نسخه پی دی اف

برجسته‌سازی تشیع

حیات سیاسی امام رضا(ع) مملو از مسائل و مباحث سیاسی و مذهبی و کلامی است، موضوعاتی که هر‌‌یک به‌تنهایی می‌تواند بحث‌های گسترده‌ای ‌را در حوزه زمانی خود در بر گیرد. از یک‌ طرف، حاکمیت عباسیان سوا‌ از مسائل و عملکرد آن‌ها یکی از درخشان‌ترین دوران تاریخی اسلامی و تمدن ناشی از آن بوده است و سرتاسر خاورمیانه را جزو حاکمیت خود قرار داده بوده‌اند. در دوران امام رضا‌(ع)، مأمون عباسی با حذف برادرش، امین، از صحنه قدرت، آن‌ هم پس از ۵ سال جنگ و با استفاده از حمایت ایرانیان و پرچم سبز علوی، تصدی خلافت را به دست گرفت. شخصیت امام رضا(ع) و آوازه وی سراسر عالم اسلامی را درنوردید. در این ۵ سال، همه‌جای عالم اسلامی سخن از امام رضا(ع) بوده است به‌ نحوی‌ که حتی خاندان عباسی در پی انتخاب فردی علوی به جانشینی مأمون بودند تا افکار عمومی را به خود جلب کنند. به همین علت، امام رضا(ع) مدینه را کانون این نهضت قرار داد. امام(ع) در تلاش خود باید از چند مانع عبور می‌کرد تا جامعه تشیع را که از عهد امام صادق(ع) شکلی تازه‌ پیدا کرده بود برجسته سازد، آن‌ هم شیعه واقعی، چون تا آن زمان، فرقه‌های مختلفی در این گرایش به وجود آمده بودند که تمییز آن‌ها دشوار بود. به همین منظور، در این مقال کوتاه، به چندین جریان و بحران اشاره می‌کنیم و به این می‌پردازیم که امام رضا(ع) چگونه توانست عبور از آن را سازمان‌دهی کند تا تشیع از گزند حوادث بیمه شود.
١- برملا ساختن چهره واقعی عباسیان و تفکیک آن‌ها از تشیع علوی و حسینی یکی از اقدامات امام هشتم(ع) در این دوران بود.
٢- عباسیان در مخدوش جلوه دادن تشیع صرفا از سلاح و ابزار نظامی و امنیتی بهره بردند اما حضور باصلابت امامان (امام کاظم و امام رضا) در مناظره‌ها و پاسخ‌های دقیق و روشنگرانه آن‌ها هرگونه سوءاستفاده و حرکت مذبوحانه عباسیان را خنثی کرد و باعث معرفی بیشتر تشیع شد.
٣- رشد خاندان‌های حکومتگر ایرانی در دربار عباسیان و اقدامات آن‌ها برای تثبیت حکومت عباسیان عامل دیگری بود که امام رضا(ع) جوامع ایرانی را از نیات شوم رهبران عباسی آگاه می‌کرد و درباره بازیچه قرار گرفتن ایرانیان به دانشمندان، رهبران مذهبی و صحابه ایرانی خود هشدار می‌داد.
۴- از جریان‌های شیعه چندین گروه به‌ صورت منشعب ظهور کردند. قرامطه و اسماعیلیه به‌تدریج در حال شکل‌گیری بودند. جریانی که انحراف در رهبری شیعه را نوید می‌داد به‌ طوری‌ که بعد از امام صادق(ع)، ادامه جریان امامت را در فرزندان اسماعیل دنبال کردند. روشنگری امام رضا(ع) توانست آن‌ها را تا اندازه‌ای از حوزه مدینه و کوفه دور کند. ۵- رشد واقفیه در این دوره بوده است. پیروان این جریان فکری به دلیل دور بودن امام کاظم(ع) از مرکز مدینه و زندانی بودن ایشان در بغداد، سعی کردند مسیر امامت را متوقف کنند. هرچند این گروه با اسماعیلیه یا با قرامطه نبودند، در رشد و اقبال جامعه به سمت آن‌ها می‌توانستند مؤثر باشند. ‌امام رضا(ع) با این عقاید فکری به‌شدت مقابله کرد. ۶- تقابل بین ایرانی و عرب که از زمان بنی‌امیه شکل‌ گرفته بود تا این زمان ادامه داشت. امام رضا(ع) به‌ رغم مبارزه با عباسیان سعی کرد این تقابل را از منظر دین و مذهب خارج کند و رنگ بوی دینی به خود نگیرد. به‌ این‌ ترتیب، با پذیرفتن ولایتعهدی و آمدن به ایران، این موضوع تا اندازه‌ای از حالت قومی خارج شد. ٧- انتقال مباحث دینی از مدینه و مکه به عراق و بغداد، سپس نیشابور و بلخ و مرو و ... حاصل تلاشی بود که از عهد امام رضا(ع) آغاز شد به‌ طوری‌ که تا قبل از این دوره، بیشتر مسائل و مباحث مذهبی حول‌ و حوش عربستان و شام و گاهی عراق رونق داشت اما پس از ورود امام رضا(ع) به ایران، بیشتر شهرها و قصبات توجه شایانی به مسائل و علوم دینی کردند. و بالاخره هشتم اینکه تشیع اکنون بیش از هر جریان فکری دیگری زمینه‌ساز تحول جامعه بشری است. این تحول صرفا در عرصه بحث‌ و جدل و فکر و کلام نیست بلکه اکنون خود به الگوی یک نظام سیاسی مبدل شده است که می‌توان سرآغاز آن را از عهد امام رضا(ع) دانست.
سید اسماعیل هاشمی رکاوندی
عضو هیئت‌ علمی دانشگاه آزاد مشهد
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس