• خانه
  • یادداشت
  • میراث درهم‌تنیده سیدجمال
کد خبر : 99558
/ 10:56
محسن مدیرشانه‌چی

میراث درهم‌تنیده سیدجمال

میراث درهم‌تنیده سیدجمال

شهرآرا آنلاین - از یکی دو سده پیش که ایران و جوامع شرقی آرام آرام از خواب گران چندصدساله بیدار شدند و در پی غلبه بر عقب ماندگی ها و ابتلائات خود برآمدند، ٣ موج فکری در این سرزمین ها به راه افتاد و سکان تحرکات و جنبش های سیاسی و اجتماعی این جوامع را به دست گرفت. از یک سو، ناسیونالیسم و وطن خواهی در پی استقلال و پایان روابط نابرابر با غرب سلطه گر و آزادی و آبادانی و دستیابی به منافع ملی مردمان هر یک از این سرزمین های مستعمره یا نیم مستعمره برآمد. از دیگر سو، ٢ جریان فکری و تشکیلاتی دیگر با گرایش به انترناسیونالیسم یا جهان وطنی فراتر از مرزهای ملی و سرزمینی را هدف گرفت. یکی انترناسیونالیسم چپ بود در طیفی از سوسیالیسم تا کمونیسم که ریشه در اندیشه های متفکران اروپایی خاصه آلمانی داشت و با پیروزی بلشویک ها در روسیه تزاری و تشکیل اتحاد شوروی ابتدا مسکو را نقطه آمال و کانون الهام خود یافت و سپس به گونه ای محدودتر رو به سوی پایتخت های دیگری چون پکن و هاوانا و تیرانا برگرداند. موج دیگر انترناسیونالیسم اسلام گرا یا جهان وطنی اسلامی بود که عثمانی به مثابه آخرین بازمانده خلافت اسلامی در تقابل با غرب مسیحی، داعیه دار و حامی آن محسوب می شد. سیدجمال الدین اسدآبادی یا افغانی یکی از این انترناسیونایست ها و در واقع از پیش گامان و سلسله جنبانان آن بود.

در آغاز آنچه بیش از هر چیز توجه جهان وطنان اسلامی را به خود معطوف کرد اتحاد اسلام و وحدت مسلمین بود تا مسلمانان از پراکندگی رهایی یابند و ضعف و سستی و دوری آنان از یکدیگر به قوت و قدرت و همکاری و هماهنگی در قبال دشمنان مشترک خصوصا استعمار غرب بدل شود. دولت موردنظر نیز در آغاز عمدتا خلافت عثمانی بود که گرچه نام اسلام و حکومت اسلامی را یدک می کشید، بیشتر یک امپراتوری یا سلطنت قدرتمند بود که در اواخر حیات خود با نوسازی و اصلاحات موسوم به نظام جدید، مدرن هم شده بود. این نوسازی کم وبیش به نوعی توسعه سیاسی نیز انجامید. از این رو، مشروطه طلبان ایران در نهضت دموکراسی گرایی و قانون خواهی خود علاوه بر دموکراسی غربی و مشروطه سلطنتی انگلستان، نیم نگاهی هم به عثمانی جدید داشتند.

سید جمال الدین حسینی اسدآبادی در اسدآباد همدان زاده شد. تحصیلات خود را در قزوین و تهران دنبال کرد و در سفرهای متعدد خود به اقصانقاط جهان، از افغانستان و شبه قاره هند تا مصر و عثمانی و اروپا، زبان های مختلفی آموخت و با دانش ها و فنون جدید آشنا شد. سید جمال در مقام عالمی عامل و دانشمندی دردمند و جست وجوگر، در پی آسیب شناسی جدی مصائب و عقب ماندگی های جهان اسلام و حل و رفع این معضلات برآمد. کسب علوم و معارف جدید را چاره عقب ماندگی علمی جوامع اسلامی دید و بازنگری در دین و نوگرایی دینی را راه غلبه بر خرافات و موهومات آمیخته با اعتقادات مردم یافت اما بیشترین دغدغه و نگرانی او پراکندگی و تفرقه مسلمانان و سیطره غربیان بر آنان بود. ازاین رو، به گونه سلبی، مبارزه با استعمار غرب خصوصا انگلستان را ضرور می دانست و به‌شکل ایجابی، اتحاد اسلام و وحدت مسلمین را پایان بخش این رابطه نابرابر و وابستگی می خواند. او به دولت عثمانی در مقام تنها دولت مسلمان مستقل و مقتدر عصر خود امید بست و برای متحد ساختن مسلمانان، به دربار عثمانیان شتافت و نزد آنان مقام و منزلتی یافت و به مشاوره و راهنمایی آنان پرداخت. بدین سان اندیشه اتحاد اسلام و تشکیلاتی که به زعامت دولت عثمانی به همین نام در بسیاری از سرزمین های اسلامی به وجود آمد، به مثابه محور انترناسیونالیسم اسلامی سیدجمال متجلی شد. سید جمال و رهروان راه او که برخی به احیاگران جهان اسلام موسوم گشتند، منشأ اصلاحات یا قیام ها و انقلاب هایی در سرزمین های خود شدند. شماری از آنان همچون شیخ محمد عبده اندیشه های اصلاحی خود را با تأکید بر تعلیم و تربیت پیش بردند. برخی همچون اقبال لاهوری بانی تجزیه هند و تشکیل کشور اسلامی پاکستان شدند. از این رو، سید جمال در چهارچوب انترناسیونالیسم خود در ناسیونالیسم و جنبش های ملی شماری از کشورهای اسلامی نیز نقشی هدایت کننده یافت. پس از استقلال کشورهای مسلمان ازجمله در جهان عرب که قریب به اتفاق آن ها تا اوایل قرن بیستم مستعمره قدرت های اروپایی بودند، انبوه مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و اختلافات این کشورها با یکدیگر به نومیدی برخی نخبگان و مردمان این جوامع از ناسیونالیسم و وضعیت پس از استقلال ملی آن ها انجامید. اندیشه ها و تمایلات چپ گرایانه و انترناسیونالیسم چپ در شماری از این جوامع جایگزین ناسیونالیسم و ملی گرایی شد و تحرکات و جنبش هایی را دامن زد که از افغانستان تا غرب آسیا و شمال آفریقا را به اشکال مختلف در بر گرفت. ناکامی احزاب و دولت های چپ در طیفی از گرایش ها و برنامه های سوسیالیستی تا کمونیستی در این کشورها و خصوصا فروپاشی شوروی و اردوگاه کمونیسم، انترناسیونالیسم چپ را نیز در جهان اسلام همچون دیگر جوامع از جلوه انداخت. بدین سان انترناسیونالیسم اسلامی به‌مثابه میراث شخصیت هایی چون سیدجمال الدین اسدآبادی بار دیگر به صورت بدیلی در برابر دیگر اندیشه ها و گرایش ها ظاهر شد. این میراث در اواخر قرن بیستم در بسیاری از سرزمین های اسلامی از شرق آسیا تا غرب آفریقا در قالب جنبش های اسلامی توده ای و فراگیر با آرمان ها و آموزه های مترقی و رهایی بخش تجلی یافت. سید جمال و کسانی چون او در آن هنگام همچون اسطوره های پیش گام جایگاهی ممتاز یافتند. اما مجموعه عوامل درونی و بیرونی بسیاری این گرایش ها و جنبش ها را در مسیر دیگری قرار داد و اسلام گرایی جهان شمول یا انترناسیونالیسم اسلامی از اوایل سده بیست ویکم عمدتا به شکل تحرکات اقلیتی از بنیادگرایانی ظاهر شد که تحقق ایده های خود را به هر شکل و با هر ابزاری ضرور و مجاز می شمردند و مفاهیمی چون دموکراسی و توسعه سیاسی و حقوق و آزادی های مردمان این جوامع و صلح و تعامل با جهانیان تحت الشعاع برداشت ها و تفاسیر خشک اندیشانه و جزم گرایانه آنان از دارالاسلام و جهان وطنی اسلامی قرار گرفت. بدین سان راه سید جمال و متفکرانی چون او امروز در نگاه بسیاری از صاحب نظران به کژراهه ای بدفرجام بدل شد و در واقع میراث درهم تنیده سید جمال در این زمان متاعی متفاوت با گذشته عرضه کرد. 

 

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی