کد خبر : 99218
/ 09:08
روایتی از کارآگاهان زن در گفت وگو با رئیس تنها کلانتری بانوان مشهد

مارپل‌های مشهدی

همه جور آدم و از هر سنی داشتیم، اما این یکی فرق می کرد. کم سن و سال بود. فقط ١٣سال داشت. بچه های هم سن و سالش درگیر کتاب و مدرسه بودند...

مارپل‌های مشهدی

شهرآرا آنلاین - سعیده آل ابراهیم - همه جور آدم و از هر سنی داشتیم، اما این یکی فرق می کرد. کم سن و سال بود. فقط ١٣سال داشت. بچه های هم سن و سالش درگیر کتاب و مدرسه بودند؛ کلاسِ درسِ زهره کف خیابان بود. ٧سال از عمر سیزده ساله اش را دزدی کرده بود. اعتیاد، پدرش را به اسیری برده و مادرش به خاطر خلاف در زندان بود. به من گفت: «خانم، من خلاف کردم تا پیش مادرم بروم؛ حالا هم اگر پیش مادرم نروم، دزدی را ادامه می دهم.» زهره در تمام این سال ها سعی می کرده است پول و وسایل شایان توجهی از کیف زنان بردارد تا بقیه به او نگویند به دردِ ما نمی خوری.

زهره یکی از هزاران سارقی است که کارآگاهان زن صبح و شب با آن ها سر و کله می زنند. محل مأموریت هایشان اتوبوس ها و مجتمع ها یا پاساژهای خرید است. باید دائم سوار اتوبوس ها و از آن ها پیاده شوند؛ حتی ممکن است در یک روز بیش از ١٠٠ اتوبوس سوار شوند. باید به طور نامحسوس و گروهی اقدام به شناسایی و دستگیری سارقانی کنند که بی سر و صدا، در حد چند ثانیه و با شگردهای خاصی کیف های زنان را خالی می کنند. این گفت وگو روایتی از کارِ کارآگاهان زن از زبان سرگرد خدیجه خزاعی، رئیس کلانتری بانوان در مشهد است که ١۶ سال گرم و سردِ کار پلیسی در روح زنانه را تجربه کرده است.

 

کارآگاهان زن در حوزه چه جرائمی کار می کنند و آیا فعالیت آن ها محدود به مناطق خاصی است؟

نیروهای کلانتری بانوان، تجربه تمام موارد مربوط به کارآگاهی را دارند. در کلانتری بانوان دایره مددکاری، پیشگیری، تجسس و آگاهی، مرفوک(مرکز فرماندهی و کنترل) وجود دارد. دایره تجسس که کارآگاهان در این بخش فعال هستند به جرائم خشن مانند سرقت، زورگیری، کیف قاپی و ... می پردازد. 

البته رسیدگی به این جرائم به نقطه خاصی از مشهد محدود نمی شود، بلکه ما در تمام شهر و حتی حاشیه آن مأموریت داریم و هر جا که دستگیری سارق زن، زنان خیابانی و یا... صورت گیرد، باید حضور پیدا کنیم.

 

در تمام مأموریت ها به صورت نامحسوس و ضرب الاجلی کار را پیش می برید؟

امکان اینکه نیروهای تجسس کلانتری به صورت محسوس در مأموریت ها حضور داشته باشند، خیلی کم است. باید کارآگاهان به قدری تبحر و تخصص داشته باشند که بتوانند افرادی را که مخفیانه اقدام به سرقت می کنند، دستگیر کنند. ضمن اینکه بیشتر سارقان سابقه دار هستند و معمولا به صورت گروهی وارد عمل می شوند. به طور مثال زنی را دستگیر کرده بودیم که می گفت من وظیفه داشتم در اتوبوس، زیپ کیف یک خانم را باز کنم، همدست دیگرم وسایل داخل کیف را برمی داشت و تحویل نفر بعدی می داد. در دو ماهه ابتدایی سال جاری، حدود ٩٠ تا ١٠٠ درصد دستگیری ها افزایش یافته است.

سرقت های زنجیره ای به این صورت است که باید حداقل ٣نفر در اتوبوس حضور داشته باشند و این افراد پس از انجام سرقت، برای تحویل اموال سرقتی به همدست بعدی شان در نزدیک ترین ایستگاه از اتوبوس پیاده می شوند و این یعنی اگر کارآگاهان برای دستگیری دیر بجنبند، سارقان اموال را بین خود تقسیم می کنند.

گاهی متهم هایی داریم که برای دستگیری آن ها باید بررسی بیشتری انجام دهیم. به طور مثال متهمی بود که دوربین هر بازاری را بررسی می کردیم، آنجا حضور داشت. طی بررسی هایی که صورت گرفت، متوجه شدیم این متهم به همراه اقوام خود دست به سرقت در بازارهای اطراف حرم و بی آر تی ها می زد. با در نظر گرفتن بیشترین زمان سرقت آن ها، متهم را دستگیر کردیم.

 

در مأموریت‌ها از کدام تجهیزات پلیسی استفاده می‌کنید و آیا تا‌به‌حال دست به اسلحه شده‌اید؟

بله، کارآگاهان زن نیز مانند مردان، تمام تجهیزات پلیسی را در مأموریت‌ها به‌همراه دارند. ما در شرایط خاص و با دستور قضایی امکان استفاده از اسلحه را داریم. کارآگاهان زن در بیشتر مأموریت‌ها به‌صورت نامحسوس و با لباس شخصی حضور دارند؛ بنابراین باید تجهیزات پلیسی شامل باتوم، اسپری، شوکر و‌... را در جیب لباس خود پنهان کنند؛ البته در برخی مأموریت‌ها جلیقه تجهیزات پلیسی به تن دارند.

 

از عملیات‌های تعقیب و گریز برای دستگیری سارقان بگویید.

برخی سارقان هنگام دستگیری پا به فرار می‌گذارند که در این زمان، کارآگاهان، آن‌ها را تعقیب می‌کنند. گاهی حتی تا دو چهارراه یا بیشتر دنبال آن‌ها می‌دوند تا سارقان را دستگیر کنند. برخی اوقات در عملیات‌های تعقیب و گریز مردم نیز به ما کمک می‌کنند.

 

تا به حال شده سارقان در زمان دستگیری با کارآگاهان برخورد فیزیکی کرده باشند؟

معمولا سارقان در زمان دستگیری مقاومت می کنند، حتی ممکن است اقدام به فرار کنند یا برخورد فیزیکی با مأمور پلیس داشته باشند. خوشبختانه کارآگاهان تا به حال از این برخوردهای فیزیکی آسیب جدی ندیده اند.

 

شما و همکارانتان چطور در کنار روحیات لطیف زنانه خود، شغلِ سخت، جدی و شاید خشک کارآگاهی را مدیریت می کنید؟

ما پلیس های زن در خانه همسر، مادر و خواهر هستیم و در محل کار باید کارآگاه باشیم و جوری مدیریت کنیم که هیچ یک از این نقش ها روی زمین نماند. نمی توان گفت کارآگاه بودن بر روحیه ما تأثیری نگذاشته است. هر کس به این رشته می آید، باید علاقه مند و صبور باشد. ذهن ما درگیر پرونده ها می شود؛ به دلیل اینکه متهمانی که دستگیر می کنیم، متهم به دنیا نیامده اند؛ حتی وقتی در خانه هستیم، دائم در ذهن خود کلنجار می رویم تا کاری کنیم که جرائم کاهش پیدا کند. یک پلیس خوب باید بتواند خلافکار را به زندگی برگرداند. اما این موضوعات را به خانواده مان انتقال نمی دهیم؛ زیرا باید کار را از زندگی جدا کرد.

 

در سرقت هایی که رد آن‌ها را می‌زنید، چقدر باند و زنجیره‌ای هستند ؟

بیشتر سرقت هایی که صورت می گیرد، زنجیره ای و توسط باند یا به صورت فامیلی انجام می شود. معمولا زنی را که دستگیر می کنیم، مادرشوهر، خواهرشوهر، دخترخاله و ... هم با او همکار بوده اند یا پیش از این دستگیر شده اند. گاهی لازم است برای دستگیری همدستان سارق به خانه اش برویم؛ ازآنجاکه تمام کارهای ما با دستور مراجع قضایی انجام می شود، اگر نیاز باشد، برای ورود به خانه سارقان، پلیس مرد نیز همراه ما خواهد بود. در پی بررسی یکی از مأموریت ها، به یک ساختمان چندطبقه با نمای عالی رسیدیم که داخل آن نیز پر از لوازم لوکس بود. در این آپارتمان، خانمی سن و سال دار، سرکرده باند سرقت بود و با بچه ها و نیروهایی که سرقت را برایش انجام می دادند، در همان ساختمان زندگی می کرد.

 

نمونه ای از شگردهای سارقانی که هر روز با آن ها سر و کار دارید، بگویید.

متأسفانه برخی اوقات سارقان، کودکان کم سن و سال را هنگام سرقت با خود به همراه دارند تا کمتر کسی به آن ها شک کند. در یک نمونه فرد با یک پسر هشت ساله اقدام به سرقت از بازارمی کرد؛ با شگرد خاصی هم کارش را انجام می داد، طوری که حتی چندثانیه بیشتر طول نمی کشید. یا در نمونه دیگری، خانم وارد مغازه می شد و فروشنده را سرگرم و در همان موقع، برادر آن خانم، اجناس بسته بندی شده را از مغازه خارج می کرد.

بیشتر سارقان با پوشش چادر این کار را انجام می دهند تا اموال سرقتی را بپوشانند. گاهی کیسه ای به کمر خود می بندند. چندوقت پیش سارقانی را دستگیر کردیم که از پلاستیک مشکی برای پنهان کردن اموال مسروقه استفاده می کردند. معمولا اگر در داخل اتوبوس سرقت کنند، زود به زود در ایستگاه ها پیاده می شوند تا اموال را تحویل همدست خود بدهند.

متأسفانه بیشترین سن وقوع جرم،نوجوانی و به ویژه جوانی است. می توان گفت افراد در سنین بالا کمتر ریسک می کنند. یادم است کودک ده ساله ای داشتیم که یک تلفن همراه سرقت کرده بود. پس از بررسی ها متوجه شدیم پدر و مادر این کودک متارکه کرده اند و او با مادربزرگ خود زندگی می کند. کودک تلفن همراه می خواسته است و خانواده مخالفت کرده و حتی با یک هدیه جایگزین دیگر بچه را قانع نکرده بودند. متأسفانه اتفاقاتی از این دست موجب می شود اسم یک کودک در لیست کانون اصلاح و تربیت ثبت شود. البته برای این کودک ده ساله مجازات جایگزین گرفتیم تا به خانواده بازگردد.

 

تا به حال سارقی بوده است که به دلیل شرایط خاص یا نوع سرقت در ذهنتان جا خوش کرده باشد؟

بله، پرونده ای داشتیم که به خاطر فوت یک نفر بر اثر سرقت در خاطرم مانده است. دختر کم سن و سالی با همدست خود که شهرستانی بود، در بی آر تی، کارت بانکی یک خانم را که ١١ میلیون تومان اعتبار داشت، سرقت کرده بودند. آن خانم مبلغ ١١ میلیون تومان را از این و آن قرض گرفته بود تا همسرش که دچار ناراحتی کبدی و در بیمارستان بستری بود، به سرعت عمل شود. اما بعد از سرقت کارت، پزشک به خانم گفته بود که همسرت را در خانه نگهداری کن و دارو مصرف کند تا پول عمل جور شود. متأسفانه همسر آن خانم فوت شد. زمانی که سارق کارت بانکی را گرفتیم و از تبعات سرقت خود با خبر شد، خیلی گریه کرد و گفت همان روز پول را بین خود و همدستانش تقسیم کرده است.

به طور کلی خانم ها باید در مناسبت ‎‎ها و قبل از اذان ظهر و مغرب در اتوبوس ها مواظب کیف خود باشند. سارقان همه مشهدی نیستند؛ بعضی سارقان بعد از دستگیری اظهار می کنند که در شهر خود به نتیجه نرسیده اند یا پلیس دنبالشان است و به همین دلیل در مناسبت ها که تعداد زیادی زائر و مجاور در اطراف حرم حضور دارند، به مشهد می آیند. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی