نسخه پی دی اف

حافظ! چه طرفه شاخ نباتی است کلک تو

از نگاه من مفاخر ایرانی هرکدام به‌نوعی می‌توانند ارجاعاتی تاریخی-فرهنگی برای نسل‌های مختلف باشند. چنان‌که فردوسی از ارجاعات ما در بحث زبان فارسی و ملیت است، سعدی در مباحثی مثل اندرزگویی، آموزگاری اخلاق و گاه غزل پرنیانی عاشقانه منبع ارجاعمان می‌شود، مولانا به گاه اندیشه‌ورزی و عرفان محل رجوع ما می‌شود، آنگاه که می‌خواهیم برای ادبیات بزمی قهرمانی ادبی بجوییم سراغ نظامی می‌رویم. درحالی‌که به‌واقع سخت است که بدانیم حافظ کی و کجا می‌تواند از ارجاعات تاریخی و فرهنگی ما باشد. بااین‌حال معتقدم حافظ مثل دریایی است که رودهای بسیاری از اقلیم‌های متفاوت فکری در آن سرازیر شده است. از این‌ رو همه آن‌ها هست اما هیچ‌کدام آن‌ها به‌تنهایی نیست و این نکته بر دشواری فهم ما از حافظ می‌افزاید.
استاد خرمشاهی تعبیر زیبایی درباره حافظ دارد و می‌گوید: حافظ بیش از آنکه انسان کامل باشد، کاملا انسان است. این نگاه ما را با حافظی روبه‌رو می‌کند که از یک‌سو رویکرد عام دارد و عموم مردم در طول این قرن‌ها به او مراجعه کرده‌اند و خوشی‌ها و ناخوشی‌هایشان را با شعر او پیوند زده‌اند. از همین رهگذر با دیوان او تفأل می‌جویند. از طرفی بن‌مایه‌های عرفانی وجه و رویکرد دیگر شعر حافظ را نشان می‌دهد و او را در زمره شاعران عارف قرار می‌دهد اما مهم‌تر از این‌ها وجه متناقض‌نمای (پارادوکسیکال) حافظ است؛ یعنی همان اتفاقی که نگاه ما را به جایگاه روشن حافظ در تاریخ با دشواری روبه‌رو می‌کند.
این چندسویه بودن شعر حافظ از همان عصر حافظ مطرح بوده است. در کتاب «حبیب‌السیر» آمده است که روزی شاه‌شجاع به حافظ می‌گوید: چرا شعر تو هر بیتش با هم تفاوت دارد؟ بیتی به وصف عاشق و بیتی به وصف معشوق می‌پردازد و هر بیتی برای خودش سازی می‌زند. حافظ در پاسخ می‌گوید: مهم این است که شعر من جهانگیر شده است ولی شعر بعضی‌ها از دروازه شیراز هم بیرون نرفته است. برخی می‌گویند شاه‌شجاع این را به خودش می‌گیرد چون شاعر هم بوده است. اکنون هم باید چندسویه به شعر حافظ نگاه کنیم.
حافظ را چه حافظه تاریخی‌مان بدانیم و چه شاعری که در آشکارا و نهان دستمان را می‌گیرد و دلمان به کلامش قرص می‌شود و چه حظ و بهره عرفانی از او ببریم و چه اندیشه ایرانی و اسلامی را در سخن او جست‌وجو کنیم، یک نکته روشن و مشخص دارد و آن اینکه دلبری‌های شعر حافظ جان تاریخی‌مان را صیقل داده است و مدام ماه مرادمان از افق شعر او طالع می‌شود و این قرعه فقط به نام حافظ افتاده است و بس.
علیرضا حیدری|شاعر و روزنامه‌نگار

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس