• خانه
  • یادداشت
  • فراتر از داشتن رابطه
کد خبر : 99559
/ 10:59
عباس عبدی

فراتر از داشتن رابطه

فراتر از داشتن رابطه

شهرآرا آنلاین - ما به هم ربط داریم»؛ اما اگر بگوییم ما بدون دیگری هیچ‌ چیزی نیستیم، ایده دقیق‌تری است زیرا این تصوری خام است که انسان و فرد بتواند ذاتی مستقل از دیگران داشته باشد. ما می‌توانیم یک تخم‌مرغ را در محیطی به دور از مرغ و خروس و در محیطی مناسب نگهداری کنیم و یک جوجه از آن بیرون آوریم. این جوجه می‌تواند بدون ارتباط با سایر مرغ و خروس‌ها یا جوجه‌ها رشد پیدا کند و تقریبا در وضعیتی مشابه جوجه‌هایی قرار گیرد که در محیط طبیعی با مرغ و خروس بزرگ می‌شوند ولی چنین اتفاقی برای انسان نمی‌افتد. کودکی که منزوی از انسان‌های دیگر بزرگ شود، بسیار عقب‌مانده و کودن و ناتوان از زندگی است و چه بسا عمر کمی کند. در تعامل و هم‌بستگی با دیگران است که رشد پیدا می‌کنیم، سخن گفتن می‌آموزیم، توانایی‌های مغزمان شکل می‌گیرد و توانایی‌های زندگی کردن را کسب می‌کنیم. رابطه ما با دیگران مثل رابطه ماهی و آب است. اساسا بدون آب، ماهی وجود خارجی نخواهد داشت. انسان در جامعه است که ذات خود را می‌یابد و هویت کسب می‌کند. چرا نوزاد انسان یکی از ضعیف‌ترین موجودات روی زمین است ولی انسان بالغ قوی‌ترین‌ِ موجودات؟ نوزادی را که حتی نمی‌تواند یک روز زندگی کند و هیچ قدرت دفاعی‌ای ندارد مقایسه کنید با بچه آهویی که یکی دو ساعت پس از به دنیا آمدن از دست شیر فرار می‌کند ولی تا پایان عمرش کمابیش همین‌قدر توانایی دارد. این در حالی است که کودک پس از ٢٠ سال به جایی می‌رسد که هیچ موجود دیگری قادر به مقابله با آن نیست. چرا؟ برای اینکه ما در تعامل اجتماعی و ارتباط با دیگران رشد می‌کنیم. در حقیقت، ما در غیاب دیگران چیزی نیستیم. ماهی اگر آب را نادیده بگیرد یا آلوده کند، خود را نابود کرده است. ما نیز هنگامی که خودمحور می‌شویم و گمان می‌کنیم که هرچه داریم محصول صلاحیت‌ها و لیاقت‌های خودمان است و نقش دیگران و جامعه را نادیده می‌گیریم، کاری جز نابودی خودمان نکرده‌ایم.

بنابراین تعریف و وجود انسانِ مجرد و بی‌ارتباط با دیگران مثل تعریف و وجود ماهی بدون آب است. ما از طریق شبکه‌های به‌ظاهر ساده ولی پیچیده اجتماعی با یکدیگر مرتبط می‌شویم. برخی از این شبکه‌ها طبیعی یا اولیه و برخی نیز قراردادی یا ثانویه هستند. خانواده مهم‌ترین شبکه از نوع روابط اولیه است. 

شبکه‌های فامیلی یا قومی یا نژادی و غیره نیز وجود دارند ولی با بزرگ‌تر شدن جوامع و ابعاد میلیونی جمعیت‌های شهری، گروه‌های اولیه دیگر کارایی کافی برای تأمین مجموعه نیازهای ارتباطی ما را ندارند. از این رو، ارتباطات و هم‌بستگی‌های ما با دیگران از خلال نهادهای قراردادی و مدنی شکل می‌گیرد و حتی نوع ارتباط ما با یکدیگر به جای چهره‌به‌چهره بودن، از طریق رسانه‌ها انجام می‌شود. تقسیم کار اجتماعی موجب می‌شود این هم‌بستگی‌ها بیشتر و بیشتر شود. یک نگاه به تمام نیازهای روزانه خود بیفکنیم. تقریبا هیچ‌کدامشان نیست که بدون حضور دیگران تأمین شود. یک مگس یا یک مار به‌تنهایی زندگی و نیازهای خود را برطرف می‌کند ولی ما تقریبا هیچ‌کدام از نیازهای خود را نمی‌توانیم به‌تنهایی تأمین کنیم. حتی انسان‌های اولیه که زندگی بَدَوی و ساده‌ای داشتند نیز نیازمند همیاری و کمک دیگران بودند. روی زمین هیچ موجودی به اندازه انسان به دیگران وابسته نیست و هیچ موجودی نیز قدرت و امکانات انسان‌ها را ندارد. این وضعیت به‌ظاهر متناقض ناشی از این واقعیت است که هیچ موجودی در مقام فردیت ضعف انسان را ندارد و هیچ موجودی در مقام جمع، قدرت انسان را ندارد. این‌ها هیچ‌کدام به معنای نفی فردیت ما نیست ولی فردیت ما در ذیل ارتباط با دیگران و حضور در جامعه است که معنادار ‌یا ممکن می‌شود.

 

تحلیلگر اجتماعی و سیاسی

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی