نسخه پی دی اف

دو سروده از محمدرضا شفیعی کدکنی

﷯مرزهای ایرانشهر
با یاد ایرج افشار
خط‌های رویِ نقشه به دیوار؟
و آن سیمِ خاردار؟
ـ نه هرگز!
معنای من کجاست، پس اکنون؟
در تنگِ این حصار؟
ـ نه هرگز!

از سیم‌ِ خاردار گذر کُن
بگذر ز خار و صخره خارا
آن سویِ بادکوبه و گنجه
و آن سوی مرو و بلخ و بخارا

آن سویِ عهدنامه شاهان
از سُغد تا هرات و نشابور
هر جا بیات ترک و همایون
هر جا نوای پرده ماهور.

آفاقِ همدلی و همیشه
هر جا من و شماست، همانجا
هر جا که نام حافظ و خیّام
در خاطر آشناست، همانجا.

شیپورِ اطلسی‌ها
در روزگارِ عربده مرگ
در غربتی که هرچه ترانه‌ست
از مرگ می‌سراید و
نومید،
شیپورِ اطلسی‌ها
فریادِ زندگی‌ست
در انتظارِ رایتِ خورشید.
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس