کد خبر : 98519
/ 06:22
شهرآرا محله از شناخت کم مردم نسبت به فردوسی گزارش می‌دهد

خان هشتم؛ گذر از غربت

خان هشتم؛ گذر از غربت

شهرآرا آنلاین - فهیمه شهری 

به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد

حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر معاصر ایرانی، در سال 329 هجری در «پاژ» از قریه‌های طبران توس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان توس بود که ثروت و موقعیت در خور توجهی داشت. شاهنامه، پرآوا‌زه‌ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است. فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه نوشتار ابومنصوری در حدود سال۳۷۰ هجری قمری شروع کرد و آن را در تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) با این بیت‌‌ها به انجام رساند:

سر آمد کنون قصه یزدگرد به ماه سفندارمذ روز ارد

ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار به نام جهان داور کردگار

این نخستین ویرایش شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به 20 سال دیگر در تکمیل و تهذیب آن کوشید. بنابراین همان‌گونه که خودش گفته، حدود 30سال از بهترین ایام زندگی‌اش را وقف این کار کرده است.

بناهای آباد گردد خراب

ز باران و از تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند

بسی رنج بردم بدین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

جهان کرده‌‌ام ازسخن ‌چون‌ بهشت

از این بیش تخم سخن کس نکشت

نمیرم از این پس که من زنده‌ام

که تخم سخن را پراکنده‌‌ام

هرآن کس که دارد هـُش‌ و رای‌ و دین

پس از مرگ، بر من کند آفرین

فردوسی در اوایل تدوین شاهنامه، ثروت و دارایی درخور توجهی داشت و قسمت اعظم دارایی‌اش را در این راه صرف کرد به طوری که اواخر عمر، در حالی که بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.

فردوسی، شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین(ع) بود و خود را بنده اهل بیت نبی(ع) و ستاینده خاک پای وصی می‌داند و تأکید می‌کند که

گرت زین بد آید، گناه من است 

چنین است و آیین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم 

چنان دان که خاک پی حیدرم

و یا در جای دیگری می‌گوید:

چهارم علی بود جفت بتول

که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم در ست

درست این سخن قول پیغمبرست

گواهی دهم کاین سخن‌ها ز اوست

تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

علی را چنین گفت و دیگر همین

کزیشان قوی شد به هر گونه دین

نبی آفتاب و صحابان چو ماه

به هم بسته یکدگر راست راه

منم بنده اهل بیت نبی

ستاینده خاک و پای وصی

فردوسی تلاش بسیاری کرد تا به ایرانیان، هویت راستینشان را یادآور شود.

او طبع لطیفی داشت، سخنش از طعنه، هجو، دروغ و چاپلوسی به دور بود و تا جایی که می‌توانست از به کار بردن کلمه‌های غیراخلاقی خودداری می‌کرد.

او در شهر «توس» از دنیا رفت و همان‌جا در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپرده شد. شاهنامه نه تنها بزرگ‌ترین و پرمایه‌ترین مجموعه شعر به‌جا مانده از عهد سامانی و غزنوی است، بلکه مهم‌ترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران باستان و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی محسوب می‌شود.

شاهنامه، نگاهبان راستین سنت‌های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است و شاید بدون وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در توفان حوادث تاریخی نابود می‌شد اما با تمام زحمات ارزشمندی که فردوسی برای ایرانیان کشیده، آن‌قدر در بین ما غریب و ناشناخته است که حتی همسایگانش در خراسان، او را به درستی نمی‌شناسند.

به مناسبت 25 اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، گفت و گویی با چند نفر از جوانان منطقه‌ 11 داشتیم تا ببینیم چقدر با این شخصیت نام آوازه جهانی آشنا هستند.

136158.jpg

جایگاه سوت و کور فردوسی

مریم کدخدا، جوان 24 ساله‌ای که در حرفه بازاریابی مشغول فعالیت است، می‌گوید: هیچ اطلاعی درباره فردوسی ندارم، همان بوده که دوران دبیرستان در کتاب‌ها خواندم و الان یادم رفته است. به عقیده او برای اینکه مردم با چنین شخصیت‌هایی به درستی آشنا شوند، باید ابتدا آن‌ها را به ادب و فرهنگ علاقه‌مند کرد در حالی که در نظام فعلی آموزش و پرورش، معلمان فقط قصد تمام کردن کتاب و گرفتن امتحان دارند و هیچ وقت به صورت مشاعره و گفت‌وگوی آزاد درباره شعرا و دیگر شخصیت‌ها با دانش‌آموزان صحبت نمی‌کنند که آن‌ها علاقه‌مند شوند.

او دلیل دیگر گمنامی شاهنامه را در دسترس نبودن آن می‌داند و توضیح می‌دهد: هیچ وقت خانواده‌هایمان از دوران کودکی، کتاب شعر یا شاهنامه دست ما نداده‌اند. از طرفی شاهنامه، محتوای سنگینی دارد و لازم است در کنار ابیاتش، یک ترجمه روان هم باشد.

او که به اشتباه شیرین و فرهاد را منتسب به فردوسی می‌داند، می‌افزاید: معلمان باید درباره داستان‌های شاهنامه با دانش‌آموزان صحبت کنند تا به جای یک یادگیری سطحی که چند صباحی بعد به فراموشی سپرده می‌شود، دانش‌آموزان شناخت عمیق‌تری درباره این شخصیت‌ها پیدا کنند.

زهرا میرغلامی که مادری 37 ساله است، فردوسی را با اشعار سختش می‌شناسد و می‌گوید: به بچه‌هایم می‌گویم هر وقت یک شعری دیدید که خیلی سخت بود بدانید مربوط به فردوسی است. او معتقد است نه تنها فردوسی بلکه دیگر شعرا هم در کشور ما گمنام و ناشناخته هستند و در این راستا، به خیام، عطار، پروین اعتصامی و ... اشاره می‌کند و می‌گوید: آرامگاه اخوان در نزدیکی فردوسی است اما هیچ‌کس اطلاعی ندارد و همیشه باید زیر برگ‌ها دنبال آرامگاهش بگردیم.

او که پایان‌نامه دانشگاهی برادرش درباره توس بوده و چندبار به این مکان رفته است، ادامه می‌دهد: بیشتر مردمی که به آرامگاه فردوسی می‌آیند فقط برای تفریح است و هیچ‌کس شناختی درباره خود فردوسی و شاهنامه ندارد.

به نظر او رواج نقالی‌خوانی و شاهنامه‌خوانی تأثیر زیادی در آشنا کردن مردم با شاهنامه دارد و در این باره توضیح می‌دهد: پسرم کلاس اول است، وقتی از طرف مدرسه به آرامگاه فردوسی برده بودنشان و برایشان شاهنامه‌خوانی کرده بودند، آن‌قدر رویش تأثیر گذاشته بود که به داستان‌های شاهنامه علاقه پیدا کرده بود و دائم برایم آن‌ها را تعریف می‌کرد.

حسن کلنگی خواه که دانشجوی دانشگاه فردوسی است، نیز می‌گوید: هیچ شناختی درباره فردوسی ندارم و اصلا سمت کتاب و اشعارش نرفتم.او ادامه می‌دهد: اینکه ما به مفاخرمان اهمیت نمی‌دهیم باعث می‌شود که پیشینه تاریخی‌مان را فراموش کنیم و مفاخری هم که در قید حیات هستند بی‌انگیزه باشند. این دانشجوی رشته برق توضیح می‌دهد: گرفتن بزرگداشت برای مفاخر ایران خوب است اما این کار باید به موقع، در مکان مناسب و با برنامه‌ریزی درست انجام شود ولی اکنون در دانشگاه ما هفته‌ای 3 تا 4 مراسم بزرگداشت می‌گیرند که اوایل ورودم به دانشگاه در این مراسم شرکت می‌کردم اما همه آن‌ها تکراری هستند. چند مسئول به ترتیب می‌آیند سخنرانی می‌کنند و مراسم تمام می‌شود. با چنین مراسمی من به عنوان یک دانشجو نه تنها به مفاخر علاقه‌مند نمی‌شوم بلکه حتی شناخت کافی هم از آن‌ها پیدا نمی‌کنم.

به عقیده او بهتر است در مراسم بزرگداشت، با فراهم کردن شرایط مناظره بین استادان و دانشجویان و اجرای مسابقه، ارائه مقاله، مشاعره، پخش مستند و امثال این‌ها، به معرفی مفاخر بپردازند و فقط سخنرانی محض نباشد.

زهرا صدیق که جوانی 30 ساله است، ضمن ابراز بی‌اطلاعی از فردوسی می‌گوید: دو، سه بار مرقد این بنده خدا(فردوسی) رفتم اما شناختی درباره خودش ندارم. چند بار هم در نقالی‌ها، داستان‌ها و ابیاتش به گوشم خورده است.

سپس به یکی از کلاس‌های هنری رفتم تا شاید افراد هنردوست، آشنایی بیشتری با فردوسی داشته باشند اما در بدو ورودم به کلاس، وقتی موضوع را طرح کردم، همه اظهار می‌کردند چیزی درباره فردوسی نمی‌دانند و حاضر به گفت‌وگو نبودند. از انتهای کلاس هم فردی با خنده می‌گفت: بنویس همه در می‌رفتند.

پس از چند گفت‌وگوی کوتاه، کلاس را ترک می‌کنم و با خود می‌گویم کاش رستم بود تا در خان هشتم، فردوسی را از این غربت نجات می‌داد!

 

فردوسی هم درد شناخته هم درمان را

در ادامه، گفت‌وگویی با دکتر محمدرضا راشدمحصل، پژوهشگر پیش‌کسوت و استاد 83 ساله زبان و ادبیات فارسی، داشتیم که در دانشگاه‌های مختلفی تدریس کرده و اکنون بازنشسته شده است.وی به ذکر سخنانی در باب شاهنامه و فردوسی پرداخت و گفت: فردوسی انسان آزاده‌ای است که آنچه معیار آزادگی و جوانمردی است، در کتابش آورده اما متأسفانه در جامعه‌ای که متعلق به خودش می‌باشد، غریب واقع شده است.

رئیس هیئت مدیره خردسرای فردوسی با تأکید بر اینکه ابیات شاهنامه را باید برای مردم تحلیل کرد، افزود: فردوسی دریافته که بسیاری از مردم ارزش وجودی خودشان را نمی‌دانند و گذشته‌شان را از یاد می‌برند بنابراین در مقدمه کتابش درباره آفرینش مردم، می‌گوید:

ترا از دو گیتی برآورده‌اند به چندین میانجی بپرورده‌اند

نخستین فطرت پسین شمار تویی خویشتن را به بازی مدار 

شنیدم ز دانا دگرگونه زین چه دانیم راز جهان آفرین 

نگه کن سرانجام خود را ببین چو کاری بیابی ازین به گزین

راشد اظهار کرد: فردوسی در این ابیات انسان را متوجه ارزش وجودی‌اش می‌کند و در دیگر بخش‌ها با نشان دادن افتخارات گذشته، تلاش دارد تا او را از خودبیگانگی دور کند.

این استاد بازنشسته تصریح کرد: شاهنامه سرشار از فضیلت‌های اخلاقی و قدرت‌های جسمی و معنوی نیاکان ایرانیان است و اگر کسی به خوبی آن را بخواند و مفاهیمش را به طور عمقی درک کند، متوجه می‌شود که انسان بی‌ریشه‌ای نیست و نیاکانش از فضایل اخلاقی زیادی بهره‌مند بوده‌اند.

رئیس هیئت مدیره خردسرای فردوسی با بیان اینکه دادگری، دین داری، راستی و درستی پایه‌های اصلی جامعه آرمانی فردوسی را تشکیل می‌دهند، گفت: فردوسی هم درد را شناخته و هم درمانش را بیان کرده است و اگر با این مفاهیم، شاهنامه را به مردم معرفی کنیم، نتیجه می‌گیریم.

راشد یادآور شد: اگر بخواهیم مردمی آزاده داشته باشیم که جوهره وجودی خودشان را بشناسند و در مقابل ظلم بایستند، شاهنامه کتاب ارزشمندی است که می‌تواند ما را در این راستا سوق دهد. 

وی با بیان اینکه فردوسی یک منتقد آگاه است، افزود: اگر می‌خواهیم مردم به درستی با این شخصیت بزرگ آشنا شوند نباید فقط به نقالی‌خوانی و بیان داستان‌های شاهنامه بپردازیم چرا که در این صورت، توجه مردم فقط به سمت داستان می‌رود و از هدف اصلی فردوسی که شناساندن قدرت مردم برای ایجاد تغییر و تحول در جامعه است، باز می‌مانیم.

در ادامه سراغ بهزاد چوپانکاره، مدیر فرهنگ‌سرای ترافیک، رفتیم. او که حدود دو تا سه هزار بیت از شاهنامه را حفظ و مطالعات بسیاری درباره این شاعر حماسی داشته است، درباره علت گمنامی فردوسی بین مردم اظهار کرد: فردوسی نسبت به حافظ و سعدی، کمتر در کتب درسی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفته، از طرفی خواندن شاهنامه سخت است و هر کسی توانایی خواندن داستان‌های طولانی آن را در خودش نمی‌بیند.

وی ادامه داد: 6/ 94 درصد شاهنامه فارسی و واژگان زیادی در این کتاب به کار برده شده است که برای درک معنی آن‌ها باید به یک فرهنگ لغت مراجعه کرد و همین سنگین بودن مفاهیم باعث شده است که مردم کمتر به سمت آن رغبت نشان دهند.

چوپانکاره با اشاره به نقالی‌خوانی و دیگر فعالیت‌هایی که برای معرفی فردوسی انجام می‌شود، تصریح کرد: تمام اقداماتی که در این راستا انجام شده ارزشمند و ستودنی است اما برای تأثیرگذاری بیشتر باید زنجیره کاملی از برنامه‌های مختلف را تعریف کنیم و ضمن گنجاندن ابیات شاهنامه در کتب درسی، با برگزاری جشنواره‌ها، نمایش‌نامه‌خوانی، اجرای تئاتر، فراخوان مقاله و ... مردم را بیشتر با این اسطوره جهانی آشنا کنیم.

این کارشناس حوزه فرهنگ افزود: در تاجیکستان که همجوار ما قرار دارد، از کودکان 4 ساله تا نوجوانان و جوانان، تعداد زیادی از ابیات فردوسی را حفظ هستند و با دقت و لذت، آن را می‌خوانند البته در همین خراسان خودمان هم مردم زیادی در جاجرم، اسفراین، کلات و ... تلاش کرده‌اند تا نام فردوسی را زنده نگه دارند و نسل جدید را با این کتاب جهانی آشنا سازند اما کافی نیست و در عرصه معرفی این شاعر به مردم کشور خودمان و دیگر کشورها، باید خیلی قوی‌تر حرکت کنیم.

136159.jpg
از بین رفتن لایه‌های هویتی

چوپانکاره با بیان اینکه فردوسی بزرگ‌ترین حماسه سرای دنیاست و در ردیف هومر قرار دارد، گفت: اگر شخصیت‌ها و مفاخر کشورمان را به درستی معرفی نکنیم و ارج ننهیم، آرام آرام لایه‌های افتخارآمیزی که هویت کشورمان را تشکیل می‌دهد از بین می‌رود. وی به نحوه استفاده کشورهای دیگر از مفاخرشان اشاره کرد و ادامه داد: گاهی در کشوری، یک شخصیت و آثاری که داشته، باعث راه‌اندازی مراکز علمی، تحقیقاتی و دانشگاه‌ها شده است و این موجب می‌شود که شخصیت‌های بزرگ دنیا به آن کشور بروند و ضمن انتقال تجربه و علوم جدید، به پیشرفت علم در آن کشور کمک شود، همچنین زمینه‌های جذب گردشگر فراهم می‌شود.

مدیر فرهنگ‌سرای ترافیک افزود: سالانه افراد زیادی در روز بزرگداشت مولانا به قونیه ترکیه می‌روند. در کشورهای آسیای میانه هم هر ساله نشست‌های علمی، همایش و جشنواره‌هایی برگزار می‌شود که افراد زیادی را به آن کشورها می‌کشاند. در چنین شرایطی نه تنها امکان معرفی و صادرات فرهنگ داریم بلکه می‌توان درآمدزایی داشت و رشد اجتماعی را تقویت کرد.

چوپانکاره اظهار کرد: برخی کشورها به لحاظ تاریخی فقیر هستند اما بسیار تلاش می‌کنند تا نداشته‌هایشان را به داشته تبدیل کنند ولی در کشور ما با وجود داشتن شخصیت‌های بسیار بزرگ و ارزشمندی چون فردوسی، تلاش چندانی برای معرفی او انجام نمی‌شود. وی بیان کرد: یکی از نویسندگان فیلم‌های تخیلی که فیلم ارباب حلقه‌ها را هم ساخته، گفته از بعضی قصه‌های شاهنامه که جسته و گریخته در بعضی کتاب‌ها دیده، استفاده کرده است حال اگر ما این کتاب حماسی را در اختیار انیمیشن‌سازان یا سازندگان فیلم‌ها و سریال‌ها، قرار دهیم، چه بسیار سریال‌های چند فصلی که می‌توان از روی آن ساخت یا هر قهرمانش را موضوع یک فیلم سینمایی کرد.

چوپانکاره افزود: شاهنامه از بازی‌های چندوجهی و گروهی یا بازی قلعه چیزی کم ندارد فقط کافی است کمی توجهات به این کتاب حماسی بیشتر شود تا ببینیم که چطور می‌توان از آن استفاده کرد.

وی با اشاره به اینکه در شاهنامه به موضوع‌هایی مانند احترام به نیاکان، ایستادگی مقابل ظلم، ایثار و از خودگذشتگی، وفای به عهد، خرد ورزی، کمک به مظلوم و ... بسیار توجه شده است، تصریح کرد: اکنون همان اندک توجهاتی که به شاهنامه داریم، معطوف به داستان‌هایی مانند هفت‌ خان رستم یا جنگ فریدون و کاوه و ضحاک و امثال این‌هاست و از جنبه‌های اخلاقی شاهنامه غفلت شده است که علت این امر را می‌توان لذت همزادپنداری و قرار دادن خودمان به جای قهرمان داستان دانست.مدیر فرهنگ‌سرای ترافیک ادامه داد: عرصه‌های نبرد در شاهنامه جذابیت خاصی دارد و فرد می‌تواند با قرار دادن خودش به جای قهرمان داستان، لذت ویژه‌ای از این ابیات ببرد، از طرفی نقالان و راویان، به دلیل اینکه بتوانند از ابزارهایی مانند تیر و کمان استفاده کنند و لباس رزم بپوشند، بیشتر به نبردها پرداخته‌اند در حالی‌که اگر دیگر ابیات شاهنامه هم مورد توجه قرار گیرد، سرشار از جذابیت و محتواست. 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی