نسخه پی دی اف

مث مسی! صفحه اینستاگرام رضا پرستش تیک آبی اصلی‌بودن گرفت، اتفاقی که واکنش‌های زیادی در فضای مجازی به دنبال داشت و این سؤال را مطرح کرد که رضا پرستش چطور به موفق‌ترین بدل ایرانی تبدیل شد

﷯﷯ ماجرای یک تیک آبی کوچولو
احتمالا با آن تیک آبی اینستاگرام آشنایی دارید و می‌دانید که تیک آبی را به چه صفحه‌‌هایی می‌دهند، صفحه‌هایی که اصلی هستند و اینستاگرام تأیید کند صاحب و دارنده آن، خود واقعی‌اش است. البته این موضوع درمورد پیج‌های خارجکی بیشتر صدق می‌کند و گرفتن آن تیک آبی برایشان ساده‌تر است، اما در ایران و تا همین چند وقت پیش صفحه اصلی را بر اساس تعداد فالوئرهای آن تشخیص می‌دادیم، یعنی در قسمت جست‌وجو می‌نوشتیم مثلا رامبد جوان و بعد شونصدتا پیج رامبد جوان می‌آمد و هر‌کدام که فالوئر بالای یک میلیون داشت مال رامبد جوان بود. اما خبر جالب این روزها، تیک آبی گرفتن صفحه رضا پرستش، بدل مسی است که واکنش‌های زیادی به همراه داشته است مثلا یکی نوشته بود «تیک آبی رو دادن که بگن بین فیک‌های مسی، این اصلیه یا بدلِ بدلِ مسی یه روز ادعا نکنه که بدل مسیه؟» یک کاربر دیگر هم نوشته بود «اکانت اینستاگرام رضا پرستش تو اینستاگرام تیک آبی داره؟ قدیما این تیک رو می‌دادن به فابریکه تا ما فیک فالو نکنیم الان برعکس شده قضیه!» ولی شاید باورتان نشود، همین رضا پرستش هم چندتا پیج فیک دارد. یعنی با اینکه این همه آدم، بدل مسی را مسخره می‌کنند، باز یک عده می‌روند و بدل همین بدل مسی می‌شوند.
﷯ از بیلبورد تا بازی در فیلم سینمایی
اما اگر از حال این روزهای رضا پرستش بخواهید بدانید، غیر از اینکه برای صفحه‌اش با ۴١٩هزار دنبال‌کننده تیک آبی گرفته، حالش خوب است و شکمش را که مدت‌ها سوژه خنده بود آب کرده است، ورزش می‌کند آن هم فوتبال که بیشتر شبیه مسی باشد، توی تیزرها و بیلبوردهای تبلیغاتی بازی می‌کند و... از چند ماه پیش هم که رامبد جوان استارتاپ ستاره‌ها (سایتی که برای تبلیغات به شما سلبریتی معرفی می‌کند) را راه انداخت و از او و دیگر سلبریتی‌های فضای مجازی استفاده کرد، کار و بار تبلیغاتش سکه‌تر شده و با حسین شاهرخ‌نیا (از استندآپ کمدین‌های خنداننده‌شو) هم رفیق جینگ شده‌اند و گاهی در اینستاگرام کلیپ‌های بامزه می‌سازند.
اما تبلیغات تنها نشانه جدی گرفتن او نیست و مجید صالحی (بازیگر و کارگردان سینما) هم برای بازی در فیلم سینمایی جدیدش به نام «زیر‌نظر» از پرستش
دعوت کرده است که اتفاقا باز هم واکنش‌های شدیدی در پی داشت، اینکه چرا باید کسی که فقط شبیه یک آدم معروف است جدی گرفته شود و به او بها داده شود و وای به حال ما ایرانیان که عادت داریم آدم‌های کوچک را بزرگ کنیم. تا اینکه این موضوع جدی گرفتن به اینستاگرام و آن تیک آبی کوچولو هم رسید.
﷯ فرق پرستش با بقیه بدل‌ها چیست؟
رضا پرستش تنها ایرانی‌ای نبوده است که تلاش کرده از راه بدل یک آدم معروف‌شدن، به شهرت برسد.ما بدل خواننده و بازیگر کم نداریم، در بین چهره‌های فوتبالی هم بدل رونالدو را داریم که اتفاقا زودتر از بدل مسی دست به کار شد. هم‌زمان با بدل مسی، بدل کی‌روش هم پیدا شد و کم‌کم بازار بدل‌شدن داغ شد، تا جایی که کم مانده بود مسعود روشن‌پژوه هم ادعای بدل زیدان بودن بکند. حتی یک بدل مسی دیگر هم داریم که اصلا شبیه مسی نیست و شاید عامل موفقیت پرستش، بین همه این بدل‌ها، شباهت زیادش به مسی باشد، چیزی که بدل رونالدو و بقیه
نداشتند. هر‌چند اگر ریشش را بزند دیگر شبیه مسی نیست. البته رضا پرستش، با همان شکمی که قبلا داشت، رفت اسپانیا. جام جهانی هم رفت روسیه و مردم آنجا کلی از دیدنش حال کردند و سلفی‌ گرفتند. تا جایی که پلیس بازداشتش کرد تا نظم به خیابان‌ها برگردد. می‌دانید، هر‌‌‌‌کس دیگری جای رضا پرستش بود، باید همان اوایل و بعد از دیدن واکنش‌های فضای مجازی بی‌خیال بدل بودنش می‌شد، ولی او از جلد مسی خارج نشد و خودش را سفت گرفت. حتی به دیدن ژاوی و کاسیاس رفت و آن‌ها را هم سورپرایز کرد. فرقش با بقیه بدل‌ها در پشتکارش بود.
﷯ درس بدل مسی برای ما
ماجرای رضا پرستش را می‌شود از ٢زاویه نگاه کرد. یکی پشتکار اوست که نشان می‌دهد آدم در هر کاری اگر پشتکار داشته باشد، به موفقیت می‌رسد. اما زاویه مهم‌تر و مغفول ماجرا این است که رضا پرستش به خیلی‌ها این پیام را می‌دهد که بدل‌شدن جواب می‌دهد. قدیم‌ترها رامبد جوان تمام بدل‌های مرتضی پاشایی را جمع کرد و در خندوانه به آن‌ها گفت خودشان باشند و دست از تقلید بردارند، چون این کار آخر و عاقبتی ندارد. حالا اما ماجرا فرق کرده است، حالا یکی از آن بدل‌ها می‌تواند از جایش بلند شود و در چشم‌های رامبد جوان نگاه کند و بگوید: چرند نگو! مگر ندیدی که رضا پرستش از بدل مسی‌بودن به چه شهرتی رسیده و کار و کاسبی‌اش سکه شده است؟
حالا دیگر نمی‌شود به بدل‌ها خرده گرفت که کارشان بیهوده است. رضا پرستش شاهد مثالی است از اینکه اگر هنر خاصی نداری، می‌توانی با چسباندن خودت به یک آدم معروف به موفقیت دست پیدا کنی و به شهرت برسی. او این پیام مخرب را ترویج می‌کند که می‌شود بی‌خیال خودمان و هر‌آن‌چه هستیم شویم، چون راه میانبرهای بهتری وجود دارد. این وسط باید از خودمان بپرسیم نقش ما (چه مردم و چه رسانه‌ها) در به وجود آمدن این پدیده و انتشار این پیام چه
بوده است؟

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس