• خانه
  • یادداشت
  • شهر و تکدی‌گری
کد خبر : 98834
/ 06:08
حامد بخشی

شهر و تکدی‌گری

شهر و تکدی‌گری

شهرآرا آنلاین - یکی از مسائل شهرهای بزرگ تکدی‌گری است. متکدی فردی است که از رهگذران در خیابان یا منازل گدایی، و کمک‌های نقدی یا غیرنقدی آنان را طلب می‌کند. گدا برای آنکه اعتماد مخاطب را به دست آورد، معمولا تلاش می‌کند رفتار و گفتار خود را به‌ گونه‌ای تنظیم کند که اعتمادساز باشد. برای مثال، سر و وضع آشفته، لباس مندرس و پاره، صورت زار و لاغر، نقص اندام‌، حزن صدا (‌‌احتمالا همراه با گریه) و نظایر آن را نشانه‌هایی صادقانه‌‌ از وضعیت نامطلوب گدا تلقی، و احیانا در حد استطاعت خود به وی کمک می‌کنیم. هر‌چه این نشانه‌ها کمتر از سوی فرد قابل دست‌کاری قلمداد شود، اعتماد ما به ارائه‌کننده آن‌ها بیشتر می‌شود؛ یعنی بیشتر می‌پنداریم ‌«نمود»‌ی که او از خود به ما ارائه می‌دهد با «بود» وی مطابقت دارد. به همین علت، یک گدای موفق (گدایی که موفق به جلب اعتماد و کمک دیگران می‌شود) بیشتر به سراغ چنین نشانه‌هایی می‌رود. نمایش و بزرگ‌نمایی یک معلولیت جسمانی مخل کار کردن (همچون دست یا پای فلج)، دیوانگی یا عقب‌ماندگی ذهنیِ نمایان‌ در رفتار فرد و در سطح بعدی، داشتن نوزاد یا کودکی خردسال‌ در بغل، از نظر مخاطبان می‌تواند نشانه‌هایی باورپذیر و کافی تلقی شود مبنی بر اینکه متکدی واقعا وضعیت ناگواری دارد، مثلا گرسنه یا نیازمند است. گدایان معمولا از همین ترفند استفاده می‌کنند؛ یعنی نشانه‌هایی را نمایش می‌دهند که حس تأثر مخاطبان را برمی‌انگیزد و برای رهایی از چنین حس تأثری به کمک‌های نقدی یا غیرنقدی به آن‌ها اقدام می‌کنند. با این حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد ‌یک گدای خیابانی معمولا درآمد چشمگیری دارد که به‌راحتی می‌تواند او را از وضعیتی که به رهگذران نشان می‌دهد‌ خارج کند. برآورد‌های میدانی و ‌مصاحبه با گدایان در محل نگهداری آنان حاکی از آن است که یک گدا در یک چهارراه معمولی (نه بسیار شلوغ‌) به‌‌راحتی ساعتی ۵٠ هزار تومان از رهگذران کمک نقدی دریافت می‌کند. این یعنی ‌یک فقیر صرفا تا هنگامی که گدایی نکرده است فقیر است ولی پس از گدایی، دیگر فقیر نیست بلکه درآمدی چشمگیر و بیش از یک کارگر ساده (و حتی نیمه‌ماهر) دارد. به عبارتی، ما با یک متناقض‌نمای فقیر-گدا مواجهیم: فقیر گدا نیست. گدا نیز فقیر نیست. ٧ ساعت کار یک گدا به درآمدی حدود ٣۵٠ هزار تومان در روز می‌انجامد. این یکی از دلایلی است که گدایانی که شهرداری از سطح شهر جمع‌آوری می‌کند حتی در صورت عرضه کار به آنان، حاضر به کار کردن نیستند زیرا با کار سخت‌تر درآمدی به‌مراتب کمتر از گدایی به دست می‌آورند. خیلی مواقع این افراد به دلیل اعتیاد به مواد مخدر (سنتی یا صنعتی) هزینه‌های زیادی دارند که با دستمزد کار معمولی پوشش داده نمی‌شود. به علاوه، به دلیل همین اعتیاد، توان کار کردن مناسب را هم ندارند. 

به همین علت، به گدایی روی می‌آورند. بدین ترتیب، می‌بینیم گدایی نوعی کلاهبرداری است. گدا وضعیتی از خود به مخاطب عرضه می‌کند که با وضعیت واقعی او متفاوت است. شهروندان در واقع به تصویر کاذبی که از گدا در ذهن دارند کمک می‌کنند که ناشی از فریبی است که با ظاهرسازی ایجاد کرده است. با این حال، چون مبلغی که هر فرد می‌پردازد معمولا به ‌نسبت درآمدش اندک است، حتی در صورت برملا شدن فریب گدا، شاکی خصوصی وجود ندارد و نمی‌توان او را تحت تعقیب قضایی قرار داد. یکی از ویژگی‌های جامعه شهری که تکدی‌گری را تسهیل می‌کند گمنامی افراد است که ناشی از جمعیت زیاد شهر می‌باشد. این گمنامی باعث می‌شود بر مبنای شناخت ظاهری و کوتاه‌مدتی که از افراد به دست می‌آوریم یا تصورات قالبی پیشین قضاوت کنیم. همین امر به گدا کمک می‌کند در نبودِ شناخت پیشین شهروندان، بتواند با ظاهرسازی، تأثر و اقدام آنان به کمک را برانگیزد. اما چگونه می‌توان تکدی‌گری را در سطح شهر کاهش داد؟ به نظر می‌رسد اقدامات سخت‌افزاری مدیریت شهری همچون جمع‌آوری متکدیان از سطح شهر نمی‌تواند راه حل پایداری برای این امر باشد. چاره را باید در راه حل‌های اجتماعی نظیر اصلاح فرهنگ رفتاری شهروندان و ایجاد راه حل‌های اجتماع‌محور جست که در مقاله بعدی، مفصل بحث خواهد شد.

 

عضو هیئت‌علمی جهاد دانشگاهی مشهد

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی