کد خبر : 98624
/ 07:54

سیاه کاری در‌ معدن‌ آق‌دربند

گزارشی از کارگران یک معدن زغال‌سنگ که در عمق ٢۴٠متری، روزی حلال بر سر سفره‌شان می‌برند

سیاه کاری در‌ معدن‌ آق‌دربند

شهرآرا آنلاین - سمیرا شاهیان - چرخ های ماشین را در جاده انداخته ایم؛ جایی که می دانیم سختی کارش، همان واژه معدن است. مقصد معدن زغال سنگِ آق دربند سرخس است. از دو راهی سد دوستی، راه را ٢۵کیلومتر با مناظری که مِهر خورشید و سرسبزی کوهپایه ها را در یک قاب به هم پیوند داده است، پشت سر می گذاریم تا به تابلو روستای باغک و کمی بعدتر به پاسگاه نیروی انتظامی آق دربند برسیم. از جایی که با سربازِ دید بان سلام و‌علیک می کنیم تا جایی که با نماینده کارگران معدن زغال سنگ سرخس نخستین دیدارمان را رقم می زنیم، ١٢کیلومتر دیگر راه داریم؛ گردنه های پُرپیچ و خمی که دست کمی از طبیعت لرستان ندارد. از همین رویِ سبزِ زمین تا چهره سیاه کارگران، باید ٨کیلومتر تا روستای معدنِ آق دربند برویم. مقصدمان بی نهایت سخت و سیاه و البته ممنوع است برای خبرنگارانی که می خواهند درد و رنج جماعت کارگر را مخابره کنند. با هماهنگی یکی از نمایندگان حوزه کارگری ، راهی این معدن می شویم.

 

سالی یک بار هم به اینجا نمی آیند!

به ورودی یکی از ۴تونل استخراجی معدن زغال سنگ رسیده ایم. کارگران لباس کار پوشیده و کلاه های چراغ دار را روی سرهایشان گذاشته اند. صورت هایشان به سیاهی گراییده است؛ خودشان این را از گَرد سنگ می دانند، چیزی که ما آن را برآمده از نان حلالی که به خانه می برند، می خوانیم. از حضور یک گزارشگرِ خانم که به همراه عکاس روزنامه آمده است تا درددل های آن ها را بشنود، تعجب کرده اند؛ چراکه «مهندسان سالی یک بار به عمق ٢۴٠متری زمین می آیند!»

با کارگران هم کلام می شویم، اما به دلیل هراسی که از رسمی شدن اعتراضاتشان در یک رسانه و عواقب آن دارند، اسم این کارگران را در گزارش ذکر نمی کنیم.

 

بالا و پایین رفتن از ١۵٠٠ پله در عمق زمین

اولین کارگری که با او صحبت می کنیم، از ١۶سال قبل در معدن زغال سنگ کار می کند. با چهار سر عائله، ١٢ماه حقوق معوق دارد؛ حقوقی که زجر سفره خالی خانواده او را به ۵ماه از سال٩۶ برمی گرداند. او هر روز باید بیشتر از ١۵٠٠پله را که آن هم یک ماه است ایجاد شده، پایین برود تا در عمق زمین به چهارراهی برسد و از آن مسیر ٢٠٠متر پیش برود تا به کارگاه محل کارش برسد.‌در هوای خفه ای که آن پایین است و بوی گازی که چشم هایش را می سوزاند.

دوستان این کارگر پنجاه و چهارساله هم یکی یکی به ما می پیوندند. یکی شان جوانی سی و پنج ساله با ٨سال سابقه کار در معدن است. او باید هر روز از ساعت ۶صبح به معدن بیاید و با «پیکور» (چکش) به دیواره ها بکوبد و با هر ذره ای که به زمین می ریزد، دل خوش کند که نان بیشتری را به خانه خواهد بُرد.کارگران به درگاه تونل اصلی، «گَزَنگ نوهی» می گویند. اینجا ٣شاخه اصلی و در هر شاخه از یک تا ۵کارگاه دارد. ٢٠٠متر پایین تر، کارگران همه قراردادی هستند اما این جمع هفت هشت نفره ۴٠درصد کارگرانِ قراردادی را تشکیل می دهند و سایر همکارانشان رسمی هستند. ورودی تونل با چوب سروشکل گرفته است و این چوب ها تا پایین امتداد دارد تا راه به تونلی شباهت پیدا کند، امن و قابل تردد! جوانِ همراهمان در همان ورودی تونل از تفاوت های گزنگ با تونل ١٢٠ می گوید؛ گزنگ، شیب دار است و ٢۵٠متر عمق دارد، اما تونل١٢٠ بیش از ١۵٠٠متر طول دارد.

 

بیماری های فراوان

هراسانیِ ما در همین چند متر ابتدایی هر لحظه بر خنده کارگران می افزاید. سر و رویی زغالی و دلی نا امید از حقوق و مزایا دارند. نماینده کارگرها از نخستین روز کارش می گوید: روز اول وحشت، روز دوم وحشت و بعد از آن هم تا یک ماه وحشت.

همگی شان اتفاق نظر دارند. بارها ترسیده و با خودشان حساب و کتاب کرده اند تا پا در این تونل گذاشته اند؛ حساب و کتاب هایی که حاصل جمع همه شان معدن شده با همه سختی ها و هراس ها و راه تاریکی که پیش روی زندگی شان گذاشته است. در ازای این انتخاب، دریافتی شان یک میلیون و ۶٠٠هزار تومان تا ٢میلیون تومان است.یکی از معدن کاران می گوید ١٧سال است وارد این راه بی برگشت شده. گلایه ها دارد دلِ پُردردش؛ «از ٣سال پیش، ١١میلیون تومان طلبکارم و از سال ٩۶ هم حدود ۶ماه حقوق نگرفته ام.» با این حال معدن را دوست دارد و این کار را کار اجدادی اش معرفی

می کند. به غیر از مشکل حقوق های معوق، کارگران با بیماری های فراوانی دست و پنجه نرم می کنند؛ این مرد سی و هشت ساله می گوید: بیشتر کارگران دیسک کمر و بیماری های تنفسی دارند. او علاوه بر این دو بیماری، نقرس هم دارد.

 

تازه دامادِ معدن

از میانه راه در تونل می گویند، جایی که باید چوب ها را تعمیر کنند تا راه تونل مسدود نشود.یکی دیگر از معدن کاران جوان که در بخش چوب بندی کار می کند، ۵سال سابقه کار در این معدن را دارد. یک ماسک فیلتر دار، صورتش را پوشانده است و می گوید: یک چوب را که جابه جا می کنم، مقدار زیادی زغال و قطعات چوب کوچک روی ریل می ریزد. بعد یادآوری می کند: البته شنیدن کی بود مانند دیدن .

او سال ٩٧ ازدواج کرده است تا مرحله تازه ای از زندگی را بچشد. نیمی از روز را در تونلی که عرقِ کارگری، خرده های چوب را روی صورتش می چسباند، کار می کند تا در پایانِ یک ماه کار دشوار، یک میلیون و ١٠٠هزار تومان حقوق بگیرد. در قسمتی از تونل که برای کارگران، هنوز ابتدای مسیر است، هراسی وصف ناشدنی داریم. کارگران از اتفاقات این معدن می گویند؛ در اینجا گاز گرفتگی داشته ایم. لوله های پلاستیکی باد را که در سمت راست و ابتدای تونل جاگیر شده اند، نشان می دهند و می گویند در این تونل باد باید در جریان باشد تا دَم کم شود. حوادث معدن برایشان تداعی می شود از حدود ١۴سال پیش، وقتی دو کارگر در یک کارگاه براثر فشار زیاد گاز متان و دَم زیاد محیط، جانشان را از دست دادند.

حوادث را برمی شمارند تا بدانیم گرچه می گویند راهِ سختی نیست، دشواری پیمایش های هر روزه شان در دلِ کوه سفید یا کوه خونی را بی اندازه تر از هر وقتی درک کنیم؛ «روی یک کارگر، سنگ سقوط کرد و یک بار هم دورتر از ١۴سال پیش، دو کارگر بر اثر ریزش کوه فوت

شدند.»از حوادث این روزها فقط به شکستگی هایی که برای کارگران حادث می شود، بسنده می کنند و توضیح می دهند: دست و پا شکسته زیاد داریم. حتی برای کارگران پیش آمده که استخوان  لگنشان شکسته است.

 

تونلِ بدون نفربر

چشمانِ سبزش در سیاهیِ هراس انگیز تونل ِ می درخشد. نورِ لامپ کمک می کند دندان هایش در زمانی که دست اندازی گرد زغال با پوست صورتش بیش از هر زمان دیگری است نیز بدرخشد. او یکی از معدن کاران است و از اینکه بعد از کش و قوس های فراوان، هنوز هم نفربر به این تونل نیامده است، گلایه می کند. می گوید: بازرس اداره کار آمد و گفت باید در اینجا یا نفربر نصب شود یا راه پله ایجاد شود، اما مسئولان اینجا ساده ترین کار را انتخاب کردند، درحالی که همه مان بعد از ۶ساعت کار سخت و زیان آور در تونل، باید این پله ها را بالا برویم و به ورودی برسیم.محل اسکانِ کارگران باید به معدن نزدیک باشد. از همین رو بیشتر کارگران، از بومی های روستای معدن آق دربند هستند. تعداد زیادی از کارگران که به گفته نماینده شان ٩٠درصدشان را شامل می شود، در خانه های سازمانی زندگی می کنند. شکلِ این خانه ها کاملا با تلقی ما از خانه های سازمانی در شهر، فرق دارد. دیوار بیرونی خانه ها خشت است و با چهار دیواری مشکلات؛ « از برج١٢ سال گذشته، ۴بار ریزش سقف داشتیم؛ حتی چند خانه به دلیل بارندگی های اخیر تخریب شده است.» به گفته او قدمت این خانه ها بیش از ۴٠سال و مساحت بزرگ ترین خانه هم ۶٠مترمربع است.

 

حقوق های کم و استحقاقی های کم رنگ تر

در آفتاب سوزان بالای تونل پای صحبت یکی دیگر از کارگرانی که در بخش استخراج کار می کند، می نشینیم. ماسک فیلتردارش به شدت گرد و غبار گرفته است. دستانش را که دستکشی پاره پاره پوشانده، نشان می دهد و از نداشتن وسایل مورد نیاز کار می گوید: این دستکش را یک بار از رو پوشیدم و بعد که فرسوده شد، برعکس دستم کردم. حالا همه قسمت هایش پاره شده است. همین را هم خودم خریدم. به این ها باشد، دستکشی را که ماهی یک بار باید تعویض شود، سالیانه هم نمی دهند. به غیر از این، لوازم اصلی کار، مثل چوب و آهن و تخته را که باید حتما باشد تا کار در معدن پیشرفت داشته باشد، کم می فرستند. در فروردین، کارگاه به دلیل نفرستادن لوازم کار که چوب و یک دستگاه پمپ بود، یک ماه تعطیل شد که در همین مدت، ضرر اصلی را به تولید وارد کردند.

درباره لامپ های کلاهی می گویند این چراغ ها اگر بسوزد، راهکاری ندارد. مثل یکی از کارگران که دقیقا در دَویل، یعنی در چاهی ٢٠متری داخل تونل که از پایین تونل رو به سطح زمین حفاری می شود، چراغ کلاهش سوخت و یک ساعت در تاریکی مطلق حبس شد.

 

ناراحتی اعصاب در معدن

معدن کاران تعریف می کنند در دَویل، کارگران با چکشی که با نیرویِ قوی باد کار می کند، سخت مشغول حفاری چاه هستند. در آنجا صدایی شبیه نویز که حاصل برخورد چکش با کوه است، محیط تاریک و عمیق تونل را پر می‌کند.

اگر همین کارگران که سال ها در اینجا مشغول کار هستند و به مسیر آشنا، بخواهند در کوتاه ترین زمان از دَویل تا ابتدای تونل بروند حدود نیم ساعت طول می کشد. کارگران می گویند وقتی اتفاقی بیفتد نباید فرار کرد؛ باید در امن ترین جا پناه گرفت، درست مثل معدن کار جوانی که آتش کار است و بعد از کاشتن دینامیت لای سنگ ها باید پناه بگیرد تا صدمه ای نبیند. اما برای جلوگیری از صدمه موج انفجار، جز تحمل، راه چاره ای برایش نیست. معدن کار دیگری از وقتی می گوید که همین چکش ٢٠کیلویی، سرپوشش را به خود پیچاند و او را دچار حادثه ای دردآور کرد. خودش می گوید با معجزه نجات پیدا کرده که زنده مانده است، اما زنده ماندنی با ناراحتی اعصاب. حالا هر زمان به مته ای که با سرعت شاید ٢٠٠دور در دقیقه می چرخد فکر می کند، دست و تنش می لرزد.

 

برادرم کارش را از دست داد

او می گوید: اینجا همه مشکل زانو داریم؛ مشکلی که به واسطه کار در همین معدن برایمان به وجود آمده است و غم انگیزتر که به خاطر همین مشکل و ناتوانی در انجام کار، اخراجی هم داشته ایم. برادرم کارش را به خاطر زانو درد از دست داد، در حالی که یکی از پُرکارترین کارگران این معدن بود.

نبود پایگاه اورژانس از دیگر دغدغه های کارگران معدن آق دربند است. آن ها می گویند اگر مشکلی برایشان پیش بیاید، اورژانس، آمبولانس اعزام نمی کند و به تازگی (نزدیک یک سال است) اورژانس با عنوان حادثه جاده ای اعزام می شود. با این حال تا بخشی از مسیر را باید با خودرو شخصی بروند تا سریع تر به آمبولانس برسند.

 

امیدواریم معوقات کارگران معدن آق در بند به صفر برسد 

مشکلات کارگران معدن را با عضو هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کارکشور در میان می گذاریم. احسان سهرابی به آخرین گزارش روزنامه شهرآرا در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه ٩۶ که با تیتر« ۵/١٣ ماه حقوق نگرفته» چاپ شد، اشاره و بیان می کند: در آن گزارش، مدیر‌کل کار استان قول داده بود مشکل معوقات کارگران ظرف یک هفته رفع شود. حالا که با حضور مدیرعامل جدید، اتفاق های مثبتی روی داده و وضعیت معدن در مقایسه با گذشته بهتر شده و معوقات از ١۴ماه به ٨ماه کاهش پیدا کرده است، آرزو می کنیم نظر به توان سنجی مدیر فعلی، معوقات کارگران در سال رونق تولید به صفر برسد.عضو هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور اضافه می کند: اگر رونق تولید بخواهد تحقق پیدا کند، باید تمام پرسنل و کارگران دلسوزانه در معدن کار کنند و سهام داران جزء و کل نیز پای کار باشند تا مشکل کارگران در نقطه مرزی را برطرف کنند.سهرابی درباره بهره وری تأکید می کند: اعتقادم این است اگر بخواهیم بهره وری داشته باشیم ابتدا باید کارگر بهره مند شود. او در پایان می گوید: ۴٣کارگر در سال ٩۶ به دلیل رعایت نشدن مسائل ایمنی در معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر فوت کردند. اگر بخواهیم از وقایع تلخ معدن زغال سنگ طبس و زمستان یورت آزادشهر جلوگیری کنیم، باید برای نیروهای انسانی معدن سرمایه گذاری کنیم و به سمت و سویی برویم که مسائل ایمنی رعایت شود. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی