کد خبر : 98436
/ 09:46

پیش فرض های اشتباه یک ازدواج

بررسی استدلال هایی که زندگی مشترک را به ورطه طلاق عاطفی می کشاند

پیش فرض های اشتباه یک ازدواج

شهرآرا آنلاین - معصومه متین نژاد| لابد شما هم دوروبرتان زوج هایی را سراغ دارید که زندگی شان را با عشق آتشین شروع کرده و حالا به انتهای راه رسیده اند و دیگر نه از آن شور و شوق گذشته خبری هست و نه از آن دعوا و مرافعه های سال های بعدش. انگار ٢ طرف به یک صلح پایدار یا درست تر بگوییم آتش بسی دائمی رسیده اند، حالتی که در روان شناسی به آن دل زدگی زناشویی می گویند، سکوت و آرامشی ظاهری شاید هم ساختگی برای کاستن از تنش های روزانه که به تدریج به شکل گیری احساسی مخرب به نام بی تفاوتی در ٢ طرف منجر می شود و بعد هم طلاق.

آمارها، هرچند رسمی نیستند، نشان می دهند در ٧٠ درصد موارد این روابط خاموش به طلاق های عاطفی منجر می شوند، یعنی سوختن و ساختن به خاطر نیازها و مشکلاتی که وجود دارد، از جمله مسائل اقتصادی و حضور بچه ها در زندگی، که اگر هرکدام از این موانع را از میان برداریم، در چشم بر هم زدنی در شناسنامه های ٢ طرف مهر رسمی طلاق ثبت خواهد شد، درحالی که اگر زوج ها به جای سرپوش گذاشتن روی مشکلاتشان، به حل آن ها می پرداختند و قبل از آنکه روابطشان نفس های آخر را بکشد، دوباره احیایش می کردند، به طور حتم کار به آنجا نمی کشید.

این موضوع زنگ خطری برای زندگی خیلی از زوج های جوان هم هست که تا دیر نشده، در روابطشان بازنگری داشته باشند. رضا زیبایی، روان شناس بالینی، دراین باره توضیحات و توصیه هایی خواندنی دارد که در ادامه باهم مرور می کنیم.

 

ازکجا بفهمیم ماهم گرفتار شده ایم؟

بی اعتنایی به همه امور زندگی مشترک مهم ترین مشخصه ای است که شما می توانید براساس آن این مشکل را در زندگی تان جست وجو کنید. این بی اعتنایی دامنه گسترده ای دارد، از نیازهای عاطفی و جنسی گرفته تا اهمیت ندادن به مشکلات بچه ها و ظاهر خودتان، چون به این نتیجه رسیده اید که شما برای هم مناسب نیستید و از ابتدا انتخاب اشتباهی داشته اید.

اذیت شدن در زندگی مشترک، تمایل و امید نداشتن به حل مشکلات، احساس شکست و سرخوردگی کردن، قبول نداشتن همسر و بی رغبتی نسبت به او و علائم جسمی یک فرد افسرده، از دیگر نشانه هایی است که می تواند از بروز دل زدگی زناشویی در زندگی شما خبر دهد و باید آن را جدی بگیرید. 

 

عوامل ایجادکننده و راهکارهای آن

قالب های اشتباهی که با خود به زندگی مشترک می آورید، مهم ترین علتی است که می تواند بعد از مدتی شما را به این نتیجه برساند که تصمیم اشتباهی برای ازدواج گرفته اید. به طورمثال تصور می کنید کسی که شما را دوست دارد باید همیشه شما را خرسند و راضی نگه دارد یا بتواند نیازها و خواسته های شما را پیش بینی کند، درحالی که زندگی واقعی پستی و بلندی های زیادی دارد و در کل با آنچه شما در نوجوانی در ذهن دارید، متفاوت است. برای این منظور می توانید از تجربه های خوب اطرافیانتان استفاده کنید.

پیش فرض های اشتباه ما درباره رابطه و نیازهای جنسی علت دیگری است که بعد از مدتی زوج ها را از زندگی مشترک خسته و دل زده می کند. بخشی از این مشکل ژنتیکی است و به سرد یا گرم مزاجی شما برمی گردد. بخشی دیگر هم مربوط به آموزه های نادرستی است که فضای مجازی و فیلم های پورن آن را در جامعه اشاعه داده اند. نداشتن مهارت های جنسی را هم باید از دیگر علل بروز این مشکل دانست که مشاوره های تخصصی قبل و بعد از ازدواج واقعا در این زمینه کارساز است.

مشکلات مالی و مشغله های کاری که این روزها در جامعه بسیار زیاد شده است، از دیگر عللی است که تأثیر مستقیمی بر کم و سرد شدن روابط همسران در درازمدت دارد. می دانیم که نمی توان قید بسیاری از این نیازها را زد ولی می توان با مدیریت آن ها از تحمیل فشار بیشتر بر مرد خانه کاست؛ بنابراین اگر زندگی شما هم درگیر چنین فرایندی شده است، بهتر است از همین الان برای خوشبختی ای که سخت به دنبال آن هستید، احساس خطر کنید و چاره ای بیابید.

یکی از محــــل هایی که می تواند نقش رضایتمندی خانواده ها را در ازدواج نشان بدهد همین جاست، چون خانواده ها می توانند به شدت در حــــل نشـدن مشکلات و دلسرد کردن فرزندشان از ازدواجی که در آن رضایتی ندارند، مؤثر باشند؛ بنابراین حتی اگر بدون رضایت والدینتان هم ازدواج کرده اید، سعی کنید پس از ازدواج دلشان را به دست آورید.

نداشتن مهارت های کلامی و ارتباطی درست با همسر گزینه دیگری است که با خوابیدن تب هیجانات اول ازدواج، خود را درقالب مشکلات ریز و درشت زندگی نشان می دهد و کم کم شما را به این نتیجه می رساند که همسرتان درکی از شما و نیازهایتان ندارد. پس سعی کنید به جای منتظر و متوقع بودن از همسرتان، باب صحبت را با او در هر زمینه ای باز کنید. نیازهای حیاتی چهارگانه هم را بشناسید و برای تأمین آن ها اقدام کنید. (برای مردان: احترام، رابطه جنسی، دوستی با همسر و حمایت بی قید و شرط، و برای زنان: امنیت، نــــوازش و محبت غیرجنــسی، رابطه عاشــقانه مبتنی بر صمیمیت و صداقت و رهبری شدن است.)

پایین بودن سطح پذیرندگی در خانم ها مسئله دیگری است که این روزها همپای شاغل شدن آن ها و استقلال مالی شان بیشتر دیده می شود. مردها به صورت فطری -به ویژه در ابتدای ازدواج- دوست دارند پذیرندگی را از طرف همسرانشان بیشتر حس کنند، چیزی که در زوج های جوان از آن به رابطه رئیس و مرئوسی تعبیر می شود و مدام در بین آن ها تنش ایجاد می کـــند، تنــشی که در نهایت به رهاشدگی از رابطه و بی خیالی منجر می شود؛ درحالی که اگر خانم های جوان به این رابطه به چشم یکی از نیازهای فطری همسرشان و ابراز علاقه به او نگاه کنند، مشکل برطرف خواهد شد.

 

از مشاورهای مجرب کمک بگیرید

یک اصل کلی می گوید: تا خودتان نخواهید کسی نمی تواند به شما کمک کند، پس ابتدا این حس را در خودتان ایجاد کنید، سپس به دنبال یک راهکار عملی باشید. به یاد داشته باشید که بروز این احساس در زندگی ناشی از یک مسئله یا اختلاف کوچک نیست که بتوان با حل آن بر مشکل غلبه کرد. به عبارت ساده تر شما باید ذهنیتتان را نسبت به خیلی چیزها عوض کنید و مهارت های زیادی را هم یاد بگیرید.

معمولا زوج های باتجربه می دانند که مشکلشان از کجا آب می خورد ولی نمی توانند آن را حل کنند. هرچند تجربه نشان داده است که در بیشتر مواقع باید ریشه مشکلات را درجایی غیر از موقعیتی که خودش را بروز می دهد، جست وجو کرد، برای همین لازم است که حتما با فرد سومی مشورت کنید که یک روان شناس مجرب در این زمینه است. 

 

مطالعه کتاب را هم فراموش نکنید

خوشبختانه دراین زمینه کتاب های زیادی تألیف و نوشته شده است که شما می توانید با مطالعه آن ها اطلاعاتتان را بالا ببرید و به راهکارهای خوبی هم برسید. ما مطالعه کتاب «هفت اصل موفقیت در زندگی و زناشویی»، اثر دکتر جان گاتمن و «شخصیت سالم»، نوشته دکتر محمدرضا سرگلزایی را به شما توصیه می کنیم که می توانید کتاب اول را به قیمت ٢٧ هزار تومان و کتاب دوم را به قیمت ١١ هزار تومان تهیه کنید. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی