کد خبر : 98787
/ 07:25
ایرج طوفان

آوای هوش

آوای هوش

شهرآرا آنلاین - در تعریفی «منطقی»، انسان را «حیوان ناطق» می‌دانیم. مقصود از قوه ناطقه در این تعریف، توانایی اندیشیدن است و اندیشه در ارتباط مستقیم با زبان قرار دارد. با بیانی دیگر، حیوانِ ناطق بالقوه سخن‌گوست. این در حالی است که برخی حیوانات دیگر نیز برای انتقال پیام به همنوعان خود یا انواع دیگر حیوانات، از برخی اصوات مشخص استفاده می‌کنند. برای مثال، گونه‌ای از خدنگ‌ها به نام میرکَت نزدیک شدن دشمن را با تولید صدایی مخصوص، به قبیله هشدار می‌دهد یا پرنده‌ای به نام بوجانگای دم‌دوشاخه‌ای (درونگوی دم‌چنگالی) در استفاده‌ای پیشرفته‌تر از زبان که مستقیما به هوش برمی‌گردد، برای به دست آوردن غذا دروغ می‌گوید. 

این پرنده با تولید بانگ هشدار، به حیوانات دیگر می‌فهماند خطری در کمین است و وقتی همگی هرچه در دست داشتند رها کردند و فرار را بر قرار ترجیح دادند، بوجانگا خوان گسترده را به یغما می‌برد. پس از چند بار استفاده از این ترفند، حقه لو می‌رود. در این مرحله، بوجانگا کلکی دیگر سوار می‌کند. او این بار صدای هشدار قربانیان را تقلید می‌کند و البته به مقصود پلید خود می‌رسد! 

(news.nationalgeographic.com)

به تعریف «انسان» بازمی‌گردیم: حیوان ناطق. هر تعریف منطقی باید جامع و مانع باشد. جامع یعنی همه ویژگی‌های مفهوم مدنظر را معرفی کند و مانع به معنای آن است که به تعریف اجازه ندهد مفهومی جز مفهوم مورد نظر را در بر بگیرد. برای نمونه، تعریف «حیوان چهارپا» برای اسب مانع نیست چون چهارپایان دیگر مثلا «گربه» را نیز شامل می‌شود. با توجه به آنچه از رفتارهای زبانی میرکت و بوجانگا ذکر شد، آیا تعریف «حیوان ناطق» برای نوع «انسان» همچنان مانع است؟

زبان انسان با زبان حیوانات دیگر تفاوتی عمده دارد: زایایی؛ یعنی می‌توان بی‌نهایت جملات تازه‌ای ساخت که احتمالا تا پیش از آن کسی آن‌ها را عینا تولید نکرده است. هر جمله به مثابه سازه‌ای لگویی، از تعداد محدودی بلوکه ساخته شده است. هرچند تعداد بلوکه‌های بازی لگو محدود است، می‌توان با آن‌ها بی‌نهایت حجم ساخت. واج‌های هر زبان نیز محدودند اما با در کنار هم چیدن این واج‌های معدود و از پیش مشخص، می‌توان تعداد زیادی واژه و با واژه‌ها بی‌شمار جمله ساخت. اگر این فرایند را از انتها به ابتدا انجام دهیم (از جمله به واج) همان کاری را کرده‌ایم که زبان‌شناسان به آن «تجزیه دوگانه» می‌گویند. «در همه زبان‌های انسانی می‌توان جمله‌های پیچیده و نامحدود آن را به عناصر معنادار که گاهی یک واژه و گاهی جزئی از یک واژه هستند و به زبان فنی به آن‌ها تکواژ می‌گویند تقسیم کرد. ولی این عناصر معنادار نیز به نوبه خود از تعدادی معدود صدا که زبان‌شناسان آن‌ها را واج می‌نامند ساخته شده‌اند و جابه‌جایی یا ترکیب‌های متفاوت این صداهاست که واژگان یا مجموعه واژه‌های زبان را می‌سازد» (محمدرضا باطنی، بخارا، هم‌زبان شدن با شامپانزه، سال هجدهم، شماره ١١۴، مهر-آبان ١٣٩۵، ص. ۵۵).

١- لطفا مانع بسته شدن در نشوید

٢- لطفا/ مانع/ ـِ/ بسته/ شدن/ ـِ/ در/ نشوید

٣- لطف/ ـَ ن/ مانع/ ـِ/ بست/ ـه/ شد/ ـَ ن/ ـِ/ در/ نَ/ شو/ ید

۴- ل/ ـُ/ ط/ ف/ ـَ/ ن/ م/ ا/ ن/ ـِ/ ع/ ـِ/ ب/ ـَ/ س/ ت/ ـه/ ش/ ـُ/ د/ ـَ/ ن/ ـِ/ د/ ـَ/ ر/ ن/ ـَ/ ش/ ـَ/ و/ ی/ د

در تجزیه ١ به ٢، جمله به واژه‌هایش تقسیم شده است. در مرحله سوم واژه‌ها به تکواژ و در آخر، تکواژها به واج تقسیم می‌شوند، کوچک‌ترین اجزای زبان که خود معنی ندارند اما تمایز معنایی ایجاد می‌کنند. این ویژگی همان است که به تولید بی‌نهایت داده‌های زبانی می‌انجامد. بر خلاف این، زبان حیوانات آواهایی یکپارچه، بسیارمحدود، غیرخلاق و تقسیم‌ناپذیر است. پس به نظر می‌رسد نمی‌تواند محملی برای اندیشه‌های ژرف و بی‌پایان انسانی باشد.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی