کد خبر : 98703
/ 03:05
وقتی کارشناس میراث فرهنگی نظریه جدیدی را درباره تنها بنای تاریخی منطقه6 مطرح می کند

مصلی مشهد اولین و تنها مصلی شهر!

«سکوت مصلی شکست!» این تیتر گزارشی بود که سال گذشته در همین روزها و حال و هوای ماه رمضان در شهرآرامحله چاپ شد.

مصلی مشهد اولین و تنها مصلی شهر!

شهرآرا آنلاین - سحر نیکو عقیده / «سکوت مصلی شکست!» این تیتر گزارشی بود که سال گذشته در همین روزها و حال و هوای ماه رمضان در شهرآرامحله چاپ شد. آن هم وقتی که بالأخره مردم طی برنامه‌ها و مراسم مختلف پا به اینجا گذاشتند و مصلی پس از سال‌ها سکوت جانی تازه گرفت. اما هر بنای تاریخی یک موجود زنده است؛ روح دارد و هویت. نیاز به هوای تازه دارد و رسیدگی و دیده‌شدن! باید فراز و نشیب‌هایش را فهمید و داستان‌هایش را شنید که اگر به حال خود رها شود، چیزی به‌جز چندپاره خشت و گل نیست... سکوت مصلی شکست اما صدایش آن‌طور که باید و شاید شنیده نشد.

تصمیم گرفتیم به مناسبت 28 اردیبهشت ماه روز میراث فرهنگی دوباره داستان‌های پشت این بنای تاریخی را مرور کنیم اما این‌بار این داستان تکراری نیست. این‌بار مصلی داستانی تازه برای گفتن دارد. ماجرا از این قرار است که همیشه آن را با نام دومین مصلی مشهد می‌شناختیم اما دکتر محمود طغرایی، کارشناس‌ارشد میراث فرهنگی خراسان رضوی، طبق تحقیقات و بررسی‌هایش نظر جدیدی را مطرح می‌کند. با او دراین‌باره گفت‌وگو کردیم.

 

مصلی مشهد، اولین و تنها مصلی شهر!

136368.jpgاز قدیم بحث بر سر اینکه آیا مصلی مشهد، اولین مصلی است یا مصلی طرق اول است مطرح بوده است. من هم مقاله‌ای در این زمینه نوشتم. اما ابتدا باید به این موضوع اشاره کرد که ایوان طرق اصلا مصلی نیست! طی این مقاله ما ثابت کردیم آنجا آرامگاه است نه مصلی. داستانش هم مفصل است. ماجرا از این قرار است که آندره گدار(باستان‌شناس فرانسوی) در سال1349 به مشهد می‌آید. او کسی بود که آرامگاه حافظ را طراحی کرده و موزه ایران باستان را طراحی و ساخته بود. گدار برای اولین‌بار که به خراسان می‌آید، بنای مصلی مشهد را برداشت و مستندسازی کرده و یک گزارش بسیار جالب و مفصل درباره آن چاپ می‌کند. او بعد از آن به طرق می‌رود و بنای طرق را هم برداشت می‌کند و در کتاب آثار ایران این دو بنا را با نام مصلی مشهد و مصلی طرق ثبت می‌کند. این اشتباه آندره گدار با توجه به سوابق درخشانی که داشته است عجیب به نظر می‌آید. اما دلیل آن می‌تواند این باشد که زمانی بسیار کوتاه در طرق برای برداشت بنا حضور داشته و فرصت کافی نداشته است. این درحالی است که در تمام کتیبه‌ها ذکر شده که آنجا یک آرامگاه است. این یک اشتباه فاحش تاریخی است که در مقاله‌ام سعی کرده‌ام به رفع آن کمک کنم.

 

ایوان طرق کارکرد آرامگاهی دارد

اما چرا این بنا مصلی است و بنای طرق مصلی نیست؟ اینجا مشخصا پلان و کاربری بنا مصلی است. یک ایوان بزرگ است رو به قبله، در داخل گنبدخانه محراب است و در پشت بنا فضایی برای نمازخواندن وجود دارد. آن زمان این مکان خارج از حصار مشهد هم بوده است. اما ایوان طرق یک بنای آرامگاهی است که یک گنبد بزرگ دارد و در زیر گنبد یک سردابه یا همان آرامگاه وجود دارد. یعنی این بنا یک بنای آرامگاهی است. در چهارگوشه بنا چهار چله خانه وجود دارد که در قدیم عرفا برای چله‌گذراندن به آنجا می‌رفتند برای اینکه به مرحله‌ای از عرفان برسند. بنابراین بنا مثل هارونیه توس کارکرد آرامگاهی داشته است.

 

مصلی روحیه‌ای ایرانی دارد

طبق آنچه تاکنون مطرح شده؛ بنای مصلی مشهد یکی از زیباترین، هنرمندانه‌ترین، منحصربه‌فردترین و متناسب‌ترین بناهای معماری عصر صفوی در ایران است. به لحاظ تناسبات هندسی، کاشی‌کاری‌ها، نقاشی‌ها، تزیینات و... در این بنا تمام مؤلفه‌های معماری دوره صفوی رعایت شده است و این نوع معماری از نظر سبک‌شناسی در ایران، معماری خالص ایرانی به شمار می‌رود. ما قبل از دوره صفویه دوره ایلخانی را داریم. مسجد گوهرشاد مربوط به این دوره است و معماری سبک تیموری را دارد. این معماری برگرفته از آسیای مرکزی است ولی معماری دوره صفویه از اصفهان می‌آید و به آن سبک اصفهان می‌گوییم. اهمیت مصلی مشهد به این است که یکی از نماینده‌های معماری سبک اصفهان در خراسان است. همه فرم کار در این بنا از روحیه ایرانی برخوردار است.

 

مصلی یک بنای صفوی یا تیموری؟

من در همین زمینه می‌خواهم نکته‌ای را برای اولین‌بار بیان کنم که یکی از ویژگی‌های مهم مصلی بوده است و براساس تحقیقات به آن رسیده‌ام. این بنا همیشه یک بنای دوره صفوی شناخته‌ شده است اما تصور من این است که مصلی از نظر ساختاری بنایی مربوط به اواخر دوره تیموری و از نظر تزیینات، کاشی‌کاری و... مربوط به دوره صفوی است. تناسبات معماری در دوره تیموری بهترین تناسبات در دنیای اسلام هستند و اصطلاحا به آن تناسبات طلایی می‌گویند. این بنا در دوره تیموری ساخته شده و بعد در دوره صفوی کاشی‌کاری و مرمت می‌شود. تمام تحقیقات، شواهد و قراین جمع‌آوری شده تا به این‌جای کار این موضوع را تأیید می‌کند. بناهای دوره تیموری به‌طور کلی ارتفاعشان به نسبت کم و عرضشان زیاد است. اگر ما به این تناسبات برسیم این بنا یک بنای دوره تیموری است. نکته دیگری که بر این موضوع صحه می‌گذارد، این است که شهری به این عظمت چطور ممکن است که تا آن زمان مصلایی نداشته باشد. منطقا باید داشته باشد. چراکه ساخت مصلی جزو مستحبات نزدیک به واجب بوده است. این بنا در عین روشنی کمی هم پیچیده است و داستان‌های زیاد پنهان و نهانی در پس آن وجود دارد.

136369.jpg

یک بنای شناسنامه‌دار

از دیگر ویژگی‌های مهم این بنا شناسنامه‌داربودن آن است. ما در بناهای تاریخی کتیبه‌هایی با عنوان کتیبه‌های معرفی اثر یا احداثیه داریم. در نقاط مختلف بنای مصلی اسامی متعددی به چشم می‌خورد. مثلا حاجی ملک در سال 1087. حاجی ملک احتمالا در آن زمان یک شخص سرشناس و متمول بوده که به ساخت بنا اهتمام کرده است و هزینه‌های ساخت بنا را تأمین کرده است. چون این بنا یک بنای عام‌المنفعه است در گذشته هم روحیه وقف‌کردن بسیار متداول بوده است. افراد متمول کاروان‌سرا، آب‌انبارها، مساجد و... وقف می‌کردند. این بنا هم همین‌طور است. نام دیگری که در بنا دیده می‌شود، حاجی شجاعی اصفهانی است. او معمار و طراح و سازنده بناست. ابوصالح الرضوی هم مشهدی بوده و احتمالا حاکم، حامی یا کسی بوده است که این بنا به پیشنهاد او ساخته شده و سمتی اداری و تولیتی داشته است. بنابراین بنا یک بنای اصیل و شاسنامه‌دار کامل است.

 

مصلی به تبلیغ نیاز نداشته!

در شرع مقدس اسلام به نماز می‌گویند فریضه، یعنی چیزی که واجب است. کسی که اینجا نماز می‌خوانده می‌آمده فریضه‌اش را انجام می‌داده است. بنابراین مصلی در گذشته نیاز به تبلیغ نداشته و مردم خودجوش به آن پا می‌گذاشتند. اما چرا و از چه زمانی رونق اینجا کمتر شد؟ در دوره قاجار اینجا رونق داشته است. تقریبا از زمان رضا شاه، یعنی حدود سال‌های 1300 با توجه به اینکه ما وارد دوره مدرنیته می‌شویم و نهاد روحانیت ضعیف می‌شود رونق مصلی هم کمتر و کمتر می‌شود. حالا آن چیزی که باعث می شود مردم بیایند و مصلی را ببینند دیگر فقط نماز خواندن نیست. برنامه‌های جانبی‌ای است که همان‌طور که گفتم باید با روح و هویت مصلی سنخیت داشته باشد. مثل جشنواره عکاسی با موضوع عبادت، برنامه‌های مذهبی و... 

 

آشتی با میراث فرهنگی

میراث فرهنگی هویت یک ملت است. باید آشتی بین مردم و میراث فرهنگی صورت بگیرد، از طریق راهکارها و مکانیسم‌های مختلف مثل دعوت از بزرگان، برگزاری جشنواره‌ها و جلسات، نمایشگاه عکس یا افتتاح موزه در کنار بنا. مثل موزه مردم‌شناسی، نماز و... این برنامه‌ها هم باید با هویت بنا سنخیت داشته باشند و جاذبه‌ای برای مردم ایجاد کنند. چراکه بناهای تاریخی به ذات ساکن هستند. ماهیت ساکت و نجیبی دارند. اهل غوغا و سر و صدا نیستند. این پویایی را ما باید در آن‌ها ایجاد کنیم.

 

کتابی که باید خوانده شود

اکنون تمام دنیا به دنبال مشارکت با جامعه محلی است و چندین سال است که یونسکو بر لزوم این مشارکت تأکید می‌کند. یکی از بندهای موفق‌خواندن هر کشور و ملتی، این است که بتواند با این مشارکت میراث فرهنگی خود را احیا کند. هر بنای قدیمی یک کتاب است. زمانی که آن کتاب خوانده نشود، انگار اصلا نوشته نشده است. وقتی از بنای تاریخی بازدید نشود انگار فقط مجموعه‌ای از آجر و خشت است. بنابراین جامعه محلی یک رکن اساسی برای احیای مفهوم میراث فرهنگی است. زمینه این مشارکت را میراث فرهنگی و ارگان‌های مختلف باید به وجود بیاورند. با تربیت افرادی که بیان و دانش و گفتار خوبی دارند و در زمینه میراث فرهنگی علم کافی دارند و می‌توانند اینجا مشغول به کار بشوند و داستان‌ها و فراز و نشیب‌هایی را که این بنا پشت سر گذاشته است برای دیگران تعریف کنند. بنایی با این عظمت و این پیشینه 500ساله را کسی نمی‌شناسد و این خیلی حیف است.

 

هیچ‌کس اینجا را نمی‌شناسد

اما یکی از راه‌ها برای کشاندن مردم به این مکان مشارکت با شهرداری، آموزش و پرورش و... است. بازدید دانشجویان و دانش‌آموزان می‌تواند بسیار مؤثر باشد. اصلا چرا گردشگرها را دست‌کم می‌گیریم؟ مشهد پر از گردشگر عرب است. اما چند نفرشان اینجا را می‌شناسند؟ هیچ‌کس! چون اصلا معرفی نمی‌شود. ما در این زمینه خوب عمل نکردیم. مصلی با این قدمت و این ویژگی‌هایی که نام برده شد به شدت ظرفیت شناخته‌شدن دارد اما به قول معروف آفتابه لگن هفت دست و شام و ناهار هیچی! اصفهانی‌ها در این زمینه خوب عمل کرده‌اند. بیشترین درآمد میراث فرهنگی برای اصفهان است از کم‌اهمیت‌ترین بناها هم برای جذب گردشگر استفاده می‌کنند. مثلا یک حمام کوچک تاریخی را تبدیل کرده‌اند به موزه گلیم. کلی هم بازدیدکننده دارد!

136364.jpg

برگزاری نماز عید فطر

علاوه‌بر بیان این داستان و بازگوکردن این فراز و نشیب‌ها باید بدانیم که مصلی در قدیم دقیقا چه کارکردی داشته است و آن را دوباره باید احیا کنیم. طی بررسی‌هایی که انجام دادیم و برآوردی که کردیم حیاط مصلی هشت تا ده برابر حیاط فعلی بوده و در پشتی آن هم باز بوده است و مردم از آن در وارد حیاط می‌شدند. نمازهای باران، نمازهای دفع بلا و... و دو تا از مهم‌ترین نمازها یعنی نماز عید فطر و عید قربان هم در این مکان برگزار می‌شده است. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت مصلی در دوره‌های گذشته است. جایگاهی که حالا از بین رفته است.

 

برگزاری نماز در مصلی نه منع قانونی دارد نه منع عرفی

اما عده‌ای هم یکی از دلایل کم‌رونق‌شدن مصلی را وجود حرم مطهر می‌دانند. اینکه با رونق‌گرفتن اینجا به حرم مطهر بی‌حرمتی می‌شود و... این یک تفکر سطحی است و اصلا درست نیست. جالب است بدانید که سازندگان مصلی این بنا را کاملا با توجه به موقعیت حرم مطهر ساخته‌اند تا احترام آن حفظ شود. اگر نقشه را ببینید و موقعیت حرم و مصلی را محاسبه کنید، متوجه می‌شوید که هر دو در طول یک خط فرضی قرار دارند اما با توجه به قبله مصلی کمی عقب‌تر از بارگاه حرم ساخته شده است. این‌ها همه با حساب و کتاب و منطق و دلیل بوده است. علاوه‌براین‌ها مصلی در ایام قدیم خارج از حصار شهر بوده است و مسافران پیش از ورود از دور این بنا را می‌دیدند و اولین سلامشان را به امام رضا(ع) همین جا می‌دادند. آن حس معنوی و حال خوب در همین بدو ورود به مشهدالرضا را تجربه می‌کردند و این یکی از کارکردهای مصلی بوده است. جدا از این‌ها برای مثال عرض می‌کنم که خانه خدا و مسجد هیچ‌گاه در یک تراز و یک جایگاه قرار نمی‌گیرند اما در هر دو مکان نماز اجرا می‌شود. نماز خواندن در مصلی هم نه منع قانونی دارد نه منع عرفی و از مستحبات هم هست.

 

بنای تاریخی نباید دستاویز باشد

ایام ماه رمضان پارسال هر روز بعد از نماز اینجا برنامه تفسیر موضوعی قرآن برگزار می‌شد. استقبال هم شد اما در نهایت این برنامه ناتمام ماند. بناهای تاریخی نباید دستاویز قرار گیرد. بناهای تاریخی میراث همه مردم هستند. باید متعلق به همه اقشار جامعه باشند. از هر مذهب و هر قشری. اهل سنت، اهل تشیع، زرتشتی‌ها و... از نظر ما بنای تاریخی محل ایجاد مشارکت جمعی است. باید بیانگر صلح و دوستی باشد.

 

بازدید دانشجویان سجاد از مصلی مشهد 

دانشجویان همان افرادی هستند که باید در اولویت بازدیدها از این بنا قرار بگیرند. به‌ویژه دانشجویان معماری، مرمت‌کاری و... در همین هفته با دعوت دکتر طغرایی، دانشجویان معماری دانشگاه سجاد، از سوی دانشگاه برای بازدید به مصلی آمدند. اتفاقی که کمتر رخ می‌دهد و باید آن را مغتنم شمرد. در گفت‌وگوهایم با تک تک این دانشجوها متوجه شدم که فقط یک نفر بین آن جمعیت این بنا را از قبل می‌شناخته و اسمی از آن به گوشش خورده است. بقیه همه برای اولین‌بار بود که از آن بازدید می‌کردند و هیچ‌کدام تا پیش از این از وجود آن مطلع نبودند. حالا همگی این همه شکوه و عظمت را تحسین می‌کردند.

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی