نسخه پی دی اف

آخرین وای فای در پاریس

عبدا... مقدمی |
به خان عمو گفتم: « هواپیمای همسایه مان که برای بدرقه اش آمده بودیم رسید به فرودگاه پاریس، ما هنوز اینجاییم.» گفت: «الان بلند شویم برویم خانه، شما پول اینترنت من را می دهی؟» گفتم: «آخه قربانت شوم! این نود و هفتمین فیلم سینمایی است که دارید دانلود می کنید. فکر نمی کنید این وای فای رایگان حق بقیه هم هست؟» گفت: «هست که هست. مگر من به کسی گفته ام از اینترنت استفاده نکند؟» همان لحظه صدای بلندگوی فرودگاه آمد: «مسافرین محترم! جان مادرتان ١٠ دقیقه بی خیال وای فای فرودگاه بشوید، بتوانیم هواپیماها را فرود بیاوریم. با تشکر!» گفتم: «بفرمایید!» گفت: «فقط من نیستم که. با این برنامه که توی گوشی دارم می بینم ١٩٣ نفر و نصفی دارند فیلم و موسیقی دانلود می کنند.» گفتم: «آن نصفی را چطور حساب کردید؟» گفت: «آن نصفی راه افتاده و رفته است، اما هنوز اندازه یک خط آنتنش پر است و دارد استفاده می کند.» گفتم: «همین کارها را کردید که همسایه مان مهاجرت کرد.» گفت: «واقعا بی جنبه بود. حالا یک رمز وای فایش را هک کرده بودم. دیدی چه قشقرقی به راه انداخت؟» گفتم: «بیچاره حساب کرد اگر در پاریس زندگی کند، از زندگی در همسایگی شما به صرفه تر است.» گفت: «امروز هم نمی گذاشت بیایم بدرقه اش. همه اش می گفت: دیگر اینترنت ندارم. اما مگر من باورم شد؟» گفتم: «یعنی داشت؟» گفت: «ته مانده اینترنت خطش را هک کردم و باهاش ٣ تا فیلم دانلود کردم.» گفتم: «بدبخت راحت شد.» گفت: «نه کاملا. به خودش که نگفتم اما برنامه دارم تابستان سال آینده با ١٠ تا هارد چند ترابایتی بروم و مهمانش شوم.» بلندگو گفت: «مسافرین محترم! فرودگاه تعطیل است. بروید فردا بیایید!».

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس