" و "آسمان آبی برای پرواز پروانه‌ها" عناوین دیگر آثار او هستند.

نازلی گلچهره حسینی از دیگر اعضا این کارگاه است که در ابتدای سال‌1397 رمان تحسین شده "امشب اینجا می‌خوابم" را از سوی انتشارات ترانه به بازار فرستاد، همچنین در اواخر سال رمان دوم خود را با عنوان "مختصات تنهایی" به چاپ رساند.

هما فاضل نیز که قبلا مجموعه داستان کوچه هفتم را به چاپ رسانده بود در مدت حضورش در کارگاه رمان دو رمان "فقط خاکستری" را از سوی نشر کیان‌افراز و "این رمان اسم ندارد" را با کمک انتشارات ترانه به چاپ رساند. همین طور معصومه بابایی که پیش‌تر مجموعه داستان "چه‌قدر وقت داریم" را منتشر کرده بود در مدت حضورش در کارگاه رمان، کتاب "آن روز که ریحان را آب برد" از سوی انتشارات طنین قلم منتشر کرد که به چاپ دوم هم رسیده است. زهرا شعفی دیگر رمان‌نویس این کارگاه است که "مجموعه داستان‌های فانوس‌های روشن" را در سال 1393 و رمان "عمارت چوبی" را در سال 97 به چاپ رسانده است. این نویسنده قبل از نوشتن رمان عمارت چوبی یک مجموعه داستان دیگر را برای چاپ آماده کرده بود ، اما از آنجایی که به رمان‌نویسی علاقه داشت‌، چاپ این مجموعه را به بعد موکول کرد. او هم اکنون در حال نوشتن رمانی به نام "در جستجوی تو" است. دیگر نویسندگان این کارگاه نیز همگی رمان‌هایی را در دست چاپ دارند که نویدبخش روزهای بهتر برای ادبیات مشهد و خصوصا بانوان نویسنده مشهدی خواهد بود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی