نسخه پی دی اف

بدعت شیرین لسان الغیب ؛ گفت وگو با دکتر سید جواد مرتضایی به مناسبت روز بزرگداشت حافظ

﷯ فاطمه خلخالی‌ استاد| آسان نیست از حافظ و غزل‌هایش گفتن و به ورطه تکرار نیفتادن؛ بااین‌حال لسان غیبِ خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی، چنان مفاهیم نهفته در اشعارش را با فال زندگی و احوال هر یک از ما منطبق می‌‌کند که هرچه از او و شعرش بیشتر بشنویم و بخوانیم، باز گیرا و شنیدنی و خواندنی است. فردا ٢٠ مهر، روز بزرگداشت اوست؛ شاعری که اگر بود حالا به سبب نشر بسیار کتابش، لابد سرمایه مادی‌ بس عظیمی فراهم آورده بود. دیوان حافظ، این شاعر سده هشتم، شامل حدود ۵٠٠ غزل، شماری قصیده، ٢ مثنوی، چند قطعه و تعدادی رباعی است که تاکنون بارها به زبان‌های مختلف جهان منتشر شده است. به پاسداشت نام او و درباره او با دکتر سیدجواد مرتضایی، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد و نویسنده کتاب‌هایی چون «از عرفان شعر حافظ»، «از موسیقی معنوی شعر حافظ»، «از شعر دلکش حافظ» و جز این‌ها، گفت‌وگو کردیم.

﷯ در تذکره‌ها و نیز اشعار خود حافظ زندگی او تا چه اندازه نمود داشته است؟
در تذکره‌هایی که از اواخر سده هشتم به بعد به دست ما رسیده است، اشاره‌هایی به زندگی حافظ وجود دارد اما چون این اشاره‌ها اسناد تاریخی موثقی ندارند، غیرقابل اطمینان هستند و تقریبا ما از شرح حال دقیق زندگانی این شاعر بی‌خبر هستیم. خود او اشاراتی درباره زندگی‌اش در غزل‌هایش دارد اما خیلی کم‌رنگ است. مثلا غزلی که در مرثیه و رثای فرزندش گفته، نشان می‌دهد که او فرزندی داشته است ولی حتی اسمش را هم بیان نمی‌کند. مطالبی که درباره فرزندان حافظ گفته شده و اینکه همسری به نام شاخه نبات داشته است، ساخته و پرداخته ذهن تذکره‌نویسان ماست. البته اطلاعاتی جزئی درباره خواجه شیراز در مقدمه محمد گلندام -جمع‌آورنده دیوان حافظ و هم‌عصر او- هست که در آغاز برخی تصحیحات دیوان حافظ آمده است. گلندام شخصیت تاریخیِ مسجل و قطعی‌ای برای ماست و اطلاعاتی جزئی که درباره حافظ به ما می‌دهد موثق است. جز این هر آنچه مانده، بیشتر ساخته و پرداخته ذهن اصحاب تذکره است. به هرحال مسلم است که حافظ حدود دهه دوم سده هشتم به دنیا آمده، اواخر سده هشتم یعنی بین ٧٩٠ تا ٧٩٢ فوت کرده و عمری حدود ٧۵ تا ٧٨ سال داشته است. او طی عمر بابرکتش زیباترین و بی‌نظیرترین غزل‌های فارسی را به تاریخ ادبیات ما تقدیم کرده است.

﷯ حافظ چقدر در اشعارش به اتفاقات اجتماعی و سیاسی جامعه خود توجه داشته است؟
دوران زندگی حافظ بسیار پرآشوب بوده است. جوانی او با حکومت دوازده‌ساله شاه شیخ ابواسحاق اینجو در شیراز مصادف است. در این زمان، حافظ بسیار مورد توجه شاه بوده و دوران بسیار خوشی داشته است. با تصرف شیراز به دست امیر مبارزالدین محمد، شیخ ابواسحاق کشته می‌شود. حافظ غزلی دارد که بر دوران خوش ابواسحاق تأسف می‌خورد: راستی خاتم فیروزه بواسحاقی/ خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود. امیر مبارزالدین، بعد از چهل‌سالگی توبه می‌کند و به تشرع و تزهد روی می‌برد و اعمال سخت‌گیرانه‌ای را در پیش می‌گیرد. این دوران برای حافظ دوران بسیار نامساعدی بوده است. بیشتر مواقعی که در غزلیاتش از محتسب نام می‌برد منظورش همین امیر مبارزالدین محمد است. پس از کشته‌ شدن امیر مبارزالدین، پسرش شاه‌ شجاع حدود ٢٧ سال در شیراز حکومت می‌کند که این دورانِ طولانی برای حافظ خوشایند بوده است، چون شاه‌شجاع اهل شعر بوده و دیوان اشعاری هم داشته و به حافظ و دیگر شاعران توجه می‌کرده است. اما در پایان دوران حکومتش به دلیل بیماری جوع‌البقر و به سفارش برخی محارم متمایل به زهد می‌شود و راه و رسم پدر در پیش می‌گیرد. در این ایام رابطه‌اش با حافظ به کدورت می‌گراید. پس از شاه شجاع نیز، هر چند سال، یک‌نفر حکومت شیراز را در دست می‌گیرد. زمانی شاه منصور و حدود سه‌سالی هم زین‌العابدین فرزند شاه شجاع و دورانی هم شهر مسخر تیمور گورکانی می‌شود. حافظی که پا به سن کهولت گذاشته، نمی‌تواند برتابد که اوضاع فارس این‌قدر آشفته است. او در طول عمرش گاه خوشی و گاه ناخوشی داشته است و این تلاطم‌های تاریخی در غزل‌های حافظ نمود دارد. دکتر قاسم غنی کتابی با عنوان «تاریخ عصر حافظ» دارد که در آن بیان شده است در برخی غزل‌ها اشارات تاریخی وجود دارد. کتاب در دست‌انتشار بنده نیز با عنوان «زمینه‌های تاریخی مدحی اشعار حافظ» با بررسی حدود ٨۵ غزل از حافظ، به این موضوع پرداخته است که زمینه و اشارات تاریخی و مدحی در اشعار او وجود دارد.

﷯ نگاه حافظ به نحو و دستور زبان فارسی در اشعارش چگونه است؟
نحو و دستور زبان غزل‌های حافظ، همانند سعدی سهل و ممتنع نیست و نحو طبیعی ندارد، اما جابه‌جایی‌های اجزای کلام در غزل حافظ نمود بیشتری نسبت به غزل سعدی دارد. البته تفاوت بسیار آشکارِ بین زبان غزل‌های حافظ با زبان دیگر شاعران غزل‌سرا، تفاوت در فرم است. فرم غزل‌های حافظ، عالی‌ترین فرم و صورت زبان فارسی است. درواقع جابه‌جایی اجزای کلام هست اما شما آفَتی در زبان حافظ نمی‌بینید، به طوری‌که بدون اغراق می‌گویم بزرگ‌ترین شاعر فرمالیست تاریخ ادبیات فارسی-حتی در دوران معاصر- حافظ است. او حدود ۵٠٠ غزل دارد که با توجه به ۵٠ سال عمر شاعرانگی‌اش، می‌توان به طور میانگین گفت هرسال فقط ١٠ غزل می‌سروده است و این برای یک شاعر، کار خیلی زیادی نیست. دلیلش هم این است که روی شعرش و جابه‌جایی و جایگزینی اجزای کلامش کار می‌کرده است تا فرم و صورت شعر خودش را به عالی‌ترین حد هنری برساند. معتقدم حافظ از تمام ظرفیت زبان فارسی استفاده کرده است و ما کمتر شاعر این‌چنینی‎‌ای داریم.

﷯ برای حافظ شعر اصالت بیشتری داشته است یا عرفان؟ و بیشترین مضمونی که در اشعارش به آن برخورد می‌کنیم چیست؟
در کتاب‌هایم گفته‌ام و استادم دکتر شفیعی کدکنی هم در کتاب «این کیمیای هستی» یادآوری کرده‌اند حافظ هرگز مانند مولانا عارف رسمی و تمام‌عیار نیست. همه‌چیز حتی عرفان، برای حافظ حکم ابزاری برای عالی‌ترکردن فرم زبان را داشته است. موضوع عرفان بخشی از موضوعات شعری غزل‌های حافظ است، اما آنچه برای او در درجه نخست اهمیت قراردارد، فرم و صورت شعرش است، بقیه تابعی از این فرم هستند. پاسخ بخش دوم سؤال شما هم این است که مضمون غزل‌های حافظ متنوع و دارای نظام چندگفتمانی است. شما گاهی در یک غزل با چند گفتمان مختلف در حوزه عرفان، پند، انتقاد، اخلاق و فلسفه مواجه هستید. آقای بهاءالدین خرمشاهی می‌گوید حافظ چنین نظام چندگفتمانی را از قرآن الهام گرفته است که در یک سوره، آیات مختلف با موضوعات متنوع وجود دارد. این بدعتی است که حافظ در غزل فارسی گذاشت و ما پیش از او نظام چندگفتمانی را در غزل نداشتیم یا به ندرت داشتیم.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس