• خانه
  • یادداشت
  • چشم در چشم خِرد
کد خبر : 98664
/ 07:01
احسان خزاعی

چشم در چشم خِرد

چشم در چشم خِرد

شهرآرا آنلاین - آن مجسمه‌‌های تازه‌نصب‌شده از رستم در بولوار شاهنامه، حال آدم را خوب می‌‌کند. تصور کن از جاده می‌‌گذری و ناگهان نگاهت به هیبت تنومند مردی می‌‌افتد که با وقار بر اسب رهوارش نشسته و چشم در چشم تو دارد. یا آن دیگری که با کوهی از آهن و کمی آن‌‌سوتر، نبرد رستم و اژدها در خوان سوم را جان بخشیده است. شهر ما این‌‌ها را کم داشت و البته هنوز هم جای خالی آثار دیگری ازاین‌دست حس می‌‌شود و چه نیکو که وعده ۶ مجسمه دیگر ازاین‌دست را در محدوده بولوار شاهنامه و آرامگاه توس داده‌‌اند. اینکه می‌‌گویم جایشان خالی است، نه از باب گسترش هنر مجسمه‌سازی، که صدالبته هنری است که باید در طراحی شهری به آن توجه کرد و ما از این قافله نیز عقبیم، بلکه ازآن‌حیث که در این روزگار، فردوسی را کم داریم. بیش از هزار سال پیش، شاهنامه جناب فردوسی زبان پارسی را از گزند هجوم سایر زبان‌‌ها و فرهنگ‌‌ها نگاه داشت تا ایران سرنوشتی چون مصر و عراق و لبنان و دیگرکشورهای زبان‌از‌دست‌داده نداشته باشد و امروز، خرد جاری در جای‌جای شاهنامه اوست که به کار مردم سرزمینش خواهد آمد: «خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دست گیرد به هر دو سرای». اصلا جهان‌بینی فردوسی مبنایش خرد است و چه نیکونگاهی دارد: «نخست آفرینش خرد را شناس / نگهبان جان است و آن سه پاس». به این اعتبار باید بیشتر فردوسی را دید و برای دیده‌شدن، آن‌‌هم در هیاهوی شلوغ زندگی مدرن شهری و در لابه‌لای ساختمان‌‌های بلند و تابلوهای تبلیغاتی و خیابان‌‌‌های شلوغ، چه چیز بهتر از مجسمه‌‌های بزرگ و زیبا و باشکوه که می‌‌تواند نگاه سرگردان مردمان شهرنشین را به خود جلب کند و همین می‌‌تواند سرآغاز آشنایی بیشتر مردم با فردوسی و شاهنامه و خرد جاری در آن باشد «که هرچه دیده بیند، دل کند یاد». حکیم توس را باید دید و باید شناساند که او ستون هویت ایرانی و اسلامی است؛ سراینده حماسه است و میهن‌پرستی و راوی خرد و مهربانی و انسان‌دوستی و این‌همه، شوربختانه کمتر دیده شده است. زهی سعادت که امروز اهتمامی جدی برای دیده‌شدن این گنجینه پنهان وجود دارد تا مردمان دیار توس و سرزمین خراسان، در کنار بهره‌‌مندی از انوار شمس‌الشموس، از درخشش ستاره درخشان آسمان فرهنگ و ادب ایران نیز بی‌‌بهره نباشند. در تلاطم این‌روزهای زندگی، باید خرد را جست و برای این مهم چه محملی برتر از شاهنامه فردوسی که به زبان شیرین پارسی، برایمان داستان‌‌ها از این جنس می‌‌گوید: «خرد مرد را خلعت ایزدی است / سزاوار خلعت نگه کن که کیست / هوا را مبر پیش رای و خرد / کزان پس خرد سوی تو ننگرد». 

 

دبیر تحریریه

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی