کد خبر : 99190
/ 07:49
مروری کوتاه بر سیر تحولات جغرافیایی و فرهنگی بافت پیرامونی حرم مطهر رضوی؛ از گذشته تا امروز

هسته مرکزی شهر به روایت تاریخ

از روزگاری که حرم مطهر رضوی نقطه ثقل مشهد شده، قرن‌ها می‌گذرد. در پس این سال‌ها هرتغییری که در این شهر رخ داده، درنهایت به وجود آستان ملک پاسبان حضرت رضا(ع) مربوط بوده است

هسته مرکزی شهر به روایت تاریخ

شهرآرا آنلاین - شیرین سیدی، هما سعادتمند | از روزگاری که حرم مطهر رضوی نقطه ثقل مشهد شده، قرن‌ها می‌گذرد. در پس این سال‌ها هرتغییری که در این شهر رخ داده، درنهایت به وجود آستان ملک پاسبان حضرت رضا(ع) مربوط بوده است؛ از تغییر گذرگاه‌ها و معابر، ایجاد بازارها،  ساخت حمام‌ها و احداث مراکز علمی گرفته تا سکنا گزیدن قومیت‌ها و هسته‌های جمعیتی مختلف با آداب و رسومی متفاوت. آخرین این تغییرات، اجرای طرحی است که «نوسازی و بهسازی بافت فرسوده پیرامون حرم مطهر رضوی» نام دارد و هنوز که هنوز است پایان نگرفته است. بیست سالگی این طرح سبب شد تا نقبی‌بزنیم به گذشته شهری که تا پیش از اجرای این طرح بود و حالا نیست؛ شهری که ما آن را به عنوان مشهد قدیم می‌شناسیم و این روزها ردپای خاطراتش را تنها می‌توان در کتاب‌ها، اسناد و مطالعات تاریخ‌نگاران و مشهدی‌پژوهان یافت.

 

﷯ مشهد و پیشه‌ای با عنوان «نایب‌الزیاره شاهنشاه» 

سال «۱۲۵۷شمسی» یک شاهزاده قاجاریِ دارالفنون‌رفته به نام «زین‌العابدین میرزای قاجار» گزارشی خانه‌به‌خانه از ساکنان مشهد تهیه می‌کند و در آن شرح وضعیت سلامت، پیشه و شغل، تعداد خانه‌ها، خدم‌وحشم و هرآنچه باید و اجازه داشته است، موبه‌مو شرح می‌دهد. یکی از مواردی که این شاهزاده قجری در سرشماری خود تحریر کرده، شغل و پیشه مشهدی‌ها در حدود یک قرن‌ونیم پیش است. براساس تقریرات زین‌العابدین میرزا، مشاغل آن دوره به چهار دسته دولتی، آستانه، نظامی و پیشه‌ور تقسیم می‌شده است. طبق این سرشماری، مشهد آن روزگار ۴٠شغل دولتی داشته که ۸۹۳نفر در آن مشغول به خدمت بودند. همچنین در این سرشماری، ٣٣۶عنوان شغلی ثبت شده که ۶٠درصد سیاهه آن را مشاغل پیشه‌وری و شغل‌هایی چون بقالی، شعربافی، طلبگی، زارعی، خبازی، بنایی، تجارت و علافی پر کرده است اما طبق آمار این سرشماری، حرم مطهر رضوی و آستان قدس، خود عاملی برای اشتغال جمع کثیری از ساکنان مشهد در آن روزگار بوده است، به‌طوری‌که ۶۰۵نفر با ۶۹عنوان شغلی، کارمند آستان قدس بوده‌اند و به مشاغلی چون «نوکری آستانه»، «دربانی آستانه»، «زیارت‌نامه‌خوانی» و «کیشیک‌چی‌باشی» اشتهار داشته‌اند. جالب است بدانید در آن روزگار یک شغل خاص دولتی با عنوان «نایب‌الزیاره شاهنشاه» هم بوده که فردی به نام «میرزاعبدا...خان»، ساکن محله نوغان، به آن مشغول بوده است. 

«میرزا عبدا...خان» وظیفه داشته است هر روز به نیابت از شاهِ وقت یعنی ناصرالدین شاه قاجار به زیارت حرم برود. همچنین در این سیاهه سرشماری، از مشاغلی مانند حافظی(آن‌ها که بر سر قبر تازه‌درگذشتگان سه شبانه‌روز اول بعد از موت نماز می‌خواندند)، کفن‌نویسی(این افراد که معمولا ساکن محله‌های عیدگاه، نوغان و بالاخیابان بودند، بر روی کفن‌ها دعا می‌نوشتند و از این طریق به پارچه، ارزش و قیمت می‌دادند) و دعاگویی(کسانی بودند که بر سر قبر تازه‌گذشتگان دعا می‌خواندند) درکنار زنجیرزنی و سینه‌زنی و چوخه‌دوزی به‌عنوان مشاغل ویژه مشهدی‌ها نام برده شده است، در جایی از این کتاب آمده که آن سال‌ها یک چوخه‌دوز در محله نوغان ساکن بوده و همو لباس مخصوص پهلوانان کشتی چوخه در خراسان را تهیه می‌کرده است. تا از قلم نیفتاده، باید گفت که این شغل‌ها ممکن است در شهرهای دیگر هم افرادی را به خود مشغول می‌کرده‌ اما مسلما در مشهد رونق دیگری داشته است.

 

﷯ مهاجران و جمعیت جدید شهر

زیارتی بودن مشهد از قرن‌ها پیش سبب شده است این شهر سوای اینکه متعلق به مشهدی‌ها باشد، خانه امید و رحل اقامت زائران ایرانی‌تبار بسیاری باشد که از راه‌های دور و نزدیک خود را به مشهد خراسان می‌رساندند و مجاور می‌شدند اما سوای این جمعیت، براساس تقریر «زین‌العابدین میرزای قاجار»، در هسته جمعیتی مشهد می‌توان ردپای مهاجران خارجی بسیاری را دید. به گفته او، قدیمی‌ترین گروهی که به مشهد مهاجرت کرده‌اند، هزار خانوار مروی بوده‌اند که در سال «١٢٢٣ق» به‌سبب بیرون رفتن مرو از سرحدات ایران به داخل کوچیده و مشهدی شده‌اند. این گروه ظاهرا در تپل‌محله نوغان مستقر شده و تا سال ١٣٠٠قمری در همان محله می‌زیسته‌اند.

هروی‌های ایرانی‌تبار دومین گروه مهاجر به مشهد بوده‌اند که شیعه‌مذهب بودنشان، آنان را به خراسان کشانده است؛ علت این مهاجرت که در سال«١٢٧٣» رقم خورده، بیرون رفتن هرات از قلمرو نفوذ سیاسی ایران و دست‌اندازی انگلیسی‌ها به آن بیان شده است. علاوه‌بر این، قندهاری‌ها و حتی بخارایی‌ها را که کوی کوچکی نیز در مشهد داشته‌اند، می‌توان جزو جمعیت مهاجر شهر دانست، زیرا خان‌ها و شاهزاده‌های افغانستانی که از حکام پیشین هرات و طرفدار ایران بوده‌اند، به‌منظور جلب حمایت ایران و بازگشت به جایگاه پیشین خود، وظیفه‌ای(شغلی) در شهر داشته‌اند.

علاوه‌بر این‌ها درحدود سال‌های ١١۴۶ تا ١١۴٨قمری نادرشاه افشار هزار خانوار یهودی یا به قول منابع، ارمنی را از حدود نخجوان به مشهد کوچاند و آن‌ها را بیرون دروازه پایین‌خیابان اسکان داد؛ طایفه‌ای که بعدها با نام «جدیدالاسلامی» شهره می‌شوند، درواقع بقایایِ همین هزار خانوار یهودی هستند که در محله عیدگاه ساکن بوده‌اند. درباره «جدید‌الاسلامی» خوانده شدن آن‌ها روایتی وجود دارد که دهان‌به‌دهان نقل شده است. این روایت می‌گوید که در روز عاشورا یا عید قربان «١٢۵۵ شمسی» یکی از یهودی‌های مشهد به‌سبب بیماری پوستی‌ای که داشت، سگی را کشت تا از پوست یا خون آن برای مداوای بیماری خود استفاده کند؛ همین امر سبب شد تا گروهی فرصت‌طلب این اتفاق را توهین به اسلام تلقی کنند و عامه مردم مسلمان شهر را علیه آن‌ها بشورانند. این رویداد سبب کشته شدن تعداد بسیار زیادی از یهودیان شهر می‌شود، از همین‌رو باقی‌مانده آنان از پسِ آن روز تظاهر به مسلمانی می‌کنند و به جدیدالاسلامی شهره می‌شوند. از آمار محله عیدگاه و دیگر محلات شهر چنین برمی‌آید که ١١١خانوار با عنوان جدید در سال١٢٩۵ قمری در محله عیدگاه، ٢خانوار در محله سرشور و یکی هم در محله همجوار بالاخیابان مسکن داشته‌اند. ناگفته‌ نماند که در مشهد گروهی که با توصیف «غرشمار» شناخته می‌شدند، هم بخشی از جمعیت مهاجر هستند که تارخ‌نگار کتاب «نفوس ارض‌اقدس» از آن‌ها با عنوان «غریب‌زاده» یاد می‌کند.

 

﷯ یادی از برج و باروی شهر 

اما سوای ساختار جمعیتی شهر مشهد بناهای تاریخی بسیاری داشته که این روزها کمتر نشانی از آن ها باقی مانده است. برج و باروی مشهد یکی از این بناهاست که سال‌ها پیش از بین رفته است اما رد پای بقایای خشت و گلی آن را می‌شود در خاطرات موسفیدکرده‌ها از مشهد ۵٠سال پیش جست‌وجو کرد. این برج و بارو را نخستین‌بار درپی دعوای میان اهالی مشهد و توس به سال «۵١٠ه.ق» عضدالدین فرامرز علی بر گِرد شهر کشید اما ازآنجاکه مشهد برخلاف دیگر شهرهای خراسان تاحدودی از ویرانی‌ هجوم اقوام غز، مغول و تیموری درامان بود، چندان به کار شهر نیامد و با گذشت زمان در گزند باد و باران تخریب شد، به‌طوری‌که در دوره تیموری به‌سبب نبود باروی مشخص، روستاهای نزدیک شهر را هم گاه به‌عنوان محلات شهر مشهد شمرده‌اند. در آن زمان مسافت بین شرق و غرب مشهد یعنی از «گنبد خشتی» تا «مقبره امیرشاه ملک»، مهم‌ترین گذرگاه شهر بوده است. پس از این دوران در زمان شاه طهماسب، بارویی دولایه بر گرد شهر کشیده می‌شود که طول آن را ٩کیلومتر نوشته‌اند. این حصار چهار دروازه به نام‌های «سراب»، «نوقان»، «عیدگاه» و «میرعلی آموی» داشته که با کشیده شدن خیابان در زمان شاه‌عباس صفوی، دو دروازه «بالا و پایین‌خیابان» نیز به درگاه‌های آن اضافه می‌شود.

 

﷯ ارگ مشهد 

ملک محمود سیستانی در سال‌های «١١٣۵ تا ١١٣٩ش» کنترل مشهد را به دست می‌گیرد و دعوی سلطنت می‌کند. او به‌سبب احساس ناامنی و غربتی که در مشهد داشته، نخستین ارگ را در حاشیه جنوبی شهر احداث می‌کند. از آن پس این ارگ به‌یادگارمانده، به ضلع جنوب‌غربی شهر اهمیت نظامی می‌بخشد و دروازه جدید ارگ هم بر دروازه‌های پیشین افزوده می‌شود.

 

﷯ غسال‌خانه مشهد 

تا سال١٣١۵ غسال‌خانه عمومی مشهد در محوطه‌ای در انتهای راسته چهارباغ و در مجاورت بازار بزرگ قرار داشت که پس از انتقال غسال‌خانه به خیابان طبرسی، دراختیار مردم قرار گرفت. این غسال‌خانه تا پیش از تخریبش در سال١٣۶۵، به‌عنوان انبار اسقاطی استفاده می‌شده است.

 

﷯ گورستان قدیمی شهر 

همچنین تا پیش از دوران نوگرایی و تغییر در بافت سنتی شهر، دفن مردگان در آستان قدس، خواجه‌ربیع و خواجه‌اباصلت و قبرستان قدیمی شهر که به «قبرستان قتلگاه» معروف بود، کاری معمول بوده اما بعد از مشروطیت و ایجاد بلدیه، دفن مردگان در محلات شهری منسوخ و کفن و دفن اموات تنها در گورستان‌های عمومی نظیر گورستان «قلعه گلشور» یا «گورستان گل‌ختمی» و اماکن مذهبی انجام می‌شود. جز این‌ها مشهد هشت قبرستان محلی نیز داشت که قبرستان «میرهوا» در فلکه گنبدسبز، «قبرستان سراب» در بازارچه سراب، «قبرستان حو‌ض‌لقمان» در ابتدای خیابان خواجه‌ربیع، «قبرستان مسیحی‌ها» در خیابان فردوسی و «قبرستان یهودی‌ها» در فلکه ١٧شهریور از آن جمله بوده‌اند.

 

﷯ در گذر بازارها 

راه ارتباطی بین نوغان، سناباد و توس پس از شهادت حضرت رضا(ع) و زیارتی شدن مشهد، به یک گذرگاه زیارتی و تجارتی به نام «بازار» تبدیل شد و چون زیارتگاه‌ها همیشه از مراکز تجاری پررونق زمانه خود بودند، می‌توان «بازار سناباد توس» را یکی از بازارهای قدیمی ایران دانست. این بازار در طول زمان دستخوش تغییرات فراوانی ‌شد اما در سال١٣۵٣ به‌علت طرح توسعه فلکه حضرت به‌طور کامل تخریب شد. همچنین جالب است بدانید که مشهد تا دو دهه پیش و قبل از اجرای طرح بهسازی بافت پیرامون حرم و تخریب محلات قدیمی خود، دارای ٨بازار قدیمی و حدود ۴٠سرا و کاروان‌سرای معروف بوده است. در این میان از حمام‌ها و آب‌انبارها و نهر نادری را که مشهدی ها به آن نهر شاهی هم می‌گفتند باید جزو میراث تخریب‌شده مشهد قدیم نام برد که تعداد دقیق آن‌ها مشخص نیست.

این گزارش حاصل گفت‌وگو با مهدی سیدی، مشهدی‌پژوه، تاریخ به‌جامانده از «مشهدالرضا(ع)»ی احمد ماهوان، کتاب کمیابِ «نفوس ارض‌اقدس»، اسناد و دیگر منابع مکتوب است.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی