کد خبر : 98759
/ 06:51
ساعتی در بیمارستان منتصریه تنها بیمارستان پیوند اعضا در خراسان

راز زنده ماندن پس از مرگ مغزی

31 اردیبهشت روز اهدای عضو است. این روزها وقتی سخن از اهدای عضو می‌شود خانواده‌ها پذیراتر هستند و تعداد بیشتری اجازه این کار را می‌دهند.

راز زنده ماندن پس از مرگ مغزی

شهرآرا آنلاین - مهدیه فرهنجی- این روز بهانه‌ای شد تا به بیمارستان منتصریه تنها بیمارستان اهدای عضو در استان خراسان برویم و گزارشی از آن تهیه کنیم.

این بیمارستان موقوفه خانم قهرمان است که برای ارائه خدمت به بیماران کلیوی وقف شده است. وی موقوفات دیگری هم دارد که منابع آن در این بیمارستان هزینه می‌شود. در این سال‌ها چندبار تغییر کاربری داده است. این بیمارستان مدتی برای بیماران عفونی و مرکز ناباروری فعالیت داشته است

تا اینکه آستان قدس ساختمان جدید را احداث می‌کند و در سال89 به دانشگاه علوم پزشکی تحویل می‌دهد و تا آبان1390 ازسوی دانشگاه تجهیز می‌شود و اولین عمل پیوند کلیه بهمن سال 90 انجام می‌شود. در حال حاضر در این بیمارستان پیوندهای کبد، کلیه، پانکراس و مغز استخوان

انجام می‌شود. علاوه بر عمل‌های پیوند اعضا یک طبقه بیمارستان ویژه بیماران کلیوی و دیالیز است.

 

  دیالیزی که زندگی را فلج می‌کند

زنی میانسال گوشه‌ای ایستاده تا نوبتش بشود. چهره‌ای مضطرب دارد و چیزی نمی‌گوید؛ جلو می‌رویم و خودمان را معرفی می‌کنیم. انگار منتظر بود تا با کسی درد و دل کند، اشک‌هایش جاری می‌شود و پهنای صورتش خیس خیس، با همان بغضی که دارد می‌گوید:« اهل همدان هستیم، همسرم سال 82پیوند کلیه داشته اما مدت 2سال است که کلیه‌هایش پس زده‌اند و مجدد دیالیز می‌شود.»

 در همدان به آن‌ها گفته‌اند بهتر است به دنبال اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی باشید، اما در شهری که زندگی می‌کنند این اتفاق رخ نداده است و باید به دنبال مکانی باشند که اهدای عضو انجام می‌شود. پس از پرس‌وجو با بیمارستان منتصریه آشنا می‌شود و برای دریافت کلیه به این بیمارستان می‌آید. از زمانی که نامش در فهرست بیماران قرار گرفته است یک سال می‌گذرد. در این یک‌سال سه‌بار برای پیوند با او تماس گرفته‌اند اما از نظر بافت به اهداکننده نخورده‌اند. آن‌ها 3فرزند دارند و همسرش کارگر است. می‌گوید: «برایمان دعا کنید که ما هم از این بلاتکلیفی درآییم و شرایط پیوند برای شوهرم مهیا شود.»

136440.jpg

2341عضو اهدا شده

از سال 90 تا پایان 97 تعداد 587مرگ مغزی برای اهدای عضو به این بیمارستان آورده‌اند که 2هزار و341 عضو اهدا شده است. 140پیوند مغز استخوان نیز در این سال‌ها انجام شده است. همچنین این بیمارستان برای بیماران دیالیزی 22تخت فعال دارد که در دو شیفت فعالیت می‌کنند و در حال حاضر 80بیمار دیالیزی داریم.

برای آشنایی بیشتر با این بیمارستان با حسین غنچه، مدیر بیمارستان منتصریه، هم‌کلام می‌شویم. او درباره فعالیت‌هایشان در بخش پیوند اعضا می‌گوید: این روزها مردم بیشتر از گذشته با اهدای عضو آشنا شده‌اند و تعداد بیشتری اجازه اهدای عضو را می‌دهند. اعتقادات مردم متفاوت است و همین موضوع سبب شده تا برخی از آن‌ها در برابر اهدای عضو مقاومت کنند. لازم است بگویم ما برای این‌کار فتوای مراجع را داریم، همچنین همان‌طور که بارها در قرآن خوانده و شنیده‌اید می‌دانید این جسم متعلق به این دنیاست و در آخرت قضیه فرق می‌کند. فردی که فوت می‌کند، بدنش می‌پوسد و تبدیل به خاک می‌شود و بعد از زنده شدن پروردگار آن عضو را برمی‌گرداند.

وی ادامه می‌دهد: بسیاری از مردم تصور می‌کنند دیدن این اتفاقات برای ما طبیعی شده است و متأثر نمی‌شویم، اما این طور نیست باید بگویم ما هم دوست نداریم فردی که دچار حادثه شده مرگ مغزی شود. ناراحت می‌شویم وقتی خانواده‌ها را می‌بینیم دچار تأثر می‌شویم. هر مرگ مغزی داستانی دارد و هیچ یک تکراری نمی‌شود، شنیدن اینکه مرگ مغزی شده ناراحت‌کننده است. اینکه الان زنده می‌بینند و فردا جنازه را تحویل می‌گیرند برای ما هم ناراحت‌کننده است اما آنچه خستگی ما را از تن در می‌آورد گیرندگان عضو هستند که جانشان نجات داده می‌شود. چند روز قبل خانواده‌ای که قرنیه چشم فرزندشان را اهدا کرده بودند درخواست کردند کسی که عضو گرفته دعوت کنید بیاید ، می‌خواهیم چشمانش را ببینیم. وقتی او را دیدند فقط گریه می‌کردند. دیدن این صحنه‌ها برای ما، هم غم است و هم رضایت. خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتد که درخواست می‌کنند فردی که قلب را دریافت کرده است بیاید تا صدای قلب عزیزشان را بشنوند.

136444.jpg

457پیوند پوست

دکتر ابرهیم خالقی، مسئول واحد فراهم‌آوری پیوند اعضا، نیز می‌گوید: کار ما کار گروهی است. در هر مورد مرگ مغزی از ابتدا که در اورژانس آمده تا زمانی که پیوند انجام می‌شود 100نفر درگیر می‌شوند. تمام این‌ها برای این است که با خانواده اهداکننده صحبت کنیم و آن‌ها را راضی کنیم. اول یک مرگ مغزی ازسوی پزشک معالج تشخیص داده می‌شود یا مشاوره تخصصی اعصاب می‌نویسد یک نوبت نوار مغز می‌گیرند و تأیید اولیه انجام می‌دهیم. برای تأیید نهایی 4متخصص داریم که باید بیایند بر بالین بیمار مغزی و آن را تأیید کنند.  متخصص اعصاب، جراح مغز و اعصاب، متخصص بیهوشی و متخصص داخلی این 4نفر دو نوبت به فاصله 12 تا 24ساعت به‌طور جدا معاینه کنند و براساس آیتم‌های تعیین شده نظرشان را می‌نویسند. آخرین نفری که بر بالین مرگ مغزی می‌آید مدیر کل پزشکی قانونی به عنوان نماینده دادستان می‌آید و مرگ مغزی را تأیید می‌کند. معمولا تأیید اولیه که انجام شد به خانواده اعلام می‌کنیم.

وی درباره تفاوت مرگ مغزی و کما توضیح می‌دهد: در کما سلول‌های مغز زنده است و کار می‌کنند. سلول‌های مغز بهبود پیدا می‌کند و ممکن است بیمار برگردد اما در مرگ مغزی سلول زنده‌ای درون مغز وجود ندارد و مغز له شده است. شاید بهتر است بگویم مغز مرده است. حیات انسان با مغز است قلب می‌زند برای اینکه خون را به مغز ببرد. کلیه کار می‌کند تا سموم را بگیرد خون را به مغز برساند. ریه کار می‌کند تا اکسیزن را به مغز برساند. خداوند به قلب خصلتی داده تا قلب چند روز بدون فرمان مغز کار کند تا روزی که اکسیژن به آن برسد و چون قلب کار می‌کند دیگر اندام ها 

کار می‌کنند، به محض اینکه اکسیژن قطع شود از کار می‌افتد اما قلب بدون فرمان مغز خسته می‌شود و در نهایت می‌ایستد. امکان خطا در تأیید مرگ مغزی صفر است.

وی یادآور می‌شود: یک نفر مرگ مغزی 8ارگان را اهدا می‌کند و علاوه بر آن به 80نفر می‌تواند بافت اهدا کند. در این مدت 457نفر پیوند پوست داشته‌ایم که اگر پیوند نمی‌شدند فوت می‌کردند. به رغم همه این‌ها درصورت ظاهری جنازه مرگ مغزی هیچ تغییری حاصل نمی‌شود. بیمار مرگ مغزی 3استان خراسان را به بیمارستان منتصریه منتقل می‌کنند. ما شرق ایران را پوشش می‌دهیم. هر بیماری که نیاز به پیوند دارد پرونده تشکیل می‌دهیم. بیماران منتظر می‌مانند تا روزی نوبتشان شود.

136443.jpg

محمود موحدی، مدیر پرستاری بیمارستان پیوند کلیه و کبد و فراوری اعضاست. وی معتقد است تمام این افراد وسیله هستند و خداوند تعیین می‌کند چه اتفاقی برای چه کسی بیفتد. او در این باره می‌گوید: وقتی مرگ مغزی پیش می‌آید خداوند آن‌ها را انتخاب می‌کند. آن دسته از بیمارانی که خانواده‌ها رضایت می‌دهند و جنبه ایثار و فداکاری دارد، آن‌ها را به حوزه فراوری اعضا می‌برند. اینکه می‌گویم خداوند انتخاب می‌کند دلیل دارم برای اینکه بیماران را فراخوان می‌کنیم، می‌آیند و بررسی می‌شوند. مواردی داشته‌ایم گیرنده اصلی دعوت شده و تا مرحله اهدای نهایی پیش رفته اما در نهایت کنسل شده است. باز هم خداست که این بیماران را انتخاب می‌کند.

وی تعریف می‌کند: مادر بارداری پس از زایمان مشکل کبدی‌اش حاد می‌شود و باید تا 24ساعت عمل پیوند انجام می‌داد. اگر پیوند نمی‌شد فوت می‌کرد. با توجه به اینکه مادر نوزاد بود همه بسیج شدیم تا پیوند شود ما کبد نداشتیم به تهران اعلام کردیم، هر جا کبد هست برایمان بفرستند دو الی سه ساعت بعد اعلام کردند برایتان می‌فرستیم. بیمار را 24ساعت مراقبت کردیم تمام انرژی و تجهیزات را به کار گرفتیم تا زنده بماند. معمولا عضوی که می‌خواهد برود احتمال می‌دهیم که به بیمار نخورد ،

یک نفر رزرو انتخاب کردیم مادر را به اتاق عمل بردیم دم در اتاق عمل فوت کرد و کبد نصیب بیمار رزرو شد. اینکه می‌گویم معلوم نیست قسمت چه کسی شود همین است. مادر آمد شرایط را برقرار کرد و کبد نصیب دیگری شد. قطعا خوشحال می‌شویم که بیماری از گرفتاری نجات پیدا می‌کند اما ناراحتی بیشتری داریم. بالأخره بیماران ما پیوند هم که می‌شوند باز هم بیمار هستند. این‌طور نیست که برای ما عادی شود. این افراد گرفتاری مالی دارند، دائم با درد و رنج زندگی می‌کنند این‌ها آدم را اذیت می‌کند و ما به این بیماران فکر می‌کنیم و بخشی از این مشکلات را تحمل می‌کنیم.

136445.jpg

در انتظار معجزه هستند

رضا راهزاد، مسئول روابط عمومی بیمارستان منتصریه، تمایلی به مصاحبه ندارد اما اصرار ما سبب می‌شود گفت‌وگویی کوتاه داشته باشد. او درباره تیم پیوند می‌گوید: مدیر پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی مشهد دکتر ابراهیم خالقی هستند. من و آقای محمدی کارشناس پیوند اعضا و هماهنگ‌کننده مرگ مغزی‌ها هستیم. خانم صالح‌فر بازرس تلفنی است که با بیمارستان‌ها تماس می‌گیرد. خانم کریمیان هماهنگ‌کننده گیرنده‌های کلیه و خانم میرزاده هماهنگ‌کننده گیرنده‌های کبد هستند. خانم برزندنیا نیز روان‌شناس است که برای گیرندگان کلاس آموزشی برگزار می‌کند. خانم طیبی نیز مددکار پیوند است. این تیم توانسته در سال97 ، رضایت  123خانواده مرگ مغزی را بگیرد که این آمار نشان می‌دهد 60درصد خانواده‌ها رضایت داده‌اند. بیشتر خانواده‌ها وقتی این اتفاق برایشان می‌افتد در انتظار معجزه هستند برای همین نمی‌توانند رضایت بدهند. هیچ کس نمی‌داند آینده‌اش چه می‌شود، شما در اوج خوشبختی هم که باشید به موی نازک وصل هستید و ممکن است از فراز به فرود پرت شوید.

136446.jpg

پا به پای خانواده‌ها گریه می‌کنم

مریم صالح‌فر، بازرس تلفنی، تیم پیوند از سال 1383 در تیم مشغول به کار شده است. او هر روز با آی‌سی‌یوی بیمارستان‌ها تماس می‌گیرد و جویای احوال بیماران می‌شود تا ببیند آیا بیماری دچار مرگ مغزی شده است یا نه؟ از او می‌خواهیم درباره کارش برایمان بگوید. او تعریف می‌کند:« ما یک تیم هستیم که کارمان در جمع معنا پیدا می‌کند. کار من ستادی و اداری است. هر روز پیگیر حال بیماران هستم. در این تیم کار کردن مشکلات خودش را دارد. 15سال است که کار می‌کنم، اما هر بار که می‌شنوم یک نفر مرگ مغزی شده است حالم بد می‌شود. هیچ وقت کار برای ما طبیعی نمی‌شود که بی‌تفاوت از کنار خبر مرگ مغزی یک نفر بگذریم. به نظر من آدم‌ها به اندازه ستاره‌های آسمان سرنوشت دارند و متفاوت هستند. همین تفاوت‌ها و شنیدن داستان زندگی هر کدامشان حال آدم را بد می‌کند. یادم هست عروس خانمی برای خرید جهیزیه رفته بود که از بالای بلندی افتاد و دچار مرگ مغزی شد یا آقایی که مرگ مغزی شده بود و می‌خواستند اعضایش را اهدا کنند  ودر همان روزها فرزندش به دنیا آمد. من هم با خانواده‌ها گریه می‌کنم، به‌ویژه وقتی مرگ مغزی کودک باشد تحملش برایم سخت است. یک‌بار دکتر خالقی به من گفت می‌روید با خانواده صحبت کنید و کارهای هماهنگی را انجام دهید، گفتم بله کاری ندارد. به بیمارستان رفتم، پدر آن جوان آمد شروع کرد به صحبت که ما بچه‌دار نمی‌شدیم پس از نذر و نیاز خدا به ما پسری داد و او هم ازدواج کرد و حالا پسر 8ساله‌ای دارد. حالا که تنها پسرم دچار مرگ مغزی شده‌است، اگر رضایت دهم، جواب نوه 8ساله‌ام را چه جوری بدهم. با شنیدن حرف‌هایش من فقط گریه کردم و بیرون آمدم. فردای آن روز به دکتر گفتم من کم می‌آورم نمی توانم صحبت کنم. همکارانم رفتند و رضایت گرفتند، اما من نتوانستم یعنی تحمل شنیدن داستان زندگی‌شان را هم نداشتم. تنها چیزی که به ما انرژی می‌دهد دیدن گیرنده‌ای است که حالشان خوب شده آن‌ها باتری ما هستند و ما را شارژ می‌کنند.» 

136448.jpg

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی