نسخه پی دی اف

در جست‌وجوی امید

به‌ عنوان یک کارشناس اقتصادی نمی‌توان مشکلات و مسائل متعددی را که در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی گریبان‌گیر ماست به‌سادگی بیان کرد. از آن بدتر آن است که دلیل این مسائل و مشکلات و راه‌حل‌های برون‌رفت از آن‌ها نیز کاملا مشخص نیست و هر فرد و گروهی از زاویه دید خود به این مسائل، دلایل و راهکارها می‌نگرد. فضای جامعه نیز به گونه‌ای بهت‌آور و نگران به این شرایط نابسامان نظاره می‌کند و امیدوار به دستان توانایی است که گویا در آستین هیچ نهاد و دستگاه مسئولی قرار ندارد که بتواند به بهبود این وضعیت کمک چندانی بکند.
قصد این نوشتار آن نیست که قصه و غصه تکراری مشکلات اقتصادی اجتماعی جامعه را ‌بازگو کند بلکه هدف اصلی‌اش آن است که به این نکته مهم اشاره شود که چرا مشکلات موجود در جامعه که ‌آحاد مردم ‌درک و لمسش می‌کنند از سوی مسئولان درک‌شدنی نیست. به‌ عبارت‌ دیگر، چرا اصولا در بعد اقتصادی و اجتماعی، در عمل، برای مسئولان مسئله‌ای وجود ندارد که بخواهند آن را حل کنند؟ بدیهی است که مدیران و مسئولان در برخورد با مسائل و مشکلات موجود ٣ راهکار را در پیش می‌گیرند:
برخی از مدیران اصولا مشکل یا مسئله را انکار می‌کنند و رویکردی واکنشی ‌به مسائل دارند. آن‌ها سعی می‌کنند با پاک کردن صورت‌مسئله، همه‌چیز را طبیعی و عادی جلوه دهند. دسته دوم افرادی هستند که شکل مسئله را عوض می‌کنند. به‌ عبارت‌ دیگر، به‌ جای حل مسئله، با مسئله بازی می‌کنند تا مسئله خودبه‌خود محو شود. برخی از مدیران نیز هستند که در واکنش به مسائل یا مشکلات، رویکردی فعالانه در پیش می‌گیرند و سعی می‌کنند با شناسایی ابعاد مسئله، بهترین راهکارها را برگزینند.
به نظر می‌رسد درباره مشکلات اخیر اقتصادی و اجتماعی در کشور، مسئولان دولتی رویکرد اول ‌یا حداکثر رویکرد دوم را در پیش گرفته‌اند و به وجود مشکل یا مسئله در کشور اعتقادی ندارند وگرنه راه‌حل‌های مشخص و مناسبی برای خروج از مشکلات ارائه می‌کردند. با افزایش بیش از سه‌برابری نرخ ارز در روزهای اخیر، مشکلات اقتصادی مردم نیز چند‌برابر، ‌و سفره‌های مردم یک‌سوم شده است. انصاف نیست مسئولان کشور در این شرایط در قبال مسائل و مشکلاتی که عمدتا بر اثر سوء مدیریت آن‌ها به وجود آمده است بی‌تفاوت
باشند.
اولین گام در حل مسائل موجود در کشور، پذیرش وجود مشکل و مسئله و تعریف درست مسئله است. به قول راسل اکاف، متخصص مدیریت، تعریف درست مسئله و مشکل، نیمی از حل آن مسئله است. ما باید مسائل خود‌ را در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی درست تعریف کنیم.
این مسائل با یکدیگر مرتبط‌اند و می‌توان با باز کردن گره‌هایی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، پیشرفت‌های فراوانی را در حوزه اقتصادی شاهد بود. بعد از تعریف درست مسئله، می‌توان با استفاده از خرد جمعی و تجربه کشورهای موفق، به نتایج خوبی در زمینه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه دست
‌یافت. ﷯
حسین محمدی
اقتصاددان، عضو هیئت‌ علمی دانشگاه فردوسی مشهد
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس