نسخه پی دی اف

ساز ناکوک توان یابان؛ ضرورت توجه مدیریت شهری به مصائب معلولان شهر

محبوبه عظیم زاده | وقتی پای این صحبت باز می‌شود که هر شهروند از چه امتیازاتی بهره‌مند است تا از یک زندگی شهرنشینی نهایت استفاده را ببرد انگار فراموشمان می‌شود که توان‌یابان هم جزءلاینفک این شهر هستند.
عالم و آدم می‌دانند که فقط در حد حرف است و وقتی پای عمل به میان می‌آید، قضیه این‌گونه جلوه می‌کند که تفاوت زیادی برای حضور توان‌یابان در اجتماع و بهره‌مندی از امکانات وجود دارد. این قضیه شامل حال دیگر توان‌یابان از جمله سالمندان و بعضا مادرانی که فرزندان شیرخوار و خردسال دارند می‌شود. شاید در بدیهی‌ترین نگاه استفاده از وسایل و تجهیزات عمومی را در اولویت به این قشر بدانیم اما در واقع جریان فراتر از این است که درقطار شهری با اکراه و رودربایستی از جایمان بلند شویم تا یک توان‌یاب بنشیند. منطقی که به این مسئله نگاه کنیم دستگیرمان می‌شود که نه ما آنچنان که باید و شاید رعایت‌کننده هستیم و نه اسباب آسایش جسم و روان آن‌ها، آن‌گونه که شایسته است برایشان فراهم است. اگر شما هم به این مسئله معتقدید که توان‌یابان نیز سهمی از این شهر دارند گوشزد‌کردن چند خطی از کمترین امکانات به این قشر که در ادامه با هم می‌خوانیم شاید تلنگری باشد برای یادآوری اهمیت این قضیه و تلاش برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر و بهتر خودمان با آن‌ها.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
چرا باید مسخره‌اش کنید. از تحقیر چه عایدتان می‌شود؟ از دل خوشش که عصای آهنی به زیر بغلش نزده است حتما از مشکلی رنج می‌برد. وقتی که برای عبور از عرض خیابان هی این پا و آن پا می‌کند از کنارش با خودرو مدل بالایت رد می‌شوی با تومأنینه شیشه را پایین می‌دهی و متلک می‌اندازی که «بیشتر با قر و غمزه راه برو...»شاید یک روز مثل شما عزیز دل! سالم و تندرست بوده و امثال شما که فکر می‌کنید شهر زیر چرخ‌های خودرو چند صد میلیونی‌تان است بد نیست با خودتان بیندیشید که شاید یک روز برای شما هم اتفاق بیفتد.

ورزش، تفریح، شادی کیلو چند؟
خیلی‌هایشان اصولا عطای یک تفریح درست و حسابی را به لقایش بخشیده‌اند. دور هم جمع شدن و پارک رفتن را که کلا بی‌خیال شده‌اند. ورزش‌های آبی و استخر که به هیچ‌وجه، اصلا امکان ندارد. حتی خیلی وقت‌ها داغ یک گشت و گذار ساده در خیابان به قصد عوض‌کردن آب و هوا به دلشان می‌ماند و تمام این‌ها حاکی از نبود یک فضای تفریحی مخصوص این افراد است؛ تا هم فارغ از نگاه آزاردهنده بعضی‌ها و هم با فراغ بال ناشی از وجود مکانی مخصوص به خودشان، مثل سایر مردم به تفریح و استراحت
بپردازند.
کجا برم خرید کنم پس؟
گاهی باید شاخ غول را برای خرید یک نان بشکنند. تأمین مایحتاج روزانه هم که جای خودش را دارد. یکسری از مراکز تفریحی مثل پروما با احداث یک رمپ، امکان تردد ساده این افراد را فراهم کرده‌اند. اما غالب مراکز خرید موجود در سطح شهر فاقد امکانات لازم برای ورود، حضور، تردد و دسترسی راحت این افراد به داخل مجموعه است. راستی فراموش نکنیم تنها ورود افراد توان‌یاب به یک مرکز خرید کافی نیست. استفاده از امکانات رفاهی داخل مرکز خرید هم باید فراهم
باشد.

با چی برم؟ چه جوری برم؟
در این روزها که کار دُرّ گران‌بهایی است، با هزار مصیبت کارمند شده است. صبح به صبح باید فلان ساعت سر ایستگاه اتوبوس باشد و فلان ساعت در اداره‌اش انگشت بزند. اما همیشه خدا برای اتوبوس سوارشدن به مشکل می‌خورد و سرکارش هم با تأخیر می‌رسد. تنها به این دلیل که یک رمپ سر راه او قرار ندارد تا بتواند بدون دردسر و با خیال راحت سوار اتوبوس شود و پله‌های طول و دراز محل کارش را رد کند.
خبر خوش اینکه در همین راستا از سال١٣٩٠ تعداد یک‌صد دستگاه اتوبوس بی‌آرتی در خط یک به قابلیت کف کوتاه هم‌سطح با ایستگاه مجهز شده‌اند.
تق و توق‌های بی‌صدا!
حاشیه خیابان ایستاده است و عصای سفید رنگی را که در دست‌هایش گرفته‌است، می‌کوبد به زمین تا شاید صدای برخورد و تق‌تق آن چشم و گوشی را متوجهش کند و به کمکش بیاید. چشم‌هایش که نمی‌بیند، اما گوش‌هایش را حسابی سپرده‌است به صدای رفت و آمد خودروها تا هرموقع سروصدای کمتری را حس کرد عزم رد شدن از خیابان کند. فارغ از اینکه نشان‌گذاری پیاده‌روها و خیابان‌ها برای افراد نابینا چقدر می‌تواند به آن‌ها برای عبور و مرور با خیال راحت کمک کند، نصب یک تابلوی راهنما و درج آن در محل ویژه‌ای برای رفت و آمد نابیناها یا وجود سنسورهای هشداردهنده با توجه به شلوغی خیابان‌ها نیز می‌تواند به حضور همراه با آرامش آن‌ها در جامعه منتهی شود. نمونه‌های کارآمدی چون اعلام صوتی ایستگاه اتوبوس که از سال ١٣٩٣ در ١٨٢٠ دستگاه اتوبوس و مینی‌بوس صورت گرفته، بسیار به کار توان‌یابان آمده است.

اول شما بفرمایید
خستگی همیشگی به‌علاوه کمی چاشنی تنبلی و بی‌حوصلگی قشرجوان امروز، این بهانه را دستشان داده تا انتخابشان در بالا و پایین‌های روزمره استفاده از آسانسور باشد نه راه‌پله. البته که استفاده از آسانسور به خودی خود جای گله‌گذاری ندارد، اما کمترین کاری را که ما به عنوان شهروندهای عادی جامعه می‌توانیم انجام دهیم، این است که لااقل قبل از سوارشدن به آسانسور دور و برمان را نگاهی بیندازیم تا اگر فرد مسنی یا فردی به همراه کالسکه و بچه‌اش هم حضور دارند، اولویت را به آن‌ها بدهیم.
راستی تا حالا شده با خودتان فکر کنید در جایگاه یک توان‌یاب اگر شهروند مهربانی کمکتان نکند چطور می‌توانید وارد پله برقی یا آسانسور
شوید؟!

تاکسی دربست
حالا دردسرهای سوار اتوبوس شدن و استفاده از قطارشهری را که کنار بگذاریم، استفاده از تاکسی هم به عنوان یکی دیگر از وسایل حمل و نقل عمومی، خودش یک خان جداگانه است. جدا از زمانی که باید در انتظار توقف یک خودرو در حاشیه خیابان بگذرد، اصولا خیلی از رانندگان توجهی به قشر توان‌یابان و نیاز آن‌ها به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی ندارند. البته شاید یک نگاه منطقی‌تر بگوید که این افراد بیشتر از اینکه نیازمند این توجه باشند نیازمند یکسری اقدامات و عمل‌گرایی‌ها در حوزه حمل و نقل عمومی هستند. چیزی شبیه مناسب‌سازی و تجهیز ٣دستگاه تاکسی ون(دربستی) برای معلولان و توان‌یابان که آذرماه سال گذشته از جانب سازمان تاکسی‌رانی شهرداری مشهد اعلام شد .به گفته علوی، مدیر عامل سازمان تاکسیرانی مشهد،این عدد ظرف چند ماه آینده به ١٠ دستگاه می رسد.

چه خبر از زیرساخت‌ها؟
خب البته واضح است که بخش اعظمی از ارتقا و بهبود سطح کیفی زندگی اجتماعی معلولان و توان‌یابان توسط شهرداری و از طریق بهسازی معابر و فضاسازی شهری ممکن می‌شود. در حدی که وقتی سری به آمار و ارقام مدیریت شهری می‌زنیم دستگیرمان می‌شود که در یکی از اقدامات صورت گرفته بالغ بردو میلیون و ٢٠٠ هزار متر مربع پیاده رو طراحی شده که از این عدد بالغ بر یک میلیون متر مربع
پیاده رو اجرا شده است.

سد راه هم نشویم
﷯ اما نباید فراموش کنیم که گاهی ما شهروندان هستیم که سد راه یکدیگر می‌شویم. چرا باید چون مالک فلان سوپرمارکت هستیم خود را مالک پیاده‌رو بدانیم و برای این قشر سدمعبر کنیم یا به قوانین و علامت‌های راهنمایی و رانندگی ویژه این افراد، مثل جای پارک مخصوص بی‌تفاوت باشیم. فارغ از تمام جنبه‌های قانونی و اصولی که صد البته موظف به رعایت آن‌ها هستیم، نباید فراموش کنیم که قبل از هرچیز این وظیفه انسانی ماست که نسبت به زندگی افرادی که اطرافمان هستند، بی‌تفاوت نباشیم و تا جایی که امکان رفع نیازهایشان کمک کنیم. دارد به حضور سهل آن‌ها در جامعه و

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس