کد خبر : 99219
/ 09:09
ساعتی پای صحبت‌های یکی از جوان‌ترین قضات زن مشهد

زمختی قضاوت با روح زنانه

زمختی قضاوت با روح زنانه

شهرآرا آنلاین - سعیده آل‌ابراهیم - نگاهش به رایانه است و انگشتانش روی صفحه کلید حرکت می‌کند، اما گوش‌هایش با من است. قرارِ مصاحبه‌مان در محل کارش است. وقتِ مراجعات حضوری به پایان رسیده و سالن‌ و اتاق‌هایی که همیشه شلوغ بوده حالا خلوت است؛ سکوت، بی‌همهمه. می‌گوید: یک جاهایی باید حس لطافت و عواطف زنانه را کنار بگذاری. چاشنی کارِ ما، قاطعیت و سخت‌گیری است؛ نباید نفوذ بپذیریم. ممکن است تهدید شویم یا الفاظ زشتی را به ما نسبت بدهند، اما باید تحمل کنیم.

کارش قضاوت است. روزانه با حداقل ١٠متهم صحبت می‌کند، اما از سرِ صبر به پرونده همه آن‌ها رسیدگی می‌کند چون به کارش علاقه‌مند است.زهرا رضایی، کارشناس‌ارشد حقوق قضا و جرم‌شناسی، پژوهشگر برتر دانشگاه امام‌صادق(ع) و دادیار تحقیق دادسرای ناحیه‌۶ مشهد است. ۶‌سال است که کار قضاوت را در کنار وظایف مادری و همسری انجام می‌دهد. او جزو جوان‌ترین قضات زن مشغول به‌کار در مشهداست. 

قرار است این قاضی زن سی و سه ساله از سختی‌های کار و پرونده‌های زمختی که در این سال‌ها به دستش رسیده است، برایمان بگوید. تعداد پرونده‌هایی که باید به آن‎ها رسیدگی کند، زیاد است؛ به‌همین‌دلیل حین رسیدگی به پرونده‌ها، پاسخِ پرسش‌هایم را می‌دهد. من روی صندلی‌ای نشسته‌ام که هر روز متهمان روی آن می‌نشینند و به سؤالاتِ خانم رضایی پاسخ می‌دهند، اما این‌بار قرار است من پرسش‌ها را طرح کنم و او در جایگاه یک قاضی پاسخ بدهد.

 

چه شد که تصمیم گرفتید شغل قضاوت را انتخاب کنید؟

به کار وکالت و قضاوت علاقه‌مند بودم و تحصیلاتم را در این حوزه دنبال کردم. با‌توجه‌به اعتقاداتم و نیازی که در جامعه دیدم، احساس کردم می‌توانم قاضی شوم. البته بسیار سخت بود به‌دلیل اینکه مراحل استخدام قضاوت، بیشتر از وکالت است، اما با مطالعه زیاد و تلاش، طی دو سال قضاوت قبول شدم. جذب نخبه‌ای بودم و از دانشگاه امام‌صادق(ع) فارغ‌التحصیل شدم.

 

چطور روحیه زنانه خود را با کار سخت قضاوت وفق دادید؟

اوایل سخت بود که لطافت زنانه‌ام را کنار بگذارم. ازآنجاکه در این شهر غریب هم هستم، کنار‌آمدن از لحاظ فرهنگی و حجم کار برایم دشوار بود. از‌جمله سختی‌های کارم، این است که مواقعی باید حس لطافت و عواطف زنانه را کنار بگذاری. شاید نتوان گفت چاشنی کارِ قضاوت جبر است، اما قاطعیت و سخت‌گیری نیاز دارد، به‌ویژه در پرونده‌های دادسرا و موضوعات کیفری و جزایی. اینجا متهم‌هایی می‌آورند که خانم‌ هستند و بچه کوچک به همراه دارند یا متهم نوجوان داریم که خانواده‌اش دائم گریه می‌کنند، اما ما باید احساسات را کنار بگذاریم. آنچه را در قانون وجود دارد، اعمال کنیم و نفوذ نپذیریم. رعایت تمام این جوانب کنار هم به‌ویژه برای یک قاضی خانم خیلی سخت است.من مادرِ یک بچه یک‌ساله نیز هستم و باید بگویم کارِ قضاوت روی ویژگی‌های زنانه‌ام تأثیری نگذاشته، اما از لحاظ رفتاری و روی قاطعیت اثر گذاشته است. می‌شود گفت زمانی‌که در دادگاه مشغول به کار هستم و بیرون از محیط کار، دو نوع شخصیت متفاوت دارم.

گفته می‌شود قضات زن به هر پرونده‌ای نمی‌توانند ورود پیدا کنند. این موضوع صحت دارد که پرونده‌های ممنوع‌الورود برای قضات زن وجود دارد؟

می‌توان گفت قضات زن تمام امور کیفری را که جرم است، می‌توانند رسیدگی کنند. پرونده‌های کیفری که شامل تمام جرائم از‌جمله مواد مخدر، انواع کلاه‌برداری، نزاع، ایراد ضرب و جرح، ترک نفقه، توهین و تهدید، انواع سرقت‌، حوادث مربوط‌به کار، تصادفات و‌... می‌شود، به دادسرای عمومی و انقلاب می‌آید. البته طبق مواد قانونی که تعیین شده است، قضات زن پرونده‌های مرتبط‌با مطالبه وجه(چک‌های حقوقی)، روابط نامشروع و مواردی را که در صلاحیت سایر مراجع قضایی جز دادسرا باشد، نمی‌توانند رسیدگی کنند.

 

تا‌به‌حال پیش آمده است که احساس کنید درباره پرونده‌ای اشتباه اظهارنظر کرده‌اید و بعدا عذاب وجدان بگیرید؟

خیلی نادر بوده است که بابت قضاوت اشتباه عذاب وجدان بگیرم. اما، بله تا‌به‌حال شده است که در میان پرونده‌هایی که داشته‌ام، حس کرده‌ام قضاوتم اشتباه بوده است، اما خوشبختانه به‌دلیل اینکه دادگاه تجدیدنظر پرونده‌ها را رسیدگی می‌کند، بعد کیفرخواست صادر می‌شود و به دادگاه می‌رود، آن نقص برطرف شده است. مواردی هم داشته‌ایم که مطمئن بوده‌ام نظرم درست بوده و دادگاه نیز نظر من را تأیید کرده است.زمانی‌که متهم روبه‌رویم می‌نشیند، من دیگر خانم رضایی نیستم؛ بلکه فردی هستم که باید تمام ادله و مدارک را نگاه و پرونده را بررسی کند، اطلاعات و سوابق متهم را بررسی کند، خانواده‌اش را ببیند و... . بعد از آن دقت می‌کنم به اینکه متهم چه می‌گوید. نحوه بیان، نشستن و زبان بدنش را بررسی می‌کنم. حتی اگر ادله کافی باشد و ضامن داشته باشد، اعتقاد چندانی به زندان فرستادن متهم حین تحقیقات و در مرحله دادسرا ندارم. وثیقه قبول می‌کنم، اما جواز کسب قبول نمی‌کنم و همیشه فیش حقوقی می‌گیرم. خیلی سخت‌گیر هستم، به‌دلیل اینکه پرونده‌های من سنگین است و اعتقاد دارم وقتی این همه هزینه در دستگاه قضایی می‌شود، یعنی پرونده‌ای را ضابطان بررسی می‌کنند، حداقل ٣نفر قاضی در دادسرا تحقیق را انجام می‌دهند، ٢نفر در دادگاه بررسی می‌کنند، سپس به دادگاه تجدیدنظر و اجرای احکام می‌رود، یعنی حداقل ١٠‌نفر از قضات روی یک پرونده کار می‌کنند،ما اگر تأمین کافی دریافت نکنیم و متهم را آزاد کنیم در مرحله دادسرا ممکن است این پرونده منجر به اجرای حکم نشود؛ یعنی عملا تمام کارهایی که انجام دادیم بی‌فایده می‌شود. سخت‌گیری می‌کنم، برای پرونده‌هایی که ادله متقن است، اما پرونده‌های خانوادگی یا پرونده‌هایی را که قابل گذشت هست، با کفالت آزاد می‌کنم.

 

به نظر شما سختی کار برای قضات زن نسبت به قضات مرد بیشتر است؟

خیر، سختی کار برای همه یکسان است. بیش از ۵٠ قاضی زن داریم. این زنان خودشان پذیرفته‌اند وارد این شغل و حرفه شوند و مشغله‌های همسر بودن، مادری و کارهای منزل نیز هست که راه‌حل دارد. حضور زنان در سیستم قضایی لازم است. به‌دلیل اینکه پرونده‌هایی داریم که باید زن اظهارات شاکی را بشنود و اصلا شنیدن این اظهارات از طرف قاضی مرد، وهن است. سختی کار برای زنان در همه‌جا هست، در‌حالی‌که نباید باشد؛ البته سختی کار برای زنان در مشهد بیشتر نیز هست. به نظر من زنان توانمندی‌های زیادی دارند و زنان متخصص از مردان چیزی کم ندارند، اما بعضی مواقع درگیر حواشی می‌شوند که پسندیده نیست.

به‌طور‌کلی افراد در کار قضاوت باید سعه صدر و تحمل داشته و خیلی دقیق باشند. انتظارات بالاست، به‌دلیل اینکه اینجا مرکز استان است. نظارت‌ها نیز همه‌جا هست به این دلیل که پرونده‌ها سنگین و حجیم است. از اینکه مردم در رسیدگی به پرونده‌ها تحمل می‌کنند، متشکرم، اما تعدادی هستند که تحمل ندارند. این افراد نیز باید صبور باشند، موضوع را به دادسرا بسپارند و مطمئن باشند که تصمیم درستی گرفته خواهد شد.

 

از پرونده‌هایی بگویید که از نظر عاطفی با آن درگیر شده‌اید یا سخت‌ترین پرونده‌ای که در طول ۶‌سال قضاوت به آن رسیدگی کرده‌اید.

پرونده‌هایی داشتیم که از نظر عاطفی من را درگیر کرده است؛ به طور مثال پدری که کودک شیرخواره را از مادرش جدا کرده و به منطقه دوری برده بود؛ در این پرونده به‌صورت ویژه به پلیس آگاهی دستور دادیم که تحقیق و بچه را پیدا کنند، چون پدر بچه معتاد بود و احتمال داشت بچه را بفروشد و البته پرونده‌ای بود که نمی‌شد گفت فرد، بچه را دزدیده یا آدم‌ربایی است؛ به همین‌دلیل از اختیارات دادستانی استفاده کردیم. پیگیر شدیم و در یک ساعت بچه را گرفتند و به مادر تحویل دادند.

عنوان پرونده‌ها و رسیدگی به آن‌ها برایم سخت نیست؛ این مراجعه‌کننده‌ها هستند که پرونده را سخت می‌کنند؛ به‌دلیل اینکه صبر و تحمل ندارند. می‌خواهند خیلی زود همه‌چیز انجام شود در‌حالی‌که ادله برای ما کامل نیست. مراجعه‌کنند‌ه‌ها انتظار دارند سریع حکم جلب متهم را صادر کنیم، در‌حالی‌که ابتدا این امر باید به‌صورت قانونی اثبات شود. پرونده‌های بسیار سنگین با ٢٠٠ یا ٣٠٠‌شاکی داریم، اما با تحمل و وقت زیاد می توان به نتیجه خوبی رسید.

سخت‌ترین پرونده‌ای که داشتم، مربوط‌به یک بنز سرقتی بود؛ سختی آن هم فقط به مراجعان آن برمی‌گشت. با اینکه انسان‌های متشخصی به نظر می‌رسیدند، دائم در دادسرا بودند و بسیار سروصدا می‌کردند.

 

تا به حال بابت پرونده‌ای تهدید شده‌اید یا اینکه پیشنهاد رشوه داشته اید؟

بله، تا‌به‌‌حال مواردی بوده که تهدید شده‌ام. گاهی الفاظ زشتی درباره من به کار برده‌اند. پرونده‌ای با موضوع نزاع داشتیم که متهم به کسی چاقو زده بود و من را تهدید کرد و گفت که «بیایم بیرون، می‌دانم با تو چه کار کنم!» حتی پرونده‌ای داشتیم که حس کردم در مسیرِ خانه‌ام من را تعقیب می‌کنند. ما محافظ نداریم، اما اگر لازم باشد می‌توانیم تقاضا کنیم که به لحاظ امنیتی مراقبت‌هایی انجام شود یا اگر حفاظت سازمان تشخیص بدهد، خودش این کار را می‌کند. تا‌به‌حال موردی پیش نیامده است که اضطراری بخواهم تقاضای محافظ کنم. متهم‌هایی هم بوده اند که من را تهدید کرده، اما بعد عذرخواهی کرده‌اند.

تا‌به‌حال به‌صورت رسمی به من پیشنهاد وجه نکرده‌اند؛ چون خودم در رفتارم این اجازه را نداده‌ام، اما بعضی از روی غرض یا ساده‌لوحی گفته‌اند که باغ‌ویلایی دارند و می‌توانند امتیازاتی در‌اختیار من بگذارند.

 

روزانه پرونده چند متهم را بررسی می‌کنید؟

روزانه حداقل با ١٠‌متهم صحبت و به پرونده آن‌ها رسیدگی می‌کنم. حتی جلساتی داشته‌ایم که تعداد شاکیان، متهم و شاهدها به ۵٠یا ١٠٠‌نفر رسیده و در سالن دیگری جلسه را برگزار کرده‌ایم. حداقل ٢ساعت برای جلسات رسیدگی و مواجهه حضوری وقت می‌گذارم. از حدود ساعت٨ صبح تا ٢ ظهر دائم درگیر پرونده‌ها و متهمان آن‌ها هستم.

 

معمولا در سال به چند پرونده رسیدگی می‌کنید؟

هر سال به‌طور متوسط به ٢٠٠٠‌پرونده رسیدگی می‌کنم و بیشتر این پرونده‌ها، انواع سرقت است و شاید در این مجتمع کسی که بیشترین تعلیق تعقیب را بدوا صادر می‌کند، من هستم. در موارد خاصی که قانون گفته از قرارهای جدید هم استفاده می‌کنم؛ چون در مرحله دادسرا می‌توانیم علاوه‌بر قرار تأمین کیفری از قرار نظارت قضایی هم استفاده کنیم. به‌عنوان نمونه برای یک پرونده که فرد، درختان را قطع کرده بود، از قرار نظارت قضایی استفاده کردم و به متهم گفتم باید درخت بکارد.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی