کد خبر : 98758
/ 06:48
گزارشی از کاسبی فالگیرها در شهر؛

خطوط کج به آینده نمی‌رسند

می‌گوید می‌تواند در کف دستم آینده‌ام را ببیند و اگر اسمم را بگویم چیزهایی را از لابه‌لای گذشته‌ام بیرون می‌کشد...

خطوط کج به آینده نمی‌رسند

شهرآرا آنلاین - صابر شیبانی- می‌گوید می‌تواند در کف دستم آینده‌ام را ببیند و اگر اسمم را بگویم چیزهایی را از لابه‌لای گذشته‌ام بیرون می‌کشد. راست هم می‌گفت که مشکل مالی دارم و دست و دلم به کار نمی‌رود. اما چه کسی است که نداند تقریبا اوضاع بیشتر مردم این روزها همین است. به‌نظرم بیشتر از اینکه فالگیر و پیش‌گو باشد، جامعه‌شناس خوبی است و می‌داند قصه آدم‌ها چه خطوط مشترکی دارد. همان‌ها را وصل می‌کند به خطوط دست و یک حدس درست از لابه‌لای چندین نشانی غلط از گذشته کافی است تا اعتماد مشتری را جلب کند. کار همین‌جا تمام نمی‌شود. تا اینجا فقط مقدمه داستان را به شما گفته است و حالا باید پول فال را بدهید تا نسخه‌ای برای حل مشکلاتتان بپیچد. داروی شما هم معمولا مهره‌مار است که برای آن باید مبلغی جداگانه بپردازید.

این داستان اتفاقی است که تقریبا هر روز بین  فالگیرها و کسانی رخ می‌دهد که به بهانه‌های مختلفی مثل قدم‌زدن، ورزش‌کردن یا گذراندن ساعاتی به بوستان کوهسنگی مراجعه می‌کنند.

فالگیر گزارش ما که از 12سالگی کار می‌کند یک زن 35ساله است با چشمانی روشن و موهایی که زودتر از معمول سفید شده‌اند. یک پسربچه بازیگوش هم گوشه چادرش را گرفته و یک اسکناس 2هزار تومانی مچاله را در مشت کوچکش پنهان کرده است.

می‌گوید فالگیرها برای خودشان منطقه‌بندی دارند و هرکدام می‌دانند کجای بوستان را پوشش بدهند. معمولا هر روز هستند و روزهای شلوغ هفته تعدادشان بیشتر هم می‌شود.

خودش اهل حاشیه شهر است و 3بچه قدونیم قد دارد. شوهرش هم خراط است. می‌گوید دیگر فالگیری و پیش‌گویی برای مردم جذابیتی ندارد، برای همین بیشتر کسانی که روزی در شهر دنبال زیر و رو کردن گذشته و حال و آینده مردم بودند، حالا برای دست‌فروشی به دیگر شهرهای بزرگ ایران می‌روند.

به قول خودش پشتش برمی‌گردد به سرزمین هند و روزگاری کولی خطابشان می‌کرده‌اند. از شرایط اقتصادی گله دارد اما بیشتر از هر عامل دیگری عادت‌کردن به این کار او را به کوهسنگی می‌کشاند.

 

فالگیرها و دست‌فروش‌ها خط قرمز ما هستند

مدیر بوستان کوهسنگی می‌گوید: به‌شدت روی حضور دست‌فروشان و فالگیرها در بوستان حساس هستیم و یکی از خط قرمزهای ما همین موضوع است.

ذکاوتی معتقد است برای وجهه کوهسنگی که یک بوستان بین‌المللی است، خوب نیست این افراد مزاحم گردشگران و شهروندانی شوند که قصد دارند ساعاتی را از زیبایی و آرامش آن لذت ببرند و ما نیز مراقبت‌های لازم را در این زمینه انجام می‌دهیم.

او می‌افزاید: ممکن است در خارج از محدوده بوستان، افرادی مشغول دست‌فروشی، تکدیگری یا فالگیری باشند که شهرداری منطقه اقدامات لازم را درباره جمع‌آوری آن‌ها انجام می‌دهد.

مدیر بوستان کوهسنگی که خودش به‌طور میدانی محدوده تحت مدیریتش را سرکشی و رصد می‌کند، ادامه می‌دهد: شأن و جایگاه شهر امام رضا(ع) این نیست که با وجود این افراد چهره‌ای زشت داشته باشد.

شهرداری منطقه8 هم بیکار نبوده و برنامه‌ریزی ویژه‌ای برای سروسامان دادن به وضعیت متکدیان، دست‌فروشان و فالگیرها داشته‌است.

 

برخورد با رعایت موازین انسانی و اخلاقی

این شهرداری در سال گذشته 824متکدی را با رعایت اصل احترام و قانون از محدوده حفاظتی خود جمع‌آوری کرده که شامل 519نفر مرد، 288نفر زن و 17نفر کودک می‌شود. همچنین با 3هزارو 349 دست‌فروش برخورد قانونی شده است.

معاونت خدمات شهری منطقه8 با تأکید بر رعایت موازین انسانی و اخلاقی در برخورد و جمع‌آوری این افراد، بیان می‌کند: خوشبختانه در این زمینه مشهد در مقایسه با دیگر کلان‌شهرهای کشور از وضعیت بهتری برخوردار است.

بیوکی تصریح می‌کند: این مسئله یک معضل و آسیب اجتماعی است و نباید شهرداری به تنهایی درگیر این مسئله باشد بلکه لازم است دیگر دستگاه‌های ذی‌ربط ورود کنند و پای کار باشند. این مشاغل کاذب علاوه‌بر اینکه جرم محسوب می‌شوند یک آسیب اجتماعی هستند و با تعامل بین دستگاه‌ها می‌توان به راه‌حل مناسبی برای رفع آن رسید.

 

دوران کف‌بینی به پایان رسیده است

اگر بخواهیم کمی واقع‌بین باشیم و منطقی به موضوع نگاه کنیم، خواهیم دید بخشی از بازار کف‌بین‌ها و فالگیرها به‌دلیل باورهای کهنه و قدیمی‌ای است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. اگرچه در طول زمان و در چرخه انتقالی، این باورها و خرافات کم‌رنگ شده‌اند اما هنوز به‌طور کامل محو نشده‌اند.

حالا بیایید این باورها را کنار علاقه خودمان به فالگیری و رمالی بگذاریم و اینکه منتظریم تا از کف دستمان روزنه‌ای به دنیای دیگر باز شود و ناگهان باد موافق شروع به وزیدن کند تا قایق ما را به مقصد دلخواه برساند.

به میان مردم می‌روم تا بفهمم باور به رمالی و فالگیری چقدر رونق دارد.

دختر جوانی که به همراه دوستش مشغول قدم‌زدن در بوستان کوهسنگی است، می‌گوید: اینکه کسی با دیدن کف دست ما بتواند بگوید در گذشته ما چه خبر بوده است یا راه‌حلی برای مشکلاتمان ارائه کند، غیرممکن است و من اعتقادی به این حرف‌ها ندارم.

وقتی از او درباره درست بودن فال قهوه سؤال می‌کنم با تردید پاسخ می‌دهد: فکر نمی‌کنم درست باشد اما مطمئن نیستم.

نفر بعدی زن میان‌سالی است که روی نیمکت نشسته است و به‌نظر می‌رسد منتظر کسی باشد. نزدیکش می‌شوم و بعد از معرفی خودم به‌عنوان خبرنگار و شنیدن سؤالم سفره دلش باز می‌شود. می‌گوید چندسال پیش یکی از اقوامش که از نسخه یک دعانویس جواب گرفته بود او را هم وارد ماجرا می‌کند تا شاید گره مشکلاتش باز شود اما بعد از پرداخت هزینه‌های گزاف، نتیجه‌ای نگرفته بود.

او بیان می‌کند: البته شنیده‌ام هستند کسانی که پیش‌گویی‌هایشان درست از آب درآمده و مثلا اگر چیزی گم شده یا به سرقت رفته باشد، می‌توانند بگویند کجاست و چه بلایی بر سرش آمده است.

 از او می‌پرسم آیا حضور فالگیرها و دست‌فروش‌ها در بوستان‌ها و خیابان‌ها، چهره شهر را زشت نمی‌کند که پاسخ می‌دهد: حتما همین‌طور است و فکر نمی‌کنم هیچ شهروندی از این موضوع راضی باشد.

 او معتقد است این روزها تعداد دست‌فروش‌ها و فالگیرها در شهر نسبت به گذشته بسیار کم شده است و مردم هم دیگر سراغ آن‌ها نمی‌روند.

از بوستان کوهسنگی خارج می‌شوم و به این فکر می‌کنم اگر یک زائر یا گردشگر خارجی در گوشه و کنار شهر شاهد رفت و آمد متکدیان و دست‌فروشان و فالگیرها باشد، چه تصویری از فرهنگ و مدیریت شهری مشهد در ذهنش نقش خواهد بست و ما را برای دیگران چگونه توصیف خواهد کرد. 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی