کد خبر : 99556
/ 10:52
گشتی در بازار سوت وکور صنایع دستی ایرانی و رونق خرید و فروش «کپی» های ناشیانه چینی در مشهد، به بهانه روز جهانی صنایع دستی

آتش اژدهای سرخ بر جان صنایع دستی

اینکه تقویم دنیا یکی از روزهایش را (دهم ژوئن) با نام «روز صنایع دستی» مزین کند، قطعا ناشی از جایگاه بالا و ارزش و اهمیت فراوان محصولات ساخت دست است،

آتش اژدهای سرخ بر جان صنایع دستی

شهرآرا آنلاین - محبوبه عظیم زاده|هم از لحاظ جذابیت بصری آن -که یک نگاه کافی است تا روح و روان آدم را با خودش درگیر و غرق لذت کند- و هم از نظر جایگاه والاتری که توسعه و رونق آن، می تواند در ابعاد گردشگری به ارمغان بیاورد. کشور ما از نظر تنوع و جذابیت حوزه صنایع دستی، بدون شک حرف های زیادی برای گفتن دارد. با این حال، برخلاف برخی از شهرها که به خوبی توانسته اند هنر دستشان را به عام و خاص معرفی کنند، همچنان شهرهایی هستند که باوجود ظرفیت های فوق العاده ای که در این زمینه دارند، از این قافله عقب مانده اند. مشهد یکی از همین شهرهاست که بیشتر از مانور روی صنایع دستی ارزشمند خود، نماینده فروش اجناس بی کیفیت بازار چین شده است!

 

بازار رضا، یک مرجع نه چندان پر و پیمان برای صنایع دستی

حتی اگر کسی گذرش هم به بازار رضای مشهد نیفتاده باشد، دست کم اسم آن بارها و بارها به گوشش رسیده است. راهروی طویلی که به محض پا گذاشتن در آن، زرق و برق و رنگ و لعاب خنزرپنزرهایی که از چپ و راستِ دیوراهایش آویزان است، نگاه آدم را به خودش جذب می کند. حالا کافی است مسافر باشی، قدم به قدم جلو بروی تا بیش از پیش ملتفت این نکته بشوی که اینجا یکی از بهترین مکان هایی است که می توان با قیمت ارزان کلی سوغاتی جورواجور خرید و پیشکش کرد به دوست و آشنا. اینجا پر است از مسافرها و زائرهای ایرانی و عربی. لابه لای همین پرسه زدن ها و سرک کشیدن ها به این مغازه و آن مغازه، می شود آن ها را دید که یا در حال پرس وجو قیمت ها هستند یا در حال چانه زدن سر همین اندک مبلغی که قرار است بپردازند؛ برای تسبیح های مدل به مدل و رنگ به رنگی که از میخ های داخل مغازه ها آویزان هستند، برای بدلیجاتی که برقش زیر نور لامپ های مغازه می تواند چشم آدم را بزند، برای ترمه های هفتاد هشتادهزار تومانی، برای لباس های بچه گانه و بزرگانه ای که می شود آن ها را با ١۵، ٢٠ هزار تومان هم خرید. در طبقه بالاتر اما اول از همه بوی زعفران است که به مشام آدم می رسد و بعد از آن انگشترفروشی هایی که ویترین هایشان پر است از سنگ های عقیق و شجر و شرف الشمس و فیروزه، هم از نوع اصیل و مرغوب و هم از نوع همه گیرتر و بی کیفیت تر.

 

به کام چینی ها

البته این ارزان فروشی که از در و دیوار این بازار می بارد، شاید در وهله اول یک امتیاز مثبت برای خرید و فروش و بازارگردانی در این بازارچه باشد، اما کمی دقت مشخص می کند که قیمت های پایین از این قضیه آب می خورد که بازار دارد در جنس چینی غوطه می خورد؛ یعنی شاید تک وتوک مغازه هایی باشد که بتوان از آنجا یک عقیق یمنی مرغوب تهیه کرد و انداختش روی انگشتر، اما می توان عقیقی با همان شکل و شمایل را با قیمت ٢٠، ٣٠ هزار تومان هم پیدا کرد و صد البته اسباب بازی ها و البسه و اجناس ریز و درشت دیگری که در این بازار به چشم می خورد. اجناسی که یک نگاه به سر و وضع آن ها کاملا عیان می کند که چینی اند و ٢ روز بیشتر دوام ندارند اما با این حال، به واسطه همان نگاه «یک چیزی بخریم که دست پر برگردیم»، می تواند مرکز رجوع خیلی از خریداران و مسافران باشد. حالا شاید از منظر چرخش بازار و خرید و فروشی که باید در بازار صورت بگیرد و با یک نگاه سطحی، بتوان وجهه موفقیت آمیزی را برای این تبادل کالا با پول در نظر گرفت، اما در چنین اوضاعی نیز نمی توان از این نکته غافل ماند که حتی اگر قرار به تقلید و ساخت محصولات مشابه است، می شود آن را با حداقل استانداردهایی انجام داد. این حمال چین بودن قرار است تا کی و کجا ادامه پیدا کند و تا کجا قرار است سود جذب گردشگر ما به جیب این کشور برود؟ بر اساس آمار دولتی گردش مالی سوغات مشهد قریب به ۷ هزار میلیارد تومان است که تمامی آن به جیب چینی ها می رود و از گردشگری تنها هزینه اش برایمان می ماند.

 

تأثیر شرایط اقتصادی بر کاهش استقبال از کارهای دستی

هر زمان صحبت از جایگاه و اهمیت صنایع دستی و میزان اقبال مردم به این دست سازه های هنری می شود، پای این حرف ها به میان می آید که مردم ما استقبال خوبی از این کارها نمی کنند و به عبارت دیگر پولی بابت آن ها نمی دهند. در ادامه نیز از فرهنگ غالب بر خارجی ها و اروپایی ها می گویند که چقدر برای هنرهای دستی ارزش قائل اند و همین واقف بودن به زحمت تولید و ارزش آن، فارغ از جلوه گری های ظاهری و بصری، باعث می شود که برایش بهایی را بپردازند. 

نهادینه شدن فرهنگ احترام به سرمایه های بومی، ملی و میهنی نیز، (در هر زمینه و از هر نوعی که می خواهد باشد، مثل تمایل به خرید اجناس تولید داخل) بعد دیگری از گرایشات فرهنگی این مردم است که می تواند در توجهی که به صنایع دستی و کارهای هنری نشان می دهند، مؤثر باشد. البته که نمی توان تمام و کمال و به سادگی از کنار این صحبت های همیشگی گذشت، با این حال نکته دیگری که در مدت اخیر به این مسائل اضافه شده است، بحث تورم و کاهش قدرت خرید مردم است. نکته ای که چند تن از مغازه دارهای بازار رضا نیز در پاسخ به این سؤال که آیا مردم به خرید صنایع دستی استقبال نشان می دهند یا خیر، با بیان جملات مشابهی به آن اذعان می کنند: «شما دست بکن تو جیبت، چقدر پول داری؟ اونقدری هست که بتونی برای این چیزا خرج کنی؟»، «همیشه هستن کسایی که از کارهای دستی استقبال کنند، چه زائرا و مسافرایی که میان، چه بقیه که مقیم همین شهر و دیارند، اما این روزا یه دلیل خیلی بزرگی که باعث می شه این استقبال کمتر و کمتر بشه، اینه که مردم پول ندارند از این چیزا بخرند. مردم الان اگه از پس نیازای روزمرشون بربیان کلی کار کردن.»

 

رونق صنایع دستی، نیازمند یک نگاه کلان

البته بحث میل و گرایش فردی آدم ها در اهمیت قائل شدن برای هنرهای دستی یک طرف قضیه است. طرف دیگر (و حتی شاید اولویت) این باشد که نگاه کلان تری را خرج این قضیه کرد؛ نگاهی که خودآگاه و ناخودآگاه بتواند این ارزشی را که به دنبالش هستیم، در بین عموم جا بیندازد و در قدم های بعدی به رونق صنعت گردشگری شهر و کشورمان کمک کند. چیزی شبیه به حمایتی که باید از جانب ارگان های مربوط و مسئول انجام شود. در این زمینه به عنوان نمونه می توان از کشور ترکیه نام برد، کشوری که دیگر عادت کرده ایم وقتی صحبت از کم و کاستی هایمان می شود، به سرعت نام آن را بر زبان ببریم تا مصداقی باشد از انتخاب رویه ای دیگر و گشودن دریچه های نو. شاید برای شما هم جالب باشد بدانید یکی از اقداماتی که این دولت ترک زبان برای بهبود اوضاع گردشگری خود انجام داده است، ورود به قضیه از طریق صنعت مکمل این ماجرا، یعنی فروش سوغات است. به این صورت که با اختصاص میزان مشخصی یارانه به هتل ها، از آن ها خواسته است تا قیمت های اقامت را پایین نگاه دارند و گردشگران را به سفر به این کشور تشویق کنند؛ سپس با برگزاری تورهای رایگان گشت شهری با صرف ناهار، گردشگران را به بازارهای ترکیه می برد تا با کالاهای تولیدی و صنایع دستی آن ها به عنوان یکی از سرمایه های وطنی شان آشنا شوند. حالا، تماشای آن ها همانا و دست به جیب شدن و خرید آن محصولات به عنوان یادگاری و سوغات همان. نکته جالب تر البته در این بین، دسته بندی گردشگران و بازارهای هدف آن هاست. به عنوان مثال بازار پوشاک، شیرینی و چرم بازار هدفی است که غالبا برای مسافران ایرانی در نظر گرفته اند.

 

دست پر مشهد در کارهای هنری دستی

حالا شاید از خودتان بپرسید که بعد از این همه آب و تاب دادن و سخن گفتن از اهمیت جایگاه صنایع دستی در مشهد، اصلا این شهر و هنر دست و دست سازه هایش در حد و اندازه ای هست که بخواهد به عام و خاص شناسانده شود یا حتی روی آن سرمایه گذاری هایی صورت بگیرد؟ اگر یزد را با ترمه اش می شناسند یا منبت و خاتم کاری های اصفهان زبانزد همه است، مشهد چه ظرفیت و برگ برنده ای دارد که بتواند رو کند؟ شاید بهتر باشد برای پاسخ به این سؤال، به دیده ها و شنیده هایی تکیه کنیم که در این مدت اخیر به شیوه های مختلف به چشم و گوشمان رسیده است. مثل اختصاص یک بازار سرپوشیده به صورت انحصاری برای کارهای دستی و هنری (بازار صنایع دستی) که چندین سال می شود مطرح شده اما هنوز به سرانجام نرسیده است. اولین بار ۲۹ مرداد ۹۵ بود که شهرداروقت مشهد در جشنی که به بهانه انتخاب مشهد به عنوان شهر جهانی گوهر سنگ ها برگزار شده بود ، وعده ایجاد بازار سرپوشیده ویژه صنایع دستی را مطرح کرد. فروردین همان سال البته بازار موقتی شکل گرفت اما گذرا بودن این اقدامات هیچگاه نتوانست جای خالی یک بازار صنایع دستی را در مشهد پر کند.در خود بازار رضا هم که قدم بزنیم، فارغ از خرده ریزه هایی که بیشتر برای یک سوغات مفید و مختصر به درد می خورد و اتفاقا خیلی هم زیاد است، باز هم می شود تک و توک مغازه هایی را پیدا کرد که بتوان عنوان «جایی برای فروش صنایع دستی» را به آن اختصاص داد، مغازه هایی که سنگ های هرکاره یا همان دیزی سنگی ها را ردیف به ردیف جلوی مغازه شان چیده اند یا سماورهای برنجی کوچک و بزرگی را که ماحصل کار دست خودشان است. پسر جوانی که دست زیر چانه، پشت دخل مغازه نشسته است، به تک سماور برنج داخل مغازه اش اشاره می کند و می گوید: «این بالای یه تومن قیمتشه. خیلی قدیمیه. فروشی هم نیست.

ولی ما خودمون کارگاه داریم. می سازیم از این ها. سماورایی که از ٧٠٠، ٨٠٠ تومن قیمت دارند تا بیشتر از یه تومن.» در این میان، شاید بازار سنگ چیزی است که بیشتر از موارد دیگر مطرح شده است. انتخاب شهر مشهد به عنوان شهر جهانی گوهرسنگ ها و برپایی نشست های تخصصی در این زمینه خودش می تواند مهر تأیید پررنگی بر این قضیه باشد. تمام این صحبت ها بیشتر از هر چیزی می تواند پتانسیل خوب شهر مشهد را در زمینه کارهای دستی و هنری نشان بدهد.

 

به عمل کار برآید

شاید چیزی که بیشتر شایسته است در مورد آن صحبت شود، مانور دادن و مطرح کردن این ظرفیت ها باشد تا بحث سر وجود داشتن یا نداشتنشان. همین الان اگر بروید یک جست وجوی ساده در اینترنت داشته باشید، به این عناوین، چیزهای دیگری مثل پوستین دوزی، ارغوان بافی، گلیم بافی و آینه کاری هم اضافه می شود. نکته ای که در این بین مهم جلوه می کند و البته جای سؤال دارد، تمرکز (حتی در کمترین حالت روی یک یا ٢ مورد از این پتانسیل ها)ست. اینکه چرا در تمام این مدت تلاشی برای مطرح کردن این ظرفیت ها نشده است؟ یا اگر هم تلاشی صورت گرفته چرا عایدی در خور توجهی نداشته است؟ در حالی که نقاط اتکای زیادی برای شناساندن صنایع دستی در مشهد وجود دارد، چرا این هنر آن چنان که باید و شاید خودش را به عینیت نرسانده است؟ چرا باید بازار رضا، آن هم با دست نه چندان پر، مرجعی باشد برای افرادی که می خواهند به صنایع دستی مشهد دست پیدا کنند، یا در حالت هایی دیگر، قطعه های کوچک و پراکنده ای از بازارهای سطح شهر مثل زیست خاور، طرقبه یا خانه ملک؟

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی