کد خبر : 98820
/ 05:45
درباره یکی از قدیمی‌ترین جلسه‌های قرآن بولوار توس

دورهمیِ قرآنیِ خانوادگی

یکی دو دهه قبل، یعنی همان موقع‌هایی که صله‌رحم هنوز برای مردم مهم بود و همه فامیل از کوچک و بزرگ از حال هم خبر داشتند، جلسه قرآن‌های کوچک و ساده بهانه‌ای برای دید و بازدیدهای هفتگی فامیل و خبر گرفتن از حال و احوال همدیگر بود.

دورهمیِ قرآنیِ خانوادگی

شهرآرا آنلاین - استادی-  یک رسم خوب و ساده، بدون خرج و به دور از تکلف‌های امروزی. اما مشغله‌های شغلی و تجملاتی که وارد زندگی‌ خیلی‌هایمان شد کم‌کم طومار این شبه رسم را بست و به تاریخ پیوست و حالا دورهمی‌ها و صله‌رحم‌های واقعی سر از دنیای مجازی و گروه‌های تلگرامی درآورده‌اند و اعضای یک خانواده سال تا سال همدیگر را نمی‌بینند و از حال و مشکلات هم هیچ خبری ندارند. آغاز ماه رمضان بهانه خوبی شد تا سری بزنیم به یکی از قدیمی‌ترین جلسه قرآن‌های خانوادگی بولوار توس که سی و اندی سال است پابرجا مانده و آوازه‌اش در یک محله پیچیده است. گفت‌‎و‌گوی ما را با سید مهدی ابطحی که این روزها یکی از متولیان اصلی این جلسه است در ادامه می‌خوانید.

 

جلسه قرآن خیرآبادی‌ها

اهالی بولوار توس و خیابان زمان مفید و مختصر می‌گویند جلسه قرآن خیرآبادی‌ها. اما سید مهدی ابطحی می‌گوید جلسه قرآن سادات اهالی روستای خیرآباد. جایی در حوالی مه‌ولات که با ویژگی خاصی بین مردم خراسان معروف است یعنی سادات بودن بیش از 90 درصد اهالی این روستا. ابطحی می‌گوید: ما همه‌مان از اهالی روستای 400خانواره خیرآباد هستیم. اگر اشتباه نکنم فقط 15-10 خانوار در این روستا عام هستند. بخش زیادی از جمعیت خیرآباد سال‌ها قبل بنابه‌ دلایلی به مشهد کوچ کردند و در همین بولوار توس و خیابان زمان ساکن شدند. البته سادات خیرآبادی در بقیه نقاط مشهد کم نیستند، اما بیشتر در همین محدوده توس هستند.

136516.jpg

به بهانه صله‌رحم

گروه‌های جمعیتی که از شهرها و روستاهای کوچک‌تر به کلان‌شهرها مهاجرت می‌کنند، خیلی دوست ندارند که از موطن اصلی خودشان دور و در شلوغ و پلوغی شهرهای بزرگ، مثل بقیه مردم، گُم شوند و بعد از چندسالی هم اصلاً رگ و ریشه‌شان را فراموش کنند. ایرانی‌هایی که به فرنگ مهاجرت می‌کنند، هیئت مذهبی و انجمن‌های جورواجور درست می‌کنند و به بهانه‌های مختلف دور هم جمع می‌شوند، اینجا در مشهد هم سادات خیرآباد مه‌ولات تصمیم می‌گیرند یک جلسه قرآن ساده داشته باشند: جلسه تقریباً از سال1367 شروع شد. خب آن زمان مثل الان تعدادمان در مشهد زیاد نبود. خیلی از خانواده‌های خیرآبادی هنوز به قول معروف دنباله نداشتند. بچه‌ای عروس و داماد نکرده بودند. بزرگ‌ترها دور هم نشستند و تصمیم گرفتند برای اینکه صله رحمی باشد و همه از هم خبردار باشیم، یک جلسه قرآن راه بیندازند. چون همه آن‌هایی که در بولوار توس می‌نشستیم، باهم‌ فامیل دور و نزدیک بودیم. البته یک دلیل دیگر هم داشتند و این بود که بچه‌ها، منظورم نوجوانان و جوانان است، خدایی ناکرده به راه خلاف و این‌جور چیزها کشیده نشوند و زیر پر و بال بزرگ‌ترهای فامیل باشند. در همین جلسه کوچک به هرکدامشان که من هم جزوشان بودم، یک مسئولیتی داده بودند که سرمان گرم کار باشد و فرصت فکر کردن به چیزهای دیگر نداشته باشیم. تازه زمانی که ما نوجوان بودیم آسیب‌ها به مراتب از امروز کمتر بود، الان که آسیب‌های اجتماعی در جامعه موج می‌زند و خانواده‌ها مدام نگران هستند که خدایی‌ ناکرده بچه‌شان به راه خلاف کشیده یا اینکه کلا از دایره دین خارج شود. جلسه قرآن جایی است که نمی‌گذارد جوان و نوجوان به دام این انحرافات بیفتد. یک‌جورهایی هفته‌ای یک‌بار بیمه می‌شوند.

 

خانه‌های قرآنی

این حدیث پیامبر را احتمالاً همه‌مان به بهانه‌های مختلف بارها شنیده‌ایم که می‌گویند:« خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود، برای آسمانیان، همچنان دیده می‌شود که ستارگان برای زمینیان دیده می‌شوند و برکتش بسیار می‌گردد و فرشتگان، به آن خانه، آمد و شد می‌کنند و شیاطین، از آن دور می‌شوند.» به همین دلیل است که خیلی‌هایمان برای اینکه یک شب جلسه قرآنی در خانه‌مان برپا شود سر و دست می‌شکنیم و اگر گذرتان به محله‌های بافت قدیمی‌تر شهر افتاده باشد، پارچه نوشته‌های جلسه‌های قرآن و دعا را زیاد دیده‌اید: جلسه ما از همان سال 1369 که راه افتاد، در خانه برادرم برگزار می‌شد. یک‌جورهایی مکان ثابت داشتیم و همه می‌دانستند که شب دوشنبه جلسه کجاست. مردم دوست دارند که سالی یکی دوبار درخانه‌شان جلسه قرآنی، روضه‌ای، چیزی برگزار شود. به خاطر برکتی که اعتقاد دارند با خودش می‌آورد. خیلی از فامیل می‌آمدند می‌گفتند که یک شب هم بیایید خانه ما، جای دوری نمی‌رود.‌ برای همین بزرگ‌‌ترهای فامیل که سکان‌دار جلسه هم هستند، گفتند که اشکالی ندارد هر ازگاهی جلسه از مکان ثابتش خارج شود و در جای دیگری برگزار شود. الان هرکسی که معذوریتی ندارد یا خانه‌اش آپارتمانی نیست و همسایه‌هایش ناراحت نمی‌شوند، جلسه را می‌برد خانه خودش. غیر از ماه مبارک که چای ثابتی داریم.

136517.jpg

وقتی همسایه، فامیل می‌شود

جلسه قرآن سادات خیرآباد یا همان جلسه خیرآبادی‌هایی که مردم بولوار توس می‌گویند، همه از همان روز تشکیل شدنش می‌شناسند. می‌دانستند که خیرآبادی‌های مقیم مشهد برای اینکه از همه دور نشوند و بینشان فاصله نیفتد، جلسه‌ای راه انداخته‌اند که از قضا بی‌ریاست و بی‌تشریفات. به همین دلیل هم دلشان می‌خواست که آن‌ها هم در این جلسه قرآنِ خانوادگی حضور داشته باشند: از روزهای اولی که بنای این جلسه قرآن گذاشته شد، خیلی از اهالی خیابان زمان و همسایه‌های برادرم دوست داشتند که بیایند. می‌گفتند که جلسه‌تان بی‌ریاست و از این صحبت‌ها. درست است که جلسه ما خانوادگی بود و هنوز هم هست، اما نه نمی‌گفتیم و البته هرکسی را هم راه نمی‌دادیم. در جلسه قرآن سادات خیرآباد به روی همسایه‌هایی که سال‌های سال می‌شناختمیشان بازِ باز بود و هنوز پایِ ثابت شب‌های دوشنبه ما هستند. هرکجا که باشد. اصلاً شاید باورتان نشود که خیلی‌هایشان به برکت همین جلسه قرآن‌خوان شدند.

136518.jpg

بی‌تشریفات و تجمل

دور و اطراف خودمان را که بگردیم، کم نداشتیم دورهمی‌های قرآنی و مذهبی و غیر آن را که بعد از مدتی تق‌ و لق شد و بعد هم منحل. همه‌اش هم یک دلیل داشت؛ تشریفات و تجملات و چشم و هم‌چشمی‌های زاید. اگر آن یکی، 2مدل شیرینی و غذا سر سفره‌اش گذاشته است، نفر بعدی همه تلاشش را می‌کند که 2 بشود 3 تا مردم پشت سرش حرف‌های نامربوط نزنند. 

همین تجملات و تشریفات اضافی این‌قدر فشار مالی و روحی و روانی به اهل یک خانواده می‌آورد که عطای دورهی و صله‌رحم را به لقایش می‌بخشند و به همان گفت و شنود تلگرامی بسنده می‌کنند. برای همین است که وقتی سید جواد ابطحی می‌گوید جلسه‌شان 30سال است بدون یک‌شب تعطیلی دوام آورده، تعجب می‌کنیم و او در پاسخ به چطور ما می‌گوید: دلیل ماندگاری سی و چندساله جلسه قرآن ما این است که تشریفات آن‌چنانی نداریم. من می‌شناسم جلسه‌هایی که به علت همین تجمل‌ها و تشریفات، هنوز یک سال نشده کلی از اعضایش ترجیح داده‌اند که در آن جمع نباشند ولی ما از ابتدا بنا را به صرف چای گذاشتیم که همه از عهده فراهم کردنش برمی‌آیند. حالا در این میان هرکسی که دوست دارد و توانایی مالی‌اش کفاف می‌دهد، غذا می‌دهد وگرنه هیچ اجباری به این ماجرا نیست. همین موضوع باعث شده است که فامیل با خیال راحت‌تری بیایند جلسه. چون می‌دانند که اگر هم قرار باشد جلسه قرآن در خانه‌شان برگزار شود، هیچ فشاری برای دادن غذا و تشریفات آن‌چنانی روی دوشش نیست. جلسه ما با 16-15 نفر آغاز شد و اگر قرار بود که درگیر تجمل باشیم، این تعداد آدم چند برابر نمی‌شد و نسل سوم خاندان ما وارد گود قرآن‌خوانی و جلسه‌داری نمی‌شد.

136519.jpg

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی