کد خبر : 98676
/ 10:44
نگاهی به «معاون»، سیاسی‌ترین فیلم سال

ترکیب هنرمندانه ژانرها

ترکیب هنرمندانه ژانرها

شهرآرا آنلاین -  محمد عنبرسوز| با برگزاری نودویکمین دوره مراسم اسکار، «معاون»، ساخته جدید آدام مک کی، به عنوان سیاسی ترین فیلم سال به کار خود در فصل جوایز پایان داد و به عنوان اثری بیوگرافیک و آوانگارد به بخشی از تصویر هالیوود در سال٢٠١٨ تبدیل شد. «معاون» که درمجموع شش نامزدی گلدن گلوب و هشت نامزدی اسکار را به خودش اختصاص داده بود، توانست گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اصلی مرد فیلم کمدی یا موزیکال را برای کریستین بیل و اسکار بهترین چهره پردازی را هم به دست آورد. ازمیان امتیازهای پرشمار «معاون» چند نکته بسیار مهم، این فیلم را از آثار مشابهش متمایز می کند.

«معاون» در گلدن گلوب ذیل ژانر کمدی موزیکال قرار گرفت و همین موضوع باعث تعجب مخاطبانی شد که هنوز فیلم را ندیده بودند؛ چراکه دشوار می توان پذیرفت اثری با موضوع زندگی دیک چنی و دخالت های او در حمله آمریکا به عراق، کمدی یا موزیکال باشد. تماشای فیلم اما حاکی از آن است که «معاون» فراتر از ژانرهای مرسوم سینمایی عمل می کند و نوعی طنز تلخ را با روایت مستندگونه اش می آمیزد تا اثری درام در نوع بیوگرافیک و سیاسی پدید آید. وجه طنز اثر درواقع به استهزای سیاستمداران آمریکایی اختصاص دارد، به طوری که سکانس های ورود چنی، رامسفلد و بوش با تحقیر این سه نفر همراه است. از سوی دیگر، روایت مستندگونه فیلم به ویژ ه در کنفرانس های خبری به قدری هنرمندانه طراحی شده است که تشخیص بازسازی شده بودن میزانسن ها دشوار به نظر می رسد. شکل روایت توسط فردی که تا آخرین دقایق جایگاهش نامعلوم است، هم به بار دراماتیک اثر یاری می رساند تا مخاطب با تلفیقی هنرمندانه از ژانرهای مختلف روبه رو شود.

دیگر قوت «معاون» به تیم بازیگری‎اش برمی گردد؛ جایی که ایمی آدامز از پس نقش همسر دیک چنی به خوبی برمی آید و سم راکول هم چهره بی اراده و دمدمی مزاج جرج بوش را به بهترین نحو نمایش می دهد. ستاره درخشان اثر اما کریستین بیل است که با بهره گیری از گریم حیرت انگیزش، از دیک چنی شخصیتی می سازد که تحولات درونی او مایه تعجب و حتی ترس مخاطب می شود. بیل در نیمه نخست فیلم، یعنی دوران جوانی چنی، بلاهت و عامی بودن یک کارگر ساده الکی را بازی می کند و در نیمه دوم، زیر آن گریم سنگین، چهره بی رحم معاون مقتدر و مرموز جرج بوش را برای بیننده باورپذیر می سازد.

فیلم نامه از دیگر قوت های «معاون» محسوب می شود که با وجود دوپاره بودن، خط اصلی زندگی سیاسی دیک چنی را گم نمی کند. متن در تشریح ریزه کاری های قانون اساسی که چنی از آن ها سوء استفاده می کند، نهایت دقت و ظرافت را به خرج می دهد و قوانین مختلف را در کمترین زمان ممکن چنان شفاف تشریح می کند که مخاطب عام غیرآمریکایی هم از ماجرا سر درمی آورد؛ کاری که سریالی مانند «خانه پوشالی»، بالاخص در دو فصل آخرش، نتوانست به خوبی انجام دهد. ارتباط چنی با همسر و دخترش هم محصول شخصیت پردازی بی نقصی است که فیلم نامه پیش بینی کرده است و نمادهایی مانند ماهیگیری با طعمه و قلاب هم به خوبی روی فیلم نشسته است و با مقاصد اثر جور درمی آید؛ البته از این موضوع هم نباید غافل شد که فیلم نامه در نیمه اول مشکلاتی دارد و مثلا تغییر موقعیت چنی از یک نصاب سیم روی تیرهای چراغ تا ریاست دفتر رامسفلد به خوبی تشریح نمی شود. چند دقیقه بعد هم انتخاب دشوار چنی بین ریاست جمهوری و آرامش دخترش، سهل انگارانه برگزار می شود اما حوالی دقیقه۵٠ بیننده با نمایش چند جمله حاکی از سرنوشت چنی و بالا آمدن تیتراژ غافلگیر می شود و روی دقیقه مانیتور به دنبال دلیل زود تمام شدن فیلم می گردد که با یک کات جذاب و ورود به دوران دوم زندگی سیاسی چنی، ورق برمی گردد. بدین ترتیب است که فیلم نامه در بخش دوم، استوار و بی نقص به نظر می رسد و تا پایان زندگی سیاسی چنی از ریتم نمی افتد.

درمجموع «معاون» اثری درخشان است که هم تلنگرهای سیاسی مهمی دارد و هم روایتی تامل برانگیز از تاریخ معاصر آمریکا ارائه می کند که تا حد زیادی هم مطابق با واقعیت است. لحن فیلم در نیمه دوم و با ورودش به لوکیشن های عراق حتی شکل تراژیک به خود می گیرد و با رویکردی نقادانه، نقش یکی از شخصیت های پیچیده سیاسی معاصر آمریکا در مهم ترین اتفاق سیاسی هزاره سوم، یعنی حادثه ١١سپتامبر و حمله نظامی ایالات متحده به عراق، را موشکافی می کند. باتوجه به تمام این نکات، تماشای «معاون» می تواند مورد توجه طیف وسیع مخاطبان، از علاقه مندان به سیاست و مستند گرفته تا طرفداران روایت های بیوگرافیک و آثار کمدی پرمحتوا، قرار گیرد. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی