نسخه پی دی اف

وقتی باورهایمان گم می شوند!

﷯بحران مثل حادثه نیست که خبر نکند.بحران یک هشدار و آلارم است برای روزهایی که ثانیه شمار به صدا در آمدن هر لحظه را در دست دارد.بحران همین امروز است که گریبانمان را گرفته اما انگار تا مرز خفگی جدی‌اش نمی‌گیریم. رویارویی با بحران تنها مختص یک گروه خاص نیست.وقتی اساس این معضل از پایه ایراد دارد، نمی‌توان شخص یا گروه خاصی را متهم کرد. نقش بحران را باید آن‌هایی شفاف‌سازی کنند که در بطن و شرایط پس از آن قرار دارند. آن‌ها هستند که می‌توانند جامعه را به سمت و سوی باورها سوق دهند و با فرهنگ‌سازی در بین افکار عمومی باور بحران را به لایه‌های جامعه تزریق کنند. سکانداران یک جامعه می‌توانند با مدیریت شرایط و آینده‌نگری اولین گام را برای روزهایی که بحران از مرز باور می‌گذرد و به واقعیت پیش رو مبدل می‌شود،بردارند و نقش مؤثری در چنین مواقعی ایفا کنند. اما این رویه یک سویه به تنهایی پاسخ‌گوی مدیریت شرایط بحرانی نیست، نمی‌توان از گروه‌های خاص که خود را مبرا از بحران می‌بینند و چند مدلند، چشم پوشی کرد. در این بین خیلی‌ها که برچسب وسواسی بودن را به خود می‌زنند نه تنها دغدغه بحران را ندارند بلکه حتی حاضر نیستند عواقب رفتارهایی که نشئت گرفته از عادت‌هاست را به دوش بکشند. این چنین می‌شود که با مُهر افراد وسواسی خود را در گروهی از افراد جامعه قرار می‌دهند که اختیار درک بحران را از دست داده‌اند. این افراد خود را بیماری می‌پندارند که از وسواس رنج نمی‌برند اما واقعیت این است که با بیماری فرار از درک و باورهای موجود دست و پنجه نرم می‌کنند. چطور می‌شود فردی وسواسی خود را ملزم می‌داند که روزانه حداقل سه مرتبه دندان‌هایش را مسواک کند اما به این درک نرسیده باشد که با هر بار مسواک زدن به جای باز گذاشتن شیر آب و مصرف بیش از ٢٠ لیتر آب
( معادل١٠٠ لیوان آب) می‌تواند تنها از یک لیوان آب استفاده کند؟!قبول کنیم که گاهی برخی باورهایمان را جوری در کنج افکارمان قایم و به نوعی گم و گور می‌کنیم که اگر روزی لازمشان داشته باشیم به هیچ وجه نمی توانیم پیدایشان کنیم.
﷯ یک شهروند دغدغه‌ مند

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس