کد خبر : 98727
/ 04:58

سرقت ادبی در یک مجله دانشگاهی

محسن شریفی صحی، دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، متنی همراه با مستندات برای شهرآرا فرستاده و از سرقت علمی پژوهش‌های منتشرشده خود گفته است. گزیده‌ای از آنچه این پژوهشگر ارسال کرده است، در ادامه خواهد آمد:

سرقت ادبی در یک مجله دانشگاهی

شهرآرا آنلاین - در بررسی مقالات منتشر شده در نشریه جستارهای ادبی -که در دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ می رسد- مقاله «تذکره بتخانه و اهمیت آن در تصحیح دیوان شاعران» (ش ١٩٨، پاییز ١٣٩۶) به نظرم جالب توجه آمد. مقاله «تذکره بتخانه و اهمیت...» با مسئولیت دکتر مهرداد چترایی و همکاری محدثه فرخی و دکتر مرتضی رشیدی -همگی از دانشگاه نجف آباد- نوشته شده است، ادعای ایشان در این مقاله این بوده است که اشعاری از انوری، مجیر بیلقانی، معزی و چند شاعر دیگر را یافته اند و معرفی خواهند کرد. در بادی امر، نام تذکره بتخانه و انوری در مقاله یاد شده، توجه نگارنده را به مقاله «بررسی اشعار منسوب به انوری و تاج الدّین ریزه دهلوی» جلب کرد، مقاله ای که در سال١٣٩٢ به اتفاق آقای دکتر محمدجواد عرفانی نوشتیم و در آن به انتساب اشعار مشترک بین انوری و تاج الدین ریزه دهلوی و نیز نویافته ها از اشعار انوری پرداختیم (مطالعات شبه قاره، سال پنجم، شماره ١۴). اما ادعای یافتن اشعار نویافته از مجیر و معزی نیز برای نگارنده جالب بود، زیرا در مقاله دیگری که باز در سال ٩٢ منتشر کردم («اشعار نویافته در جنگ خطی ٩٠٠ مجلس» با همکاری دکتر حامد خاتمی پور) اشعار نویافته ای از برخی شاعران از جمله معزی و مجیر را معرفی کرده بودم(متن شناسی ادب فارسی، سال پنجم، شماره ١). از این جهات مطالعه مقاله مزبور برایم بسیار با اهمیت بود؛ با این تصور که نویسندگان آن حتما کاستی و نقصی در مقالات من دیده اند و با برطرف کردن آن موارد به نوشتن مقاله ای جدید اقدام نموده اند. اما از همان ابتدای مطالعه، بسیاری از نکات مطرح شده در متن مقاله را آشنا دیدم؛ صحیح تر بگویم، شاکله اصلی مقاله جمع بین ٢ مقاله من بود! چکیده مقاله جنگ خطی ٩٠٠ مرا عینا در چکیده نویسندگان جستارهای ادبی می توان دید، با این تفاوت که تذکره بتخانه جایگزین جنگ ٩٠٠ شده است! جمله: «تا به حال نسخه های خطی این کتاب تذکره مورد تصحیح و واکاوی قرار نگرفته است و برای نخستین بار این کار انجام می شود» (ص ٧٧) نیز بسیار شگفت آور می نمود؛ زیرا ۵ سال قبل به اتفاق دکتر عرفانی، تمام زوایای این نسخه را در بخش اشعار انوری ارزیابی کرده بودیم اما چنین ادعایی نداشتیم! با مطالعه کامل نوشته ایشان معلوم شد که حدود ١٣ صفحه از مقاله بیست صفحه ای نویسندگان نجف آبادی، سرقت از مقالات نگارنده بوده است! ایشان نه تنها یافته های مرا در باب اشعار نویافته از انوری، معزی و مجیر بیلقانی به نام خود به ثبت رسانیده بودند، بلکه توضیحات مرا نیز رونویسی کردند و منابعی را که ندیده بودند و در مقالات من آمده است، در قسمت منابع خود نوشتند. بیش از ٢٠ مورد از منابع ٢ مقاله نگارنده و ارجاعات مربوط به آن، در متن و منابع ایشان رونویسی شده و طرفه آنکه ٧ شماره از عنوان هایی که در بخش منابع ذکر کرده اند، فقط جنبه تزئینی داشته است و در متن مقاله از آن ها خبری نیست؛ از جمله ذکر نام مقاله ای از راقم این سطور با نام «اشعار نویافته از انوری در نسخه ای کهن» (جستارهای ادبی، ش ١٧٩) که از محتوای آن در نوشته ایشان اثری نمی بینیم! مقاله «اشعار نویافته از انوری ...» حاوی حدود ١٠٠ شعر نویافته از انوری در قالب های گوناگون -اغلب رباعی- است. حدس نگارنده این است که رونویسان ادبی! در ذکر پیشینه تحقیق، مقاله وی را دیده و در ابتدای کار در نوشته خویش ذکر کرده اند؛ اما با مشاهده مقاله دیگر من یعنی «بررسی اشعار منسوب به انوری و تاج الدّین ریزه دهلوی» -که اساس کار ایشان قرار گرفته است- به کلی قید ذکر نام آن را زده و با سهل انگاری نام آن را در بخش منابع خویش ذکر کرده اند؛ اما برای خالی نبودن عریضه و با رونویسی از مقاله نگارنده، کتاب گنج بازیافته از دکتر دبیرسیاقی را به عنوان نمونه ای از متونی که به اشعار نویافته اختصاص دارد معرفی کرده اند! (رک ص ٧٧). نتیجه گیری پایانی ایشان نیز ترکیبی از نتیجه گیری پایانی نگارنده در ٢ مقاله مذکور است؛ با این تفاوت که ایشان تنها غزل معزی را که بنده معرفی کرده ام، رونویسی کرده اند؛ اما دستاوردی عجیب داشته اند، زیرا در نتیجه گیری اشعار نویافته معزی را ٢قصیده و یک غزل بیان کرده اند! (٩١). نگارنده در طی سالیان اخیر، مقالاتی در باب سرقت های علمی نگاشته و به چاپ رسانیده است؛ پایان نامه دوره دکتری او نیز درباره همین موضوع نوشته شده است؛ از این رو با شیوه های کار پخته خواران و سارقان ادبی آشنایی دارد و می داند که این قبیل پلشتی ها از قرن ها پیش تاکنون وجود داشته است و همچنان نیز ادامه خواهد داشت. شاعران و ادیبان بسیاری در قدیم، که داعیه میدان داری در شعر و شاعری داشته اند، برای عقب نماندن از قافله صله بگیران، گرفتار سرقت ادبی بوده اند و امروز نیز کاسبان دانشگاهی برای گرفتن ترفیع و مقام و رتبه و هزار علت غیرعلمی دیگر با دست اندازی به پژوهش های اصیل، حاصل زحمت دیگران را به یغما می برند و تشت رسوایی خویش بر کوی و برزن می کوبند.

به گمان نگارنده، رسوا کردن و آفتابی‌کردن سرقت های ادبیِ مقاله سازان و نقل بی کفایتی ارباب جراید دانشگاهی و انتقاد از حضور بسیاری از پخته خواران در نشریات دانشگاهی –تحت نام هیئت تحریریه- از جمله عواملی است که می تواند در دراز مدت منشأ خیر و برکت برای ساحت دانش و دانشگاه باشد؛ ان شاءا... .

 136403.jpg

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی