نسخه پی دی اف

ترجمه‌های تحریف شده ؛ گفت وگوی شهرآرا با ناهید کاشی‌چی مترجم باسابقه مشهدی

﷯در میان اندک مترجمان شناخته‌شده‌ای که ادبیات روسی را مستقیم از زبان روسی به فارسی برمی‌گردانند نام یک مترجم مشهدی به چشم می‌خورد. ناهید کاشی‌چی طی بیش از نیم سده فعالیت ادبی آثار متعددی را از ادبیات روسیه به خوانندگان فارسی‌زبان ارائه کرده است که ٣ جلد «نامه‌ها»ی آنتون چخوف و نمایشنامه‌هایی از این نویسنده بزرگ مانند «مرغ دریایی»، «دایی وانیا»، «سه خواهر»، و نیز «مجموعه داستان‌ها»ی آلکساندر پوشکین از آن شمارند. او بهمن سال ١٣٢۵ در مشهد و در خانواده‌ای اهل فرهنگ به دنیا می‌آید و همواره نیز در محیطی فرهنگی زیسته است، چنان‌که پدرش، شادروان محمود کاشی‌چی، بنیادگذار انتشارات گوتنبرگ بوده و برادرش، کاوه کاشی‌چی، مدیر انتشارات جاودان‌خرد است و همسرش، مرحوم محسن باقرزاده، نیز انتشارات توس را مدیریت می‌کرده است. ناهید کاشی‌چی هفت‌ساله بوده است که در پی کودتای ننگین ٢٨ مرداد علیه دولت مردمی، با خانواده به پایتخت مهاجرت می‌کند اما به نظر می‌رسد هنوز پیوندی عمیق و عاطفی با زادگاهش مشهد دارد.

چه شد که سراغ زبان و ادبیات روسی رفتید؟
پدر من نماینده فروش کتاب‌های روسی در ایران بودند. از آنجایی که به زبان روسی آشنایی نداشتند مرا به یاد‌گیری این زبان تشویق کردند تا برای درخواست کتاب و خواندن صورت‌حساب‌های بانک کمکشان باشم. زبان روسی را دوست داشتم چون بارها شنیده بودم که می‌گفتند اگر می‌خواهی با دوستت صحبت کنی زبان فرانسوی، اگر درباره علم و صنعت و تجارت می‌خواهی صحبت کنی انگلیسی و اگر قصد صحبت با دشمنت را داری آلمانی را انتخاب کن ولی اگر می‌خواهی به زبانی صحبت کنی که همه این خصوصیات را با هم دارا باشد، به زبان روسی حرف بزن. به خواست پدر دبیرستان را ترک کرد و در کتاب‌فروشی ایشان «انتشارات گوتنبرگ» به کار مشغول شدم. هم‌زمان با شرکت در کلاس‌های شبانه خزاعلی در کلاس‌های انجمن فرهنگی ایران و شوروی هم نام‌نویسی کردم و موفق به دریافت گواهی‌نامه سه‌ساله زبان روسی و یک دوره کلاس‌های فشرده مترجمی شدم، با شرکت در امتحانات متفرقه دیپلم ادبی از «دانشگاه علامه طباطبایی» در رشته ترجمه زبان روسی لیسانس گرفتم.

سال‌های آغازین کارتان کتاب‌های کودکان را ترجمه می‌کردید؛ آیا این ناشی از سادگی ادبیات کودک نیست؟
١٧ سال بیشتر نداشتم که به ترجمه داستان‌های کودکان سرگرم شدم. درست است که متن‌ها ساده بودند ولی آنچه بیشتر باعث تشویق من در این کار می‌شد، استقبال فراوان از این ترجمه‌ها بود. این داستان‌ها در شمارگان ۵ هزارجلد و با قیمت بسیار ارزان ۵ و یا ١٠ ریال یعنی به قیمت یک آدامس و یا شکلات منتشر می‌شد و خیلی زود به چاپ دوم می‌رسید. برای مترجم پاداشی بهتر از این نیست که ببیند کتابش مورد استقبال قرار گرفته است، حتی اگر آن کتاب، کتاب کم‌صفحه کودکان باشد.

با ٣ جلد «نامه‌ها» که شما به مجموعه هفت‌جلدی آثار چخوف با ترجمه شادروان استپانیان افزودید مجموعه کامل می‌شود؟
خیر، مجموعه کامل آثار چخوف شامل ٣٠ جلد می‌شود که ١٠ جلد آن به داستان‌ها، ٢ جلد نمایشنامه‌ها، ٢ جلد سفر به ساخالین، ١٢ جلد نامه‌ها، ٢ جلد یادداشت‌های روزانه و ٢ جلد هم به آثار متفرقه دیگر اختصاص داده شده است. تنها مکاتبات آنتوان چخوف شامل ۴ هزار و ۵٠٠ نامه میان او و دوستان و آشنایان و قریب ١٠هزار یادداشت و مکاتبه با افراد متفرقه است. چخوف نامه‌نگاری را بسیار دوست می‌داشت و همه نامه‌های دریافتی را با نظم و دقت بسیار بایگانی می‌کرد.

چه کاستی‌ای در ترجمه‌های استپانیان دیده‌اید که برخی از نمایشنامه‌های چخوف را به‌صورت مستقل از مجموعه آثار و با ترجمه خودتان به فارسی بر‌گردانده‌اید؟
به جرئت می‌توان گفت که بهترین و دقیق‌ترین ترجمه آثار چخوف را سروژ استپانیان انجام داده است. استپانیان در سال ١٣٠٨ در باکو از پدری ارمنی و مادری روس متولد شده است، پس جای شگفتی نیست اگر افزون بر فارسی، به زبان‌های روسی و ارمنی تسلط کامل داشته باشد. اما نمایشنامه‌های چخوف که من ترجمه کرده‌ام به خواست ناشر به صورت مجلد‌های جداگانه با قیمت ارزان برای استفاده دانشجویان به‌ویژه دانشجویان رشته تئاتر انتشار یافته است.

با توجه به شاعر بودن پوشکین، در برگردان مجموعه آثارش با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بودید؟
من تنها آثار منثور پوشکین را به فارسی برگردانده‌ام. ترجمه آثار منظوم او بسیار مشکل و از عهده من خارج است. متنی که من ترجمه کرده‌ام شامل: آبراهام (‌ابراهیم)، شلیک، تابوت‌ساز، دوبروفسکی، بی‌بی پیک، شب‌های مصر، دختر کاپیتان، سفر به ارزروم و‌... است که تمام داستان‌هایی را که او به نثر نوشته دربر می‌گیرد.

شمار مترجمانی که آثار ادبی روس را مستقیم از زبان روسی ترجمه کرده‌اند زیاد نیست و از سویی
به جز موارد استثنایی چون ترجمه‌های جوان‌ترهایی مانند گلکار و آتش‌برآب معمولا آثار کلاسیک و نه چندان جدید ادبیات روسیه در ایران انتشار می‌یابد. آیا ادبیات امروز روس‌ها ظرفیت و جذابیت لازم را ندارد؟
متأسفانه بیشتر ترجمه‌های آثار روسی را مترجمانی صورت داده‌اند که روس‌زبان نبوده‌اند. به‌جز چندنفر انگشت‌شمار بقیه از زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و غیره ترجمه کرده‌اند و این آثار نیز تنها از نویسندگان کلاسیک و شناخته‌شده روس بوده است. زبان روسی که امروزه در بیش از ١٠ دانشگاه، مؤسسات عالی و انجمن‌های علمی و ادبی وابسته به دانشگاه‌ها در مقاطع دانشگاهی، کارشناسی ارشد و دکتری تدریس می‌شود و هر‌ساله تعداد زیادی روسی‌دان تحویل جامعه می‌دهد، در مقایسه با ۶٠ سال قبل که من این زبان را می‌آموختم از زمین تا آسمان فرق کرده است. حکومت پیشین و حتی اکثر مردم در آن زمان از کسانی که روسی می‌دانستند هراس داشتند و آن‌ها را کمونیست می‌پنداشتند. تنها داشتن یک جلد کتاب از ماکسیم گورکی و‌... که در حال حاضر در خیابان انقلاب و یا پشت پنجره کتاب‌فروشی‌ها فراوان دیده می‌شود کافی بود تا دارنده‌اش به حبس و یا اعدام محکوم شود. در مدرسه عالی ترجمه دانشگاه علامه طباطبایی که من در آنجا درس می‌خواندم، با دانشجویان زبان روسی رفتاری همچون تبعیدیان و از اجتماع رانده‌شدگان به عمل می‌آوردند. شرایط برای تمام کسانی که به نحوی با زبان و یا تجارت با اتحاد شوروی سروکار داشتند این‌گونه بود. پس جای تعجبی نیست اگر تعداد مترجمان قدیمی زبان روسی ما این اندازه اندک باشد. همچنین مترجمانی که به ترجمه شاعرانی همچون آخماتووا، مایاکوفسکی و غیره دست زده‌اند متأسفانه از زبان‌های دوم و سوم بوده است. این ترجمه‌ها هر اندازه نیکو باشد، به هیچ‌وجه نمی‌تواند بیانگر احساسات و روحیه صاحب اولیه اثر باشد. می‌توانم بگویم که همگی تحریف‌شده، نامفهوم و ثقیل‌اند. اما فروپاشی اتحاد شوروی باعث شد تا درِ دانشگاه‌های ما به روی جوانان علاقه‌مند به زبان روسی باز شود و با اعزام دانشجویان به روسیه مترجمان بسیار مسلط به این زبان پا به جهان ادبیات روس بگذارند و ترجمه‌های بسیار خوب و روانشان را به خوانندگان علاقه‌مند عرضه کنند. از آن جمله هستند دکتر آبتین گلکار و دکتر حمیدرضا آتش‌برآب که هر دو دانش‌آموخته دانشگاه‌های روسیه هستند. درباره انتشار آثار کلاسیک هم باید گفت که وزارت ارشاد به این آثار راحت‌تر مجوز می‌دهد و همچنین ناشران حاضر نیستند برای چاپ کتاب نویسنده‌ای معاصر که از فروش آن مطمئن نیستند سرمایه خود را به خطر بیندازند؛ تا حدی هم حق را باید به آن‌ها داد، چون خریداران کتاب نیز تمایلی به نویسندگان نا‌آشنا ندارند.

خود شما قصد ندارید سراغ نویسندگان امروز روسیه
بروید؟
ترجمه‌ای از داستان‌های شوکشین دارم که چند‌سالی است در دست ناشر مانده است. باید بدانید که شوکشین نویسنده، کارگردان مشهور و معاصر روس است که داستان‌هایش همگی از زبان مردم ساده و معمولی شهر و روستا به سبکی شیرین و روان نوشته شده است. همچنین مجموعه‌ای از ١٠ نویسنده معاصر روسیه ترجمه کرده‌ام که آن هم در انتظار چاپ
است. ﷯

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس